=                خبرنامه  تهذیب همدان | مهر ۱۳۸۷
 

توسعه و ضرورت اصلاح

 
امروزه، تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند؛ چه، توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند .

روي كردهاي برآمده ازعصر جديدارتباطات و فناوري ها درتعليم و تربيت از جمله ديدگاه حداكثري مبتني بر خود يادگيري

و چگونه يادگيري (فراشناخت) ، يادگيري فرايند مدار و مستقل موجب حركت تدريجي در باز تعريف مفاهيم اساسي تعليم و تربيت شده است . سواد، علم، تدريس، معلم، شاگرد، محتواي درسي و مدرسه در حال احراز تعاريف جديد هستند.

درعصر حاضر تأكيد نظام آموزش و پرورش بر انتقال دانش نيست و نقش مدرسه با گذشته تفاوت بسياركرده است . آموزش و پرورش به جاي پرداختن به مواد درسي به كل انسان مي پردازد و به تمام ابعاد زندگي او توجه مي كند . معلم در نظام جديد آموزپ و پرورش در مقام ياور در بالندگي انسان، ايفاي نقش مي كند نه انتقال دهنده اطلاعات . شاگرد پرسشگر، خردگرا و فعال است نه شنونده اي منفعل و پذيرا . امروزه، با دسترسي فراگيرندگان به اينترنت و گذرگاه هاي گوناگون كسب اطلاعات و با لطبع تأثير پذيري از فرهنگ جهاني و غير بومي، اقتدار علمي معلم رفته رفته رنگ مي بازد . از همين روست كه اثر بخشي آموزش و پرورش ناگزير است كاركردهاي نوي را متناسب با روح زمانه براي خويش برگزيند . گزينش و دستيابي به كاركردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است . نگرشي نو در ابعاد و محورهاي گوناگوني چون تعاريف، اصول، اهداف، ساختار، محتوا، مديريت و منابع انساني در كشور ما نيز تغييرات و نگره هاي برآمده از تحولات عصر كنوني نيز خود نيازها و انتظارات جديدي را از آموزش و پرورش شكل مي دهد .

اگر خود را در محدوده آن چه هستيم واقع بينانه ببينيم، متوجه خواهيم شد كه آموزش و پرورش كنوني ما نه تأمين كننده دير و زمان بوده و نه برآورنده توقعات بر حق امروزمان . رفاه نسبي در جهان امروز نتيجه آموزش و پرورش پوياي كساني است كه با توجه به نيازهاي زمان و گريزاز تعصبات ناروا خود را مسئول بهزيستي انسان ها مي دانند و درسخت ترين شرايط به دنبال بهروزي همگانند . بايد گفت اختراعات شگفت انگيز واميدواري هاي روز افزون، الهام گرفته ازانديشه كساني است كه همگان را وامدار خودكرده است وماهمچنان منفعلانه چشم به راه آنان هستيم تابي آنكه سهمي در اين دستاوردها داشته باشيم برداشت كننده دست دومي از پديده هاي رفاهي واختراعي ديگران با پرداخت هزبنه هاي سرسام آور باشيم.

راهبردها در فرايند توسعه
ازنگاه اين مقاله براي همگام شدن آموزش و پرورش كشور با روح زمانه و رويكردهاي جديد تعليم و تربيت و براي

پاسخ گويي به نياز نسل آينده وحتي نسل حاضر در امتداد دو مسير مي توان حركت كرد و دو راه برد را مورد توجه قرار داد .

الف) نگرشي نو، باز تعريف مفاهيم
راه برد نخست، مبتني بر تحول و بازنگري در حيطه نگرش ها در حوزة فكري كلان جامعه است . بر اين پايه، مفاهيم اساسي تعليم و تربيت باز تعريف مي شوند . ضرورت باز نگري در حوزه هاي فكري جامعه براساس آينده اي پويا،تغييرپذير، و غير شخصي مدنظر قرارمي گيرد.در اين مسير، نظام آموزش وپرورش كلان نگرش به دانش آموز، معلم، محتوا و مدرسه را متأثر از تحولات زمان تغيير مي دهد . دانش آموز و معلم را در فرآيند امروزي آموزش و پرورش از ديدگاهي پرسشگر، مستقل، خلاق و كثرت گرا مي نگرد و مي خواهد با كنار نهادن ارتباط يكسويه سنتي و فرسوده، به جريان يادگيري-ياددهي حركت و خلاقيت بخشد . از اين ديدگاه، مفاهيم با الهام از فلسفه اجتماعي، سياسي و فرهنگي معاصر و متناسب با نياز جامعه واقع بينانه و غير متعصبانه، باز تعريف مي شود .

فرد محوري، نخبه پروري و پرورش اسطوره اي در آموزش و پرورش امروزه جايگاهي ندارد . كار آموزش وپرورش آموزش زندگي است . ازاين رو براي طراحي نظام آموزش متناسب با نيازفردا ياحتي امروز به چيزي پيچيده تر از يك نظام كليشه اي وفرد مدارانه احتياج داريم . در اين مسير اصل دمكراسي و مشاركت همراه با نهادي كردن انديشه به مثابه وظيفه يك نظام مترقي و جديد تعليم و تربيت مورد توجه قرار مي گيرد . بديهي است نهادي كردن انديشه مستلزم ايجاد بستر مناسب براي پذيرش و مدارا با ديدگاه ها و انديشه ها و نگرشي كثرت گرايانه است . در اين مسيربرخورد هاي خشك و خشن و متعصبانه، مردود و ناموفق است . در اين راهبرد، روش هاي آموزش و پرورش و ارزشيابي مورد تجديد نظر اساسي قرار مي گيرد راه كارهاي پرورشي وارزشيابي ازوضعيت تك بعدي، كّمي، ناكارآمدونامنعطف به روش هايي كارآمد،كيفي و منعطف تغييرمييابد .

ب) تحول ساختاري
بر پايه راه برد دوم، ساختار آموزش و پرورش در دو بعد كمي و كيفي مورد بررسي قرار مي گيرد . در بعد كمي تشكيلات وسيع و حجيم با ساختاري تمركزگرا، ديوان سالار و كم بازده به ساختاري غير متمركز و كوچك تر تبديل ميشود . نگاهداشت قدرت و تمركز مسئولييت با تفويض آن به سطوح مياني و پايين تر تغيير شكل مي دهد و در اين ميان واگذاري بخشي از مسئوليت ها به نهادهاي مردمي مرتبط كم حجم كردن اداره ها و نهادهاي دولتي از يكسو زمينه بروز خلاقيت ها را فراهم مي آورد و از سوي ديگر از حجم بوروكراسي اداري كم بازده و وقت گير مي كاهد .

در بعد كيفي مي توان كه دستور كار اصلاح تغيير در شكل و محتواست . محتوا و برنامه هاي درسي نظام تك رسانه اي،

مديرت هاي ناكارآمد، اقتدارگرا و نا منعطف نمي تواند بستر ساز حركت هماهنگ با كاروان جهاني دانش امروز به جلو باشد . از اين ديدگاه، ايجاد تغيير در ساختار آموزش و پرورش با راه بردهاي كلان نگر، تدريجي و مستمر، دقيق و كارشناسانه مي تواند توسعه كيفي را محقق سازد .

اصلاح كيفي آموزش و پرورش فرايندي نيست كه با اقدامي ضربتي بتوان آن را انجام داد، بلكه به اقتضاي نيازهاي نشأت گرفته از تقاضاي عدالت اجتماعي در جامعه هماهنگي كامل دارد . از اين نظر، اصلاح كيفي آموزش و پرورش رسمي زنجيره اي از تغييرات را در ديگر شكل هاي آموزش به وجود خواهد آورد كه به نوبه خود به الگوهاي رشد ساختارهاي تشكيلاتي اعم از آموزش رسمي و غير رسمي تنوع خواهد بخشيد . لازمة اين امر يك اساس گسترده و همگاني در مبارزه با بيسوادي است . زدودن بيسوادي امري است ملازم با ارتقاي آموزش و پرورش ابتدايي . هيچ كودكي نمي تواند با اعتماد به نفس به يادگيري بپردازد، مگر آن كه از طرف والدين مورد تشويق قرار گيرد . بنابر اين ممكن است، والدين بي سواد مانعي براي يادگيري باشند . آموزش خانواده به صورت مستمر، جذاب و فراگير در زدودن كم سوادي مي تواند نقش مهمي ايفا كند.

دو خصوصيت مهم در يادگيري براي تغيير كيفي آموزش و پرورش حايز اهميت اساسي است . نخست آموزش توانايي هاي نوجوانان براي تدوين سؤالها و مسأله هاست . شيوه حل مسأله جايگزين ضعيفي است اگر مسأله به دانش آموز داده شود؛ زيرا نقش فعال دانش آموزان در تدوين مسأله ها فوق العاده مهم است . يادگيري مبتني بر حل مسأله با يادگيري خود انگيزشي و يادگيري مستقل نيز رابطه نزديك دارد . مسائلي كه موضوع اين گونه يادگيري هاست در زمان معاصر به وجود آمده و به چندين رشته علمي مانند مكسائل جهاني جمعيت، منابع طبيعي و محيط زيست مربوط مي شود . اين گونه مسائل بايد براي نوجوانان چالشي در فرايند آموزش و پرورش بشمار آيد و توانايي هاي تجزيه و تحليل آنها را پرورش دهد و حساسيت آنها را نسبت به مسائل جهاني و ملي برانگيزد . چه اگر حسا سيت وجود داشته باشد از آن تعهد فكري و عملي و عزم معنوي برخواهد خواست . اين ارزش ها مستقيماً تدريس پذير نيستند و از طريق تعامل بين معلم و متعلم و انديشه ها به منصة ظهورمي رسند.ارزش ها نه فقط به رفتار فردي مربوط ميشودبلكه با مسائل عظيم معنوي دنياي معاصرنيزدرارتباطند .

خصوصيت دوم، توانايي انجام كارگروهي است . درعصرحاضر محيط هاي يادگيري مانند محيط هاي كاربالاترين اولويت

را به كار گروهي مي دهد؛ زيرا در اين محيط ها تركيب مهارت هاي افراد بزگتر از مجموع آنهاست . در فرايند توسعه كيفي آموزش و پرورش، محتوا و برنامه هاي درسي از اهميت اساسي برخوردار است . محتواي درسي مبتني بر مفاهيم نظري، جزوات فراوان، تعيين تكليف شبانه و طاقت فرسا به همراه روش هاي تدريس تكراري، خسته كننده و معلم مدار به كاهش انگيزه دانش آموزان منجر مي شود .

آزمايش و خطاهاي دائمي در تغيير نظام و محتواي كتب درسي، لطمات جبران ناپذيري به آموزش و پرورش وارد مي آورد . تقسيم ناعادلانه امكانات آموزشي درمدارس و مشكلات معيشتي نيزمانع ازآن مي شود كه دانش آموز انرژي، لبخند و نشاط لازم را از معلم دريافت كند . كمبود معلمان متخصص و آموزش ديده و آشنا با روان شناسي كودك ممكن است به تنزل كيفيت آموزشي منجر شود . ناآشنايي معلم با مراحل رشد رواني، اجتماعي، حركتي و مسائل هيجاني-رفتاري كودكان لطمات فراواني به كودكان وارد مي آورد . از اين رو، لازم است در گزينش معلمان به تخصص، دانش و نيز وضعيت ظاهري و آراستگي ظاهري اين قشر كه ساعاتي در روز را در ارتباط نزديك و مستقيم با كودكان و نوجوانان هستند توجه بيشتري شود . از سوي ديگر، اقدام به برگزاري دوره هاي مستمر ضمن خدمت با هدف باز آموزي براي تطبيق با وظايف جديد و ارئه اطلاعات به روز از جمله كارهايي است كه آموزش و پرورش مي تواند به انجام آن مبادرت ورزد .

تبديل فرايند ياددادن به يادگرفتن و استفاده از روشهاي فراشناختي در آموزش از خط مشي هاي نو در توسعه كيفي آموزش و پرورش است . گذر از ياد دادن به يادگيري و آموزش راه بردهاي مناسب براي خود يادگيري از رويكردهاي جديد تعليم و تربيت در جهان است كه فراگيرنده را در فرايند يادگيري فعال مي كند و اين روش با معلمان آموزش ديده و محتواي درسي كه دانش آموز را به تفكر وامي دارد همساز است، نه با محتوايي كه مبتني بر حفظ طوطي وار با كم ترين تفكر و تأمل است .

از ديگر محورهاي عمده در فرايند توسعه آموزش و پرورش، مديريت هاي كارآمد و متخصص است . سپردن امر آموزش و پرورش به دست غير متخصصان كم تجربه و غير موجه، كارايي و سلامت نظام تعليم و تربيت را به مخاطره مي اندازد . انتصاب هاي نابجا و رابطه مدار، ضربات اساسي به ساختار آموزش و پرورش وارد مي كند . در نظريه هاي مديريت نو در جايگاه يكي از عناصر ساختاري نظام به نوبه خود بر ساير عناصر نظام تأثير مي گذارد و نقشي تعيين كننده دارد .





طبق مكتب اصالت ساخت هرگاه يكي از عناصر ساخت تغيير كند بقيه عناصر ساخت به تبع آن تغيير مي كند و الگو به تغييرات احتمالي واكنش نشان مي دهد . از اين رو، به منظور حركت مؤثردر جهت توسعه و محقق ساختن اصلاحات اساسي در آموزش و پرورش، بايد مديران متخصص و عمل گرا بر اساس ضابطه و شايستگي انتخاب شوند و در رأس امور قرار گيرند و بر اين باور تأكيد شود كه مديريت و هدايت صحيح و عالمانه همراه با جلب مشاركت و تلاش همگاني كليد توسعه آموزش و پرورش است و توسعه آموزش و پرورش به نوبه خود زير بناي توسعه همه جانبه كشور است .

خلاصه سخن اين كه براي آماده كردن نسل حاضر براي زندگي در آينده، آموزش و پرورش بايد با شناخت روح زمانه و نيازهاي نشأت گرفته از آن، پاسخگوي تقاضاهاي مبتني بر شرايط جديد باشد و خود را با آن منطق كند . با انباشت مسائل جهاني و ملي و دائماً پويا و تغيير پذير، آموزش و پرورش ناگزير است با تدوين راه بردهاي منطقي و واقع بينانه خود را با حركت نسل امروز هماهنگ كند و با مسائل حل نشده و اضطرابها و بحران هاي ناشي از آن همچون هويت، اشتغال و كنكور روبه رو شود . از اين رو اقدام به انجام دادن اصلاحات اساسي در آموزش و پورش بنا به تجربه سايرممالك، زير بناي توسعه در كشور ضرورت دارد .

از نگاه اين مقاله توسعه را مي توان در دو بعد نگرشي و ساختاري مورد مورد توجه قرار داد . راه برد نخست بر تحول و باز نگري در حيطه نگرش ها در حوزه فكري كلان جامعه تكيه مي كند و به باز تعريف مفاهيم اساسي تعليم و تربيت مي پردازد . پذيرش انديشه ها و تفاوت ها، مدارا و انعطاف اساس اين راه برد است . راه برد دوم تغيير در ساختارهاي آموزشي و تربيتي را مد نظر قرار مي دهد و بر توسعه كمي و كيفي با تأكيد بر تحول در ساختارهاي مديريتي به سوي مديريت هاي متخصص و عمل گرا تأكيد مي ورزد .



تاريخ : جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۸۷ | 16:1 | نویسنده : مرتضی |
 

نويسنده: صفي الله ملکي (کارشناس ارشد امور فرهنگي)

مقدمه
    اوقات فراغت را مي توان مهمترين و دلپذيرترين اوقات انسانها دانست. اين اوقات براي مومنين لحظه هاي نيايش با معبود، براي عالمان دقايق تفکر و تامل و براي هنرمندان زمان ساختن و ابداع و اختراع است در عين حال براي عده اي نيز اين اوقات فراغت ملال آورين ترين و خستگي ترين لحظه هاست.
    اوقات فراغت از ديدگاه عالمان، جامعه شناسان و دانشمندان به حدي مهم است که معتقدند؛ موجوديت و اصالت فرهنگهاي جامعه بر مبناي فرصتها و اوقات فراغت افرادي که در آن جامعه زندگي مي کنند پي ريزي شده است. فرانسيس دوگه مي گويد “به من بگوييد اوقات فراغت را چگونه مي گذرانيد تا بگويم شما که هستيد و فرزندانتان را چگونه تربيت مي کنيد.” و يا تاگور شاعر معروف هندي معتقد است؛ تمدنهاي انساني سرمايه هاي جاويداني هستند که از کاشت، داشت و برداشت صحيح اوقات فراغت متجلي گشته اند. چنانچه کارکردهاي فراغت را نشاط و شادابي، تفريح و سرگرمي سالم و بالاخره رشد وشکوفايي استعدادها و تکوين شخصيت بدانيم و نظر به اينکه کشور ما در رديف جوان ترين کشورهاي دنيا (با ميانگين سني 16 سال) مي باشد، هدايت، ايجاد امکانات براي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان مي تواند در شکل گيري شخصيت و هويت آنان و سازندگي جامعه ايراني و اسلامي نقش بسزايي داشته باشد.
    براساس تحقيقات انجام شده در برخي کشورهاي در حال توسعه، مشکلات عمده گذران اوقات فراغت، نداشتن امکانات سالم تفريحي، عدم آگاهي، نداشتن برنامه صحيح و اصولي و همچنين اجراي سياستهاي نامناسب فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي مي باشد که موجب انحراف نوجوانان و جوانان و کشيده شدن آنان به سوي تفريحات ناسالم است. پژوهشهاي انجام شده در ايران نيز حاکي از اين مطلب است که بسياري از معضلات اخلاقي و فرهنگي در بين نوجوانان و جوانان، موازي کاري ارگانها و سازمانهاي ذي ربط و فقدان برنامه ريزي صحيح جهت گذران اوقات فراغت در بين آنان بوده است.
    رمز موفقيت آموزش و پرورش وجود معلمان و مربيان کارآمد، با انگيزه، خلاق و پويا مي باشد. اين در حالي است که استکبار جهاني تمام تلاش خود را معطوف تسلط فرهنگي غرب بر جامعه اسلامي کرده است و در اجراي اين اهداف شوم از ابزار و وسايل فرهنگي و اشاعه فرهنگ مبتذل و تفريحات ناسالم براي دانش آموزان (نوجوانان و جوانان) بهره مي جويد. بنابراين لزوم برنامه ريزي و سياستگذاري مناسب و وضع قوانين لازم براي غني سازي اوقات فراغت دانش آموزان براي جلوگيري از رواج فرهنگ ابتذال غرب بسيار ضروري و لازم به نظر مي رسد.
    خوشبختانه عنايت ويژه مجلس شوراي اسلامي به امور تربيتي و تصويب و ابلاغ آن به آموزش و پرورش گواه اهميت و نقش امور تربيتي در احياي فرهنگ اسلامي و ايراني در بين دانش آموزان است.
    بديهي است هر گونه سياستگذاري و برنامه ريزي براي رسيدن به “وضع مطلوب” نياز به شناخت “وضع موجود” مي باشد.
    يعني شناخت نيازها، تمايلات، علاقه و گرايشها و نگرشهاي دانش آموزان به انواع فعاليتهاي فوق برنامه و فراغت و برنامه ريزي و تدارک امکانات لازم يک ضرورت براي امور تربيتي در آموزش و پرورش مي باشد.
    تعاريف خاص و عام اوقات فراغت
    فراغت در لغت به معناي آسودگي و آسايش است اما از نظر اصطلاحي و از ديدگاه جامعه شناسان اينگونه تعريف شده است؛ “گذران اوقات فراغت، مجموعه فعاليتهايي را در بر مي گيرد که شخص به ميل خود، خواه براي استراحت، خواه براي تفريح، خواه براي گسترش اطلاعات يا مشارکت آزاد اجتماعي و يا بروز خلاقيت و توانايي، در زمان فارغ التحصيلان از تعهدات شغلي و خانوادگي و اجتماعي بر عهده مي گيرد.
    کارکردهاي اصلي اوقات فراغت
    کارکردها و منافع اوقات فراغت را مي توان به دو گروه عمده تقسيم کرد؛
    الف. کارکردها و منافع مستقيم: استراحت، تفريح، خلاقيت، تعلق و همبستگي
    ب. کارکردها و منافع غير مستقيم: تقويت سرمايه اجتماعي، تقويت هويت ديني و ملي، کاهش آسيبهاي اجتماعي، کمک به توسعه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي.
    سطوح فعاليتهاي فراغتي از نظر کيفيت
    فعاليتهاي فراغتي از سطوح مختلف ارزشي از نظر نوع انگيزه و پاسخگويي به سلسله مراتب نيازها برخوردار است. گذران فراغت در مراتب عالي مي تواند به خلاقيت علمي، هنري و اعتلاي ارزشهاي اخلاقي و خدمات اجتماعي بپردازد. در يک سطح ديگر مي تواند به رفع خستگي، کسب لذت و آسايش و تامين سلامت جسمي و روحي کمک کند. اما در عين حال گذران فراغت مي تواند با نوعي آسيبهاي فردي و اجتماعي مثل روي آوردن به مواد مخدر، بزهکاري و ستيزه جويي همراه باشد. در اين مبحث بايد به اهميت تمايز ميان فراغت فعال و فراغت غيرفعال اشاره کرد که در شرايط دنياي معاصر به سمت عدم تعادل و گسترش فراغت غيرفعال گرايش پيدا کرده است. يکي از اهداف اصلي برنامه ريزي و مديريت گذران فراغت کمک به ايجاد تعادل و توازن ميان انواع فعاليتهاي سالم فراغتي و کاهش انگيزه ها و زمينه هاي فراغت ناسالم است.
    انواع و اشکال فعاليتهاي فراغتي
    با توجه به اهداف برنامه ريزي و مديريت فراغت مي توان تمام فعاليتهاي فراغتي را در هفت گروه دسته بندي کرد:
    1- انواع ورزشها و بازيهاي فعال
    2- انواع فعاليتهاي هنري، فرهنگي و صنايع دستي
    3- انواع فعاليتهاي علمي، آموزشي و پژوهشي
    4- انواع فعاليتهاي داوطلبانه گروهي و اجتماعي
    5- انواع سرگرمي ها، بازيها و تفريحات عامه پسند
    6- انواع فعاليتهاي گردشگري، مسافرت و سياحت
    7- انواع فعاليتهاي ديد و بازديد، خريد تفريحي و شهرگردي
    متغيرهاي موثر بر شيوه هاي گذران اوقات فراغت
    مجموعه عوامل و متغيرهاي موثر در گذران فراغت را مي توان به 6 گروه به شرح زير تقسيم کرد:
    1- متغيرهاي اجتماعي و فرهنگي (تحصيلات، پايگاه اجتماعي، فرهنگ ملي و اعتقادات ديني، موقعيت طبقاتي و...)
    2- متغيرهاي اقتصادي (شغل و درآمد، کالاها و خدمات فراغتي، نقش اقتصاد فراغتي و گردشگري و...)
    3- متغيرهاي فردي و شخصي(جنسيت، سن و مرحله زندگي و...)
    4- متغيرهاي خانوادگي (نقش ازدواج، مراحل زندگي خانوادگي، هويت و فرهنگ خانوادگي و...)
    5- عوامل محيطي و کالبدي- فضايي (وجود امکانات، قابليت دسترسي، آگاهي و اطلاع و...)
    6- عوامل مديريتي (نقش دولت، نقش بخش خصوصي، نهادهاي داوطلب، مديريت کارآمد، تبليغات و...)
    سير تحولي غني سازي اوقات فراغت
    برخي از صاحب نظران و پژوهشگران معتقدند گذران اوقات فراغت از زمان تاريخ بشريت بوده و به صورت بازي يا مراسمهاي مذهبي و آئين ها و آداب و رسوم انسانها بوده است اما گروهي از دانشمندان گذران اوقات فراغت را از پديده هاي دوران صنعتي مي دانند.
    در نيمه اول قرن نوزدهم ميزان کار کارگران آمريکا بيش از 85 ساعت کار در هفته و حتي در انگلستان 15 ساعت کار در روز به صورت معمولي و عادي تلقي مي شد.
    مدارک موجود در دوره هاي قبل از اسلام و در ايران نشانگر آن است که مزاياي فراغت بيشتر براي طبقات ممتاز و اشراف جامعه بوده است ومردم عادي وظيفه اي جز کار سنگين نداشته و گاهي فرصت کوتاهي را صرف استراحت و بازديد از اقوام و شرکت در مراسمهاي ملي و مذهبي مي کردند. نتايج حاصل از کار و توليد، عايد عده قليل و معدود مي شده است. تا دوران رنسانس و صنعتي مردم به سختي امرارمعاش مي کردند وزنان و مردان و کودکان نيز دوش به دوش هم درکارهاي سنگين سهيم بودند. با اختراعات جديد مثل راديو، تلويزيون و... اين امکان به وجود آمد که فراغت از عده خاص و اشراف به عموم مردم تسري بيابد. در اواخر قرن نوزدهم نهضتهاي اجتماعي به همت اتحاديه هاي کارگري براي کم کردن ساعات کار تحت عنوان “نهضت تفريحات سالم” به وجود آمد تا امکانات لازم براي رفع خستگي روزانه کارگران را فراهم سازد.
    نخستين رساله طرفداري از اوقات فراغت براي کارگران در اروپا توسط “پل لامارک” تحت عنوان “حق تنبل بودن” به رشته تحرير درآمد. سپس در سالهاي 1920 تا 1930 در آمريکا و اروپا پژوهشهاي تجربي درباره فراغت انجام گرفت و در سال 1924 دفتر بين المللي کار نخستين کنفرانس بين المللي را درباره وقت آزاد کارگران با حضور 300 نماينده از 18 کشور برگزار کرد.
    امروزه بسياري از جامعه شناسان و حتي اقتصاددانان بر اين باورند که تحول جوامع انساني به سوي “تمدن فراغت” است و تمدن فراغت چيزي جز افزايش توليدات شکوفايي اقتصاد و افزايش درآمد سرانه نيست. حتي عده اي از اين هم فراتر رفته و يک نوع اخلاق مبتني بر خوشبختي را زاييده فراغت مي دانند.
    مطالعات و تحقيقات انجام شده در خصوص نحوه گذران اوقات فراغت در ايران
    پژوهش و تحقيقات انجام شده در ايران
    حاکي از آن است که؛
    - زمان بيدار شدن از خواب (براي نوجوانان 11 تا 14 سال در جامعه شهري)
    35 درصد نوجوانان بين ساعت 30/6 دقيقه الي 7 صبح و 22 درصد بين ساعت 30/15 الي 6 (غير از روزهاي تعطيل) از خواب بيدار مي شوند البته اين آمار در جوانان 15 تا 29 ساله شهري 24 و 21 درصد مي باشد.
    - زمان خوابيدن
    56 درصد از نوجوانان تا ساعت 10 شب مي خوابند، 44 درصد نيز غير از ايام تعطيل بعد از ساعت 10 مي خوابند.
    - مدت زمان فراغت
    54 درصد نوجوانان يک تا 3 ساعت در شبانه روز اوقات فراغت دارند. بر اساس نتايج به دست آمده در جامعه مورد بررسي شهري هر فرد نوجوان به طور متوسط 157 دقيقه (حدود دو نيم ساعت) در شبانه روز فراغت دارد.
    اين ميزان براي جوانان 15 تا 29 سال روزانه به طور متوسط 171 دقيقه (حدود 3 ساعت) مي باشد. با محاسبه 14 ميليون دانش آموز با سرانه دو ساعت اوقات فراغت يعني آموزش و پرورش بايد براي 28 ميليون ساعت نفر روز برنامه ريزي براي غني سازي اوقات فراغت داشته باشد.
    - نحوه گذران اوقات فراغت
    87 درصد گذران اوقات فراغت مربوط به تماشاي تلويزيون در بين جوانان و نوجوانان مي باشد. لذا يک هماهنگي و همکاري و تعاملي بين صدا و سيما و امور تربيتي آموزش و پرورش لازم و ضروري مي باشد.
    -نوع گذران اوقات فراغت
    64 درصد نوجوانان 11 تا 14 ساله اوقات فراغت خودرا به “بازي و ورزش” مي پردازند که البته نسبت پسران 86 درصد و دختران 40 درصد است.
    توجه به تربيت بدني در آموزش و پرورش از اولويت خاصي برخوردار است. در بسياري از کشورهاي پيشرفته مدت زمان ورزش در دوره هاي ابتدايي دو روز و حتي سه روز مي باشد اما در کشور ما سه ساعت در هفته است؟!
    - نوع علاقه مندي به گذران اوقات فراغت
    76 درصد نوجوانان با اولويت ورزش فوتبال را دوست دارند البته دختران با اولويت واليبال را دوست دارند، 61 درصد از نوجوانان علاقه مند به فيلمهاي ايراني هستند. جالب است بدانيم بيشتر علاقه مندي نوجوانان به فيلمهاي جنگي و رزمي است، 41 درصد عاطفي و خانوادگي در رتبه دوم قرار دارد.
    - متوسط زمان تماشاي تلويزيون براي نوجوانان بين دو ساعت و 15 دقيقه برآورد شده است.
    نتايج حاصله و پيشنهادها
    1- امور تربيتي آموزش و پرورش بايد هماهنگي و همکاري بسيارنزديک با ارگانها و نهادهاي ذي ربط از قبيل سازمان تربيت بدني، صدا و سيما، شهرداري، سازمان تبليغات اسلامي داشته باشد.
    2- در برنامه ريزي ، نيازها و رغبت و علاقه دانش آموزان را مد نظر داشته باشد.
    3- از نتايج پژوهشها و تحقيقات علمي (روان شناسي، جامعه شناسي و...) بهره برداري نمايد.
    4- با خانواده و اولياي دانش آموزان هماهنگي نسبي داشته باشد.
    5- براي فعاليتهاي خارج از مدرسه اعم از کانونهاي فرهنگي و تربيتي، اردوگاهها و اماکن ورزشي يک برنامه ريزي و سياستگذاري منسجم داشته باشد و توجه ويژه اي به آن بکند.
    6- با عنايت به اينکه فعاليتهاي پرورشي و گذران اوقات فراغت بايد در جهت تکميل برنامه هاي درسي و رسمي دانش آموزان قرار گيرد نياز به همکاري و هماهنگي با همه حوزه هاي آموزشي اعم از معلمان، مديران و... را دارد.
    7- برنامه هاي پرورشي (اوقات فراغت) بايد نشاط آور، قابل انعطاف و لذت آور براي همه دانش آموزان شود و با کمترين هزينه بالاترين نشاط آوري را داشته باشد.
    8- با عنايت به اهميت پويايي و فعال بودن دانش آموزان، لزوم برنامه ريزي براي مشارکت دانش آموزان در برنامه هاي پرورشي به خصوص اوقات فراغت همواره احساس مي شود.
    اميد است با راه اندازي مجدد امور تربيتي و همت والاي مسئولان تلاشگر و دلسوز شاهد رشد و شکوفايي استعدادها، هويت اسلامي و ايراني دانش آموزان و پرورش روحيه خلاق و با نشاط آنان در کشور اسلامي ايران باشيم. انشاءالله.
    منابع و ماخذ:
    - جامعه شناسي فراغت، اصل زاهدي
    - يادگيري مشارکتي، دکتر اميني و دکتر مرعشي
    - چگونگي پرداختن به فعاليتهاي فراغت (دبيرخانه شورايعالي جوانان)
    - نقش فعاليتهاي فوق برنامه در تربيت جوانان، دکتر شعاري نژاد
    - تعاريف فراغت و ديدگاههاي آن، علي اسدي



تاريخ : جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۸۷ | 15:59 | نویسنده : مرتضی |


تاريخ : جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۸۷ | 15:55 | نویسنده : مرتضی |

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

حمد و سپاس خداوندى را كه در رحمت خود را در اين عصر و زمان بر روى بندگان خود باز كرده و راه و روش اسلام  شناسى را به ما آموخت و ما را از ظلمت و تاريكى به صبح سفيد و آشنائى و پيروزى بر نفس سركش كشاند و از خواب غفلت به بيدارى كشيد و از مردن در رختخواب و يا در راه غير خدا به شهادت در راه خودش كشاند و چنين پدر بزرگوارى را ، الگوى تمام خوبيها ، مرد تقوا و عمل ، انسان پاك و فرعون كش ، بت شكن زمان ، انسان سخن و عقل ، پير شكست ناپذير و گوهر جماران را به عنوان رهبر بر بالاى سر ما يتيمان نهاد و درس تقوا و آزادگى را از زبان حسين (ع) بر ما آموخت و قلب سياه و كدر ما را با گذشت و جان بازى و ايثار و صبر و استقامت در راه خدا سفيد و پاك گرداند و حال اگر شب و روز شكرگزارى كنيم قدر اين نعمت خدا را نتوانيم دانست خداوند در اين مدت انقلاب يك نعمت بزرگى باز به ما بخشانيد و آن هم جنگ با كافران و خداشناسان روى زمين تا بتوانيم خودمان را در صحنه عمل امتحان كنيم و براى رسيدن به جهاد مقدس (اصغر) بايد موانع هاى بزرگى را از سر راه برداريم و آنهم مبارزه با نفس و يا جهاد اكبر است. واقعا كه جبهه دانشگاه الهى است ، دانشگاهى كه در آن درس تقوا ، درس گذشت، استقامت، فداكارى ، جانبازى ، صبر و غيره آموخته ميشود ، جبهه جائى است كه انسانهائيكه در آن قدم مى گذارند بايد از ته قلب بر سرور شهيدان آقا ابا عبدالله لبيك گويند و حسين گونه تا آخرين لحظه عمر خود باشند ، جبهه جايى است كه انسان يك قدم از ديگران نسبت به خدا نزديكتر است. خاك جبهه ايران همچون خاك كربلاست چون زمانيكه عزيزان سر بر زمين مى گذارند و زمين را با خون خود آبيارى ميكنند به عشق رسيدن به آقا ابا عبدالله (ع) و بياد آن بزرگوار هستند و خداوند در اين راه پاداش قرار داده است كه بالاترين پاداشش شهادت در راه اوست .

در مسلخ عشق جز نكو را نكشند روبه صفتان زشت خو را نكشند.

پيام به مردم حزب الله و زحمت كش

البته اينجانب كوچكتر از آن بودم كه بعد از رفتن خود پيامى بدهم خودم را در مقابل تمام موجودات خداوند كوچكتر مى دانم ولى گفتنيهاى زيادى براى مردم دارم كه بعد از خاموش شدن چراغ عمرم شما مقدارى از آن را روى كاغذ مى خوانيد . اول اينكه امام عزيز را تنها نگذاريد و به پيامهاى پدرگونه او از ته قلب گوش فرا دهيد و مانند مردم كوفه نباشيد كه ابا عبدالله را تنها گذاشتند اگر تا به الان در اين راه مقدس قدم نگذاشته ايد و به پابوس اسلام نيامده ايد فرصت هست و هر وقت كه پيش خدا بيائيد خداوند شما را قبول مى كند و ديگر اينكه راههاى انحرافى كه انسان را از خط امام عزيز و بزرگوار دور مى كند پرهيز كنيد . امام عزيز فعلا فرموده اند كه بايد در جبهه باشيم و دفاع را واجب دانسته اند جبهه هاى گوناگون براى خودتان درست نكنيد جبهه فقط و فقط خط مقدم است و براى همه واجب است نگذاريد امام عزيز براى چندمين بار به ما بگويد كه به جبهه برويد اگر ما سرباز او باشيم  ؟؟؟ فرموده اند و ديگر كافى است ما بايد به دنيا ثابت كنيم كه هر چه امام مى گويند با جان و دل خريداريم از گروه بازى و خيانت به خون شهدا بايد ؟؟؟ ديگران به فكر كمك كردن به اين خاك باشند نه به فكر مسئول بودن و مسئوليتها كه به عهده ما ميگذارند به فكر كمك كردن به مستضعفان باشيم نه به كسانيكه از زحمت و خون شهدا استفاده ميكنند و نفعى هم به انقلاب و جنگ نميرسانند پيام ديگرى كه دارم اين است كه سعى كنيد كه در اين دو روزه زندگى امام  بزرگوار را راضى نگهداريد و از همه بالاتر پروردگار عاليتان را لباس عاشقانه رزم را بر تن كنيد و پوتينهاى خود را محكم ببنديد و پيشانى بند الله اكبر بسته و پشت پا به اين دنيا و ماديات زودگذر زنيد و با يك دست قرآن و با دست ديگر سلاح برگيريد و به سوى جبهه هاى حق عليه باطل حركت كنيد و به زبان خود اين را جارى كنيد جنگ جنگ تا پيروزى .

پيام براى برادران واحد اطلاعات و عمليات

آن سوكشان با سرخوشان ، اين سو كشان با ناخوشان         يا بگذرد يا ميشكند كشتى در اين گردانها برادران عزيز از اين كه خداوند بزرگ توفيق داد و منت بر من نهاد تا بتوانم چند صباحى از عمر خود را با شما عزيزان فداكار باشم شكرگزارم ولى مى خواهم بگويم كه اين واحد مقدس را خيلى خيلى قدر بدانيد كارهائيكه شما برادران عزيز انجام مى دهيد عاشقانه است نه علاقه براى رضاى الله است نه براى كس ديگرى ، از ته قلب اينجانب را حلال كنيد و خلاصه اين بنده گنهكار و حقير را به بزرگى خودتان ببخشيد و از خدا برايم طلب آمرزش كنيد چند پيام است كه مى خواهم برايتان بگويم .

1- خداوند را سعى كنيد با حركت قلبى راضى نگه داريد .

2- براى شهادت  و يا ؟؟؟ رفتن تلاش نكنيد براى رضاى او كار كنيد و بگوييد خداوندا نه براى بهشت كه و نه براى شهادت اگر تو ما هم در جهنمت بى اندازيد و فقط از ما راضى باشى براى ما كافى است .

3- خانواده شهدا را فراموش نكنيد . بخصوص شهداى واحد .

4- به مجروحين و معلولين سركشى كنيد مخصوص برادران واحد .

5- در وقت نماز اين بنده را هم دعا كنيد و نماز وحشت شب اول قبر را هم براى من بخوانيد .حلال كنيد



تاريخ : جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۸۷ | 15:48 | نویسنده : مرتضی |