=                خبرنامه  تهذیب همدان | آبان ۱۳۸۸
     
در آن روزها سازماندهی نیروی هوایی و سازماندهی بخشهای گوناگون ارتش مسئله‌ مهمی بود. این كار آن چنان با ظرافت، مهارت و پایبندی به مبانی انقلاب در داخل نیروی هوایی انجام گرفت كه حتی ناظران نزدیك و آشنا را هم متحیر كرد


وقتی انسان وارد این خانه‌ها می‌شد، مناظر رقت‌انگیزی می‌دید. دهها خانه را عبور می‌كردیم تا برسیم به نقطه‌ای كه تك تیرانداز ما، با تیر مستقیم، دشمن و گشتیهایش را هدف می‌گرفت. من بچه‌های خودمان را می‌دیدم كه تك تیرانداز بودند و خودشان را رسانده بودند به پشت سنگرهایی كه درست مشرف به محل عبور و مرور دشمن بود. البته دشمن هم، به مجرد این كه اینها یكی را می‌انداختند، آن جا را با آتش شدید می‌كوبید. این طور بود. اما اینها كار خودشان را می‌كردند.
این یك قسمت از خانه‌ها بود كه ما رفتیم دیدیم. خانه‌های خالی و اثاثیه‌های درست جمع نشده كه نشانه‌ نهایت آوارگی و بیچارگی مردمی بود كه اسبابهایشان را همین طور ریخته بودند و رفته بودند. خیلی تاثر‌انگیز بود! جوانانی كه با قدرت تمام جلو می‌رفتند، مدام به من می‌گفتند: «این جا خطرناك است.» می‌گفتم: «نه. تا هر جا كه كسی هست، باید برویم ببینیم!»
آخرین جایی كه رفتیم، زیر پل بود. پل شكسته شده بود. پل آبادان خرمشهر، یك جا قطع شده بود و قابل عبور و مرور نبود. زیر پول، تا محل آن شكستگی، بچه‌های ما راه باز كرده بودند و می‌رفتند و من هم تا انتها رفتم. گمان می‌كنم و چنین به ذهنم هست كه در آن نقطه‌ آخری كه رفتیم، یك نماز جماعت هم خواندیم. من همه جا حماسه و مقاومت دیدم. این، خلاصه‌ حضور چندین ساعته‌ ما در آبادان و آن منطقه‌ اشغال نشده‌ خرمشهر به اصطلاح كوت شیخ بود.(مصاحبه توسط تهیه كنندگان مجموعه‌ « روایت فتح» 11/06/1372)
* مقاومت رمز پیروزی
در آن روزها سازماندهی نیروی هوایی و سازماندهی بخشهای گوناگون ارتش مسئله‌ مهمی بود. این كار آن چنان با ظرافت، مهارت و پایبندی به مبانی انقلاب در داخل نیروی هوایی انجام گرفت كه حتی ناظران نزدیك و آشنا را هم متحیر كرد. بعد جنگ تحمیلی آغاز گشت و نوبت عملیات شد. چشمها متوجه بود كه نیروی هوایی چه خواهد كرد؟
نیروی هوایی نقش‌آفرینی كرد و وسط میدان ظاهر شد. با اینكه نیروی هوایی، نیروی پشتیبانی است، اما در برهه مهمی از زمان در آغاز جنگ، محور دفاع مقدس شد. بنده آن وقت نماینده‌ مجلس شورای اسلامی بودم؛ به مجلس رفتم و از تعداد سورتیهای پرواز نیروی هوایی در جنگ گزارش دادم؛ نمایندگان مبهوت ماندند!
یك بار دیگر نیروی هوایی دیگران را متعجب كرد؛ آن زمان كه دستگاه‌های به گمان بعضیها از كار افتاده و معطل مانده رو به تمام شدن را احیا كرد. شاید روز اول یا دوم جنگ بود كه چند نفر از بزرگان نظامی آن روز كاغذی به من دادند كه در آن طبق آمار نشان داده شده بود كه ما حداكثر تا بیست روز دیگر پرنده‌ای در آسمان كشور نخواهیم داشت نه ترابری و نه جنگنده. من هنوز آن كاغذ را نگه داشته‌ام.
به ما می‌گفتند اصلاً امكان ندارد اما جوانان ما از خلبان ما، فنی ما، پدافندی ما، همه و همه دست به هم دادند و هشت سال جنگ را بدون اینكه ما چیز قابل توجهی به موجودی ارتش اضافه كرده باشیم، اداره كردند آن هم در مقابل پشتیبانی‌های جهانی از رژیم صدام به آن رژیم هواپیما و امكانات راداری و پدافندی می‌دادند و مدرنترین وسایل و تجهیزات رادر اختیارش می گذاشتند اما نیروی هوایی ایستادگی كرد:‌«ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا».(بیانات در دیدار فرماندهان و كاركنان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی 19/11/1382)

* امید به جوانان
اكثر جوانی‌هایی كه در جنگ نقش‌های مؤثر ایفا كردند از قبیل دانشجوها بودند و خیلی هایشان هم جزو نخبه‌ها بودند. دلیل نخبه‌بودنشان هم این بود كه یك جوان بیست و دو سه ساله فرمانده یك لشكر شد؛ آنچنان توانست آن لشگر را هدایت كند و آن چنان توانست طراحی عملیات را كه هرگز نكرده بود، بكند كه نه فقط دشمنانی را كه مقابل ما بودند یعنی سربازان مهاجم بعثی عراق متعجب كرد بلكه ماهواره‌ای دشمنان را هم متعجب كرد. ما والفجر هشت را كه حركت نشدنی و باور نكردنی است داشتیم درحالی كه ماهواره‌های آمریكایی برای عراق لابد این موضوع را شنیدید و مطلعید كار می‌كردند؛ اطلاعات به آن كشور می‌دادند.
یعنی دائماً قرارگاه‌های جنگی رژیم بعثی با دستگاه‌های خبری آمریكایی و با ماهواره‌هایشان مرتبط بودند و آن ماهواره نقل و انتقال و تجمع نیروهای ما را ثبت می‌كردند و بلافاصله به آن اطلاع می‌دادند كه ایرانیها كجا تجمع كرده‌اند و كجا ابزار كار گذاشته‌اند. حتما می‌دانید كه اطلاعات در جنگ نقش بسیار مهم و فوق العاده‌ای دارد اما زیر دید این ماهواره‌ها، ده‌ها هزار نیرو رفتند تا پای اروند رود و دشمن نفهمید! با شیوه‌های عجیب و غریبی كه می‌دانم شماها چیزی از آنها نمی‌دانید البته آن وقت برای ماها روشن بود بعد هم برای مردم آشكار شد منتها متأسفانه معارف جنگ دست به دست نمی‌شود.
یكی از مشكلات كار ما این است لذا شماها خبر ندارید اینها با كامیون با وانت، به شكل‌های گوناگون مثل اینكه گویا هندوانه بار كرده‌اند، توانستند ده‌ها هزار نیروی انسانی را با پوشش‌های عجیب و غریب و در شب‌های تاریكی كه ماه هم در آن شبها نبود به كناره اروندرود منتقل كنند و از اروندرود كه عرض آن در بعضی از قسمتها به دو سه كیلومتر می‌رسد این نیروهای عظیم را عبور بدهند به آن طرف از زیر آب و با آن وضع عجیبی كه اروند دارد كه شماها شاید آن را هم ندانید. اروند دو جریان دارد: یك جریان از طرف شمال به جنوب است كه آن جریان اصلی اروند است و رودخانه دجله و فرات هم در همین جریان به اروند متصل می‌شوند و با هم به طرف خلیج فارس می‌روند. جریان دیگر عكس این جریان است و آن در مواقع مد دریا است.
در این مواقع آب دریا به قطر حدود دو سه یا چهار متر از طرف دریا یعنی از طرف جنوب می‌آید به طرف شمال یعنی دریا سرریز می‌شود در رودخانه. با این حساب یعنی اروند دو جریان صدو هشتاد درجه‌ای كاملاً مخالف همدیگر دارد. به هر حال با یك چنین وضع پیچیده‌ای آن زمان ما در جریان جزییات كار قرار می گرفتیم و آن دلهره‌ها و كذا و كذا رزمندگان اسلام توانستند به آنجا بروند و منطقه‌ای را فتح كنند و كار شگفت آوری را انجام دهند این كار كار همین دانشجوها و همین جوانان و همین نخبه‌هایی دارد كه در بسیج و در سپاه بودند.(بیانات در دیدار با جوانان نخبه و دانشجویان 5/7/83 )
* بابایی آماده پرواز بود
سال 61 شهیدبابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شكاری اصفهان. درجه این جوان حزب‌اللهی سرگردی بود كه او را به سرهنگ تمامی ارتقا دادیم. آن وقت آخرین درجه ما، سرهنگ تمامی بود. مرحوم بابایی سرش را می تراشید و ریش می گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره كند. كار سختی بود. دل همه می‌لرزید دل خود من هم كه اصرار داشتم، می‌لرزید، كه آیا می تواند؟
اما توانست. وقتی بنی‌صدر فرمانده بود، كار مشكل‌تر بود. افرادی بودند كه دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می كردند حرف می‌زدند، اما كار نمی‌كردند؛ اما او توانست همانها را هم جذب كند. خودش پیش من آمد و نمونه‌ای از این قضایا را نقل كرد. خلبانی بود كه رفت در بمباران مراكز بغداد شركت كرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبان‌هایی بود كه از اول با نظام ناسازگاری داشت. شهید عباس بابایی با او گرم گرفت و محبت كرد حتی یك شب او را با خود به مراسم دعای كمیل برده بود؛ با این كه نسبت به خودش ارشد هم بود.
شهید بابایی تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود؛ سن و سابقه خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامی ها این چیزها مهم است. یك روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایی شده بود.
شهید بابایی می گفت دیدم در دعای كمیل شانه‌هایش از گریه می‌لرزد و اشك می‌ریزد. بعد رو كرد به من و گفت:
عباس دعا كن من شهید بشوم! این را بابایی پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه كرد. او الان در اعلی علیین الهی است؛ اما بنده كه سی سال قبل از او در میدان مبارزه بودم هنوز در این دنیای خاكی گیر كرده‌ام و مانده‌ام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوی اینگونه است خود عباس بابایی هم همین طور بود او هم یك انسان واقعا مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود.(بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی اهوايي 23/10/83)
*قدرت معنوی ملت ایران
بنده در همان دوران غربت، وقتی خرمشهر در اشغال دشمنان بیگانه بود، نزدیك پل خرمشهر رفتم و به چشم خودم دیدم وضعیت چگونه است. فضا غم آلود و دلها سرشار از غصه بود و دشمن با اتكا به نیروهای بیگانه كه به او كمك می‌كردند همین آمریكا و غربیها و همین مدعیان دروغگو و منافق حقوق بشر درخرمشهر مستقر شده بود.
تانك‌های او، وسایل پیشرفته او، هواپیماهای مدرن او، نیروهای تا دندان مسلح او؛ بچه های ما آر. پی.جی هم نداشتند؛ با تفنگ می‌جنگیدند؛ اما با ایمان و با صلابت. همین جوانان، با دست خالی، امابادل پر از امید و ایمان به خدا، بدون اینكه ابزار پیشرفته‌ای داشته باشند و بدون اینكه دوره های جنگ را دیده باشند وسط میدان رفتند و بر همه آن عوامل غلبه پیدا كردند.
روز سوم خرداد، همان ساعت اولی كه رزمندگان ما خرمشهر را گرفته بودند مرحوم شهید صیاد شیرازی به من تلفن كرد.
بنده آن وقت رئیس جمهور بودم و گزارش اوضاع جبهه را می‌داد. می گفت الان هزاران سرباز و افسر عراقی صف بسته‌اند برای اینكه بیایند ما دست‌هایشان را ببندیم و اسیر شوند. قدرت معنوی یك ملت این است. فقط خرمشهر نیست، خرمشهر یك نماد است كربلای 5 ما هم همین طور بود؛ والفجر 8ما هم همین طور بود؛ فتوحات فراوان دیگر ما هم همین طور بود؛ عملیات خیبر و بدر و مجموعه هشت سال دفاع مقدس ما هم همین طور بود.
البته ناكامی و شكست هم داشتیم و شهید هم دادیم؛ میدان مبارزه است. به بركت ایمان شهیدان ما و ایمان شما پدران و مادران و همسران كه شماها هم پشت سر شهدا قرار دارید چون اگر پدر شهید، مادر شهید و همسر شهید با او همدل و هم ایمان نباشند، او نمی‌تواند برود بجنگد توانستید در این مبارزه پیروز شوید. این همان درسی است كه باید همواره جلوی چشم ما باشد و به آن نگاه كنیم.(بیانات در دیدار خانواده های شهدا 3/3/84)
*پیشتازان شهادت
بچه‌های شهید چمران در ستاد جنگ های نامنظم جمع‌می شدند و هر شب عملیات می‌رفتند و بنده را هم گاهی با خودشان می‌بردند. یك شب دیدم، افسری با من كار دارد؛ به نظرم سرهنگ 2 یا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشكر 92 بود لذا به اینها نزدیك بودیم. آن افسر پیش من آمد و گفت: من با شما یك كار خصوصی دارم من فكر كردم مثلا می‌خواهد درخواست مرخصی بدهد یك خرده لجم گرفت كه حالا در این حیص و بیص چه وقت مرخصی رفتن است.
اما دیدم با حالت گریه آمد و گفت: شبها كه این بچه‌ها به عملیات می‌روند اگر می شود من را هم با خودشان ببرند(!) بچه ها شبها با مرحوم شهید چمران به قول خودشان به شكار تانك می‌رفتند و این سرهنگ آمده بود، التماس می كرد كه من را هم ببرید! چنین منظره ها و جلوه‌هایی را انسان مشاهده می كرد این نشان دهنده آن ظرفیت معنوی است. بچه‌های بسیجی و بچه های سپاه و داوطلبان جبهه و آدم هایی از قبیل شهید چمران كه جای خود دارند این یك بعد از ظرفیت این ملت عظیم است.(بیانات در دیدار جمعی از پیشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت 31/6/84)
* از تو به یك اشاره...
یك روز در شهریور 1320 چند لشگر از شرق و چند لشگر از غرب وارد كشور شدند و چند تا هواپیما در آسمانها پیدا شدند؛ نیروهای نظامی آن روز كشور از پادگانها هم گریختند! نه فقط در جبهه ها نماندند، بلكه آنهایی هم كه در پادگان بودند، خزیدند تو خانه‌ها و خود را مخفی كردند! یك روز هم همین ملت ساعت 2 بعدازظهر، امام اعلام كرد كه مردم بروند پاوه را از دست دشمنان خارج كنند. مرحوم شهید چمران به خودمن گفت: به مجرد اینكه پیام امام از دیوار پخش شد ما كه آنجا در محاصره دشمن بودیم، احساس كردیم كه دشمن دارد شكست می خورد. بعد از چند ساعت هم سیل جمعیت به سمت پاوه راه افتاد. من ساعت چهار و پنج همان روز در خیابان به طرف منزل امام می رفتم دیدم اصلا اوضاع دگرگونه است. همین طور مردم در خیابانها سوار ماشینها می شوند و از مراكز سپاه و مراكز مربوط به اعزام جبهه، به جبهه ها می روند. این همان مردمند؛ اما فكر و محتوای ذهن تغییر پیدا كرده است؛ آرمان پیدا كردند؛ به هویت خودشان واقف شدند؛ خ



تاريخ : جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ | 22:1 | نویسنده : مرتضی |

تبيان همدان » ولايت و غدير » امام علي(ع)

     
يعنى يكراه براى تهذيب و تربيت و ادب نفس آنست كه صفات رذيله و افعال نا شايسته اى كه در مردم بينى و ناپسند تو است نفس خود را از آن صفات پاك ساز .


كلمه6 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
ترك الشهوات افضل عبادة و اجمل عادة .
ترجمه :
فرمود ترك شهوتها بهترين عبادت حضرت احديت است نيكوترين عادت انسانيست .
شرح :
يعنى هر كس از لذت فانى حيوانى كه مانع توجه بخدا و طلب علم و معرفت و اعمال صالح است بگذرد و بر شهوات نفسانى پشت پا زند و اسير هواى نفس نگردد تا بر نفس فائق و فاتح شود اين كار بهترين عبادت خدا و نيكوترين عادت انسان بشمار است كه ترك شهوت انسان را بخدا نزديكتر از سائر عبادات گرداند و از هر كار براى تكميل نفس نيكوتر است و چون عادت طبيعت ثانوى است پس اگر انسان بشهوات حيوانى عادت كند مسخ به حيوان شود و اگر ترك آن نمود بحقيقت انسان كه از ملك برتر است مى گردد رزقناالله تعالى .
كلمه7 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
ادب نفسك بما كرهته لغيرك .
ترجمه :
فرمود: نفس خود را ادب و تربيت كن از آنچه در ديگران ناپسند مى بينى .
شرح :
يعنى يكراه براى تهذيب و تربيت و ادب نفس آنست كه صفات رذيله و افعال نا شايسته اى كه در مردم بينى و ناپسند تو است نفس خود را از آن صفات پاك ساز و آنچه زشت و نا شايست در مردم بينى بدان كه آن براى تو هم زشت و نا پسند است و تو در اثر حب نفس و خود خواهى بسا بر خود زشت نمى بينى .
و در كلمه ديگر فرمود: استقبح من نفسك ما تستقبه من غيرك از خود قبيح شمار عملى را كه از ديگران قبيح دانى پس از توجه به زشتى و نا پسندى به اوصاف و اعمال ديگران كه حب نفس مانع و حجاب درك زشتى آنها نيست قياس كار خويش ‍ برگير و مگذار حب بنفس سبب شود كه آنچه زشت است در خود زيبا تصور كنى و بر ديگران زشت و ناروا دانى پس چون صفات رذيله و افعال قبيحه ديگران را بعقل فطرى خود ((بى حجاب حب نفس تشخيص مى دهى و زشتى آنها را براى خود بشناس و نفس را از آن پاك ساز تا ادب نفس از بى ادبان بياموزى نه آنكه چون عيبى در خلق بينى از زشتى ها و عيوب نفس خويش غفلت كنى و به ادب و تربيت و تهذيب نفس خود بپردازى بلكه به عيب جوئى و بد گوئى بى ادبان و بدكاران اكتفا كنى و هرگز نفس ناطقه خود را از نقص و عيب و اوصاف رذيله مهذب نگردانى پس بجاى آنكه ما عمر را بعيب جوئى ديگران صرف كنيم بهتر كه عيب خود را دور كرده و نفس خويش را مهذب و مودب سازيم كه در عيب جوئى مردم زبان و در رفع عيوب خود هزاران سود دنيا و آخرتست .
نكته اخلاقى :
بچهار طريق انسان تواند نفس را مهذب سازد يكى همين وجهى كه اينجا ذكر شد از بى ادبان ادب آموزد.
دوم آنكه از معاشرت اهل ادب ، ادب آموخته و بديدن نفوس مهذب تهذيب نفس ‍ كند.
سو آنكه از دوستان حقيقى عيوب و نواقص اخلاقى خود را بپرسند تا به عيب خود آگه شود و رفع آن كند.
چهارم آنكه از دشمنان خود كه در مقام پيدا كردن عيوب اند استفاده كرده و آنچه را كه بر او عيب شمرند از خود دور سازد تا ((عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد)).
كلمه 10 - قال اميرالمؤ منين عليه السلام :
نزه نفسك عن دنس اللذات و تبعات الشهوات .
ترجمه :
نفس خود را از آلايش لذات حيوانى منزه ساز و از عاقبت بد شهوت پرستى بپرهيز.
شرح :
يعنى نفس ناطقه را از اعمال لذات حيوانى كه موجب دنس و نا پاكى اوست منزه ساز كه آن لذات سبب حرمان از لذات روحانى است و نيز از عاقبت زشت و رسوائى و زيان كارى شهوات رانى بپرهيز و نفس قدسى را از عادات و تخيلات زشت حفظ كن .
در كلمه ديگر فرمود:
((اصل هر گمراهى اطاعت از شهوت نفس ، و مبداء هر سعادت مخالفت هواى نفس ‍ است )).
منبع: حکمت عملی با اخلاق مرتضوی, محی الدین الهی قمشه ای,مرکز اطلاع رسانی غدیر



تاريخ : جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ | 21:58 | نویسنده : مرتضی |
 



تاريخ : جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ | 21:55 | نویسنده : مرتضی |

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

پرتوى از سيره و سيماى محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)

حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)، فرزند عبداللّه بن عبدالمطّلب بن هاشم بن عبدمناف، در مكّه به دنيا آمد.
پيش از ولادت، پدرش عبداللّه درگذشته بود.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) شش سال داشت كه مادرش آمنه را نيز از دست داد.
او تا هشت سالگى زير سرپرستى جدّش عبدالمطّلب بود و پس از مرگ جدّش در خانه عمويش ابوطالب سُكنا گزيد.
رفتار و كردار او در خانه ابوطالب، نظر همگان را به سوى خود جلب كرد و ديرى نگذشت كه مهرش در دلها جاى گرفت.
او برخلافِ كودكانِ همسالش كه موهايى ژوليده و چشمانى آلوده داشتند، مانند بزرگسالان موهايش را مرتّب مىكرد و سر و صورتِ خود را تميز نگه مىداشت.
او به چيزهاى خوراكى هرگز حريص نبود، كودكان همسالش، چنان كه رسم اطفال است، با دستپاچگى و شتابزدگى غذا مىخوردند و گاهى لقمه از دست يكديگر مىربودند، ولى او به غذاى اندك اكتفا و از حرص ورزى در غذا خوددارى مىكرد.
در همه احوال، متانت بيش از حدِّ سنّ و سالِ خويش از خود نشان مىداد.
بعضى روزها همين كه از خواب برمىخاست، به سر چاه زمزم مىرفت و از آب آن جرعهاى چند مىنوشيد و چون به وقت چاشت به صرف غذا دعوتش مىنمودند، مىگفت: احساس گرسنگى نمىكنم.
او نه در كودكى و نه در بزرگسالى، هيچ گاه از گرسنگى و تشنگى سخن به زبان نمىآورد.
عموى مهربانش ابوطالب او را هميشه در كنار بستر خود مىخوابانيد.
همو گويد: من هرگز كلمهاى دروغ از او نشنيدم و كار ناشايسته و خنده بيجا از او نديدم.
او به بازيچههاى كودكان رغبت نمىكرد و گوشه گيرى و تنهايى را دوست مىداشت و در همه حال متواضع بود.
آن حضرت در سيزده سالگى، ابوطالب را در سفر شام، همراهى كرد.
در همين سفر بود كه شخصيّت، عظمت، بزرگوارى و امانتدارى خود را نشان داد.
بيست و پنج سال داشت كه با خديجه دختر خويلد ازدواج كرد.
محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در ميان مردم مكّه به امانتدارى و صداقت مشهور گشت تا آنجا كه همه، او را محمّد امين مىخواندند.
در همين سنّ و سال بود كه با نصب حجرالاسود و جلوگيرى از فتنه و آشوب قبايلى، كاردانى و تدبير خويش را ثابت كرد و با شركت در انجمن جوانمردان مكّه (= حلفالفضول) انسان دوستى خود را به اثبات رساند.
پاكى و درستكارى و پرهيز از شرك و بتپرستى و بىاعتنايى به مظاهر دنيوى و انديشيدن در نظام آفرينش، او را كاملاً از ديگران متمايز ساخته بود.
آن حضرت در چهل سالگى به پيامبرى برانگيخته شد و دعوتش تا سه سال مخفيانه بود.
پس از اين مدّت، به حكم آيه «وَ أَنـْذِرْ عَشيرَتَكَ الاَْقـْرَبينَ»; يعنى: «خويشاوندان نزديك خود را هشدار ده!»، رسالت خويش را آشكار ساخت و از بستگان خود آغاز كرد و سپس دعوت به توحيد و پرهيز از شرك و بتپرستى را به گوشِ مردم رساند.
از همين جا بود كه سران قريش، مخالفت با او را آغاز كردند و به آزار آن حضرت پرداختند.
حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) در مدّت سيزده سال در مكّه، با همه آزارها و شكنجه هاى سرمايه داران مشرك مكّه و همدستان آنان، مقاومت كرد و از مواضع الهى خويش هرگز عقب نشينى ننمود.
پس از سيزده سال تبليغ در مكّه، ناچار به هجرت شد.
پس از هجرت به مدينه زمينه نسبتاً مناسبى براى تبليغ اسلام فراهم شد، هر چند كه در طىّ اين ده سال نيز كفّار، مشركان، منافقان و قبايل يهود، مزاحمت هاى بسيارى براى او ايجاد كردند.
در سال دهم هجرت، پس از انجام مراسم حجّ و ترك مكّه و ابلاغ امامت على بن ابىطالب(عليه السلام) در غدير خم و اتمام رسالت بزرگ خويش، در بيست و هشت صفر سال يازدهم هجرى، رحلت فرمود.

اخلاق و سيره پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) كاملترين انسان و بزرگ و سالار تمام پيامبران است.
در عظمت آن حضرت همين بس كه خداوند متعال در قرآن مجيد او را با تعبير «يا ايّها الرّسول» و «يا ايّها النّبى» مورد خطاب قرار مىدهد و او را به عنوان انسانى الگو براى تمام جهانيان معرّفى مىنمايد: «لَقَدْ كانَ لَكُم في رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»; «در] سيره و سخن[ پيامبر خدا براى شما الگوى نيكويى است.»او به حقّ داراى اخلاقى كامل و جامعِ تمام فضايل و كمالات انسانى بود.
خدايش او را چنين مىستايد: «إِنّك لَعَلى خُلُق عَظيم»; «اى پيامبر تو داراى بهترين اخلاق هستى.» «وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ»; «اگر تندخو و سخت دل مىبودى مردم از اطرافت پراكنده مىشدند.» از اين رو، يكى از مهمترين عوامل پيشرفت اسلام، اخلاق نيكو و برخورد متين و ملايم آن حضرت با مردم بود.
در طول زندگانى او هرگز ديده نشد وقتش را به بطالت بگذراند.
در مقام نيايش هميشه مىگفت: «خدايا از بيكارگى و تنبلى و زبونى به تو پناه مىبرم.»، و مسلمانان را به كار كردن تحريض مىنمود.
او هميشه جانب عدل و انصاف را رعايت مىكرد و در تجارت به دروغ و تدليس، متوسّل نمىشد و هيچ گاه در معامله سختگيرى نمىكرد و با كسى مجادله و لجاجت نمىنمود و كار خود را به گردن ديگرى نمىانداخت.
او صدق گفتار و اداى امانت را قوام زندگى مىدانست و مىفرمود: اين دو در همه تعاليم پيغمبران تأكيد و تأييد شده است.
در نظر او همه افراد جامعه، موظّف به مقاومت در برابر ستمكاران هستند و نبايد نقش تماشاگر داشته باشند.
مىفرمود: برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم، يارى نما! اصحاب گفتند: معنى يارى كردن مظلوم را دانستيم، ولى ظالم را چگونه يارى كنيم؟ فرمود: دستش را بگيريد تا نتواند به كسى ستم كند!خواننده گرامى! از آنجا كه ما در روزگار تباهى اخلاق و غلبه شهوات و آفات به سر مىبريم، مناسب است كه در اينجا سيماىِ صميمى پيامبرانِ الهى را عموماً و چهره تابناك و حقيقتِ انسانىِ محمّد پيامبر اسلام را خصوصاً در تابلوىِ تاريخىِ مستند و شكوهمندى بيابيم كه به حقّ در عصر ما برترين تصوير انسانىِ نزديك به حقيقت از آن حضرات است.
منشور سه بُعدى تاريخ، سه چهره را نشان مىدهد: قيصران، فيلسوفان و پيامبران.
پيامبران «سيمايى دوست داشتنى دارند، در رفتارشان صداقت و صميميّت بيشتر از اُبّهت و قدرت پيداست، از پيشانيشان پرتو مرموزى كه چشمها را خيره مىدارد ساطع است ، پرتويى كه همچون «لبخندِ سپيده دم» محسوس است امّا همچون راز غيب مجهول.
ساده ترين نگاهها آن را به سادگى مىبينند امّا پيچيده ترين نبوغها به دشوارى مىتوانند يافت.
روحهايى كه در برابر زيبايى و معنا و راز حسّاسند، گرما و روشنايى و رمز شگفت آن را همچون گرماى يك «عشق»، برق يك «امّيد» و لطيفه پيدا و پنهان زيبايى حس مىكنند و آن را در پرتو مرموز سيمايشان، راز پرجذبه نگاهشان و طنين دامن گستر آوايشان، عطر مستىبخش انديشه شان ، راه رفتنشان، نشستنشان، سخنشان، سكوتشان و زندگى كردنشان مىبينند، مىيابند و لمس مىكنند.
و به روانى و شگفتى، «الهام» در درونشان جريان مىيابد و از آن پُر، سرشار و لبريز مىشوند.
و اين است كه هر گاه بر بلندى قلّه تاريخ برآييم انسانها را هميشه و همه جا در پى اين چهره هاى ساده امّا شگفت مىبينيم كه «عاشقانه چشم به آنان دوخته اند.» ابراهيم، نوح، موسى و عيسى، پيامبران بزرگِ تاريخ اين چنين بوده اند ، امّا محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)كه خاتم الانبيا است چگونه است؟«در برابر كسانى كه با وى به مشاجره برمىخاستند وى تنها به خواندن آياتى از قرآن اكتفا مىكرد و يا عقيده خويش را با سبكى ساده و طبيعى بيان مىكرد و به جدل نمىپرداخت.
زندگىاش، پارسايان و زاهدان را به ياد مىآورد.
گرسنگى را بسيار دوست مىداشت و شكيباييش را بر آن مىآزمود.
گاه خود را چندان گرسنه مىداشت كه بر شكمش سنگ مىبست تا آزارِ آن را اندكى تخفيف دهد.
در برابر كسانى كه او را مىآزردند چنان گذشت مىكرد و بدى را به مِهر پاسخ مىداد كه آنان را شرمنده مىساخت.
هر روز، از كنار كوچه اى كه مىگذشت، يهودىاى طشت خاكسترى گرم از بام خانه بر سرش مىريخت و او بىآنكه خشمگين شود، به آرامى رد مىشد و گوشه اى مىايستاد و پس از پاك كردن سر و رو و لباسش به راه مىافتاد.
روز ديگر با آنكه مىدانست باز اين كار تكرار خواهد شد مسير خود را عوض نمىكرد.
يك روز كه از آنجا مىگذشت با كمال تعجّب از طشت خاكستر خبرى نشد! محمّد با لبخند بزرگوارانه اى گفت: رفيق ما امروز به سراغ ما نيامد! گفتند: بيمار است.
گفت: بايد به عيادتش رفت.
بيمار در چهره محمّد كه به عيادتش آمده بود چنان صميميّت و محبّت صادقانه اى احساس كرد كه گويى سالها است با وى سابقه ديرين دوستى و آشنايى دارد.
مرد يهودى در برابر چنين چشمه زلال و جوشانى از صفا و مهربانى و خير، يكباره احساس كرد كه روحش شسته شد و لكّه هاى شومِ بدپسندى و آزارپرستى و ميل به كجى و خيانت از ضميرش پاك گرديد.
چنان متواضع بود كه عرب خودخواه و مغرور و متكبّر را به اعجاب وامىداشت.
زندگىاش، رفتارش و خصوصيّات اخلاقىاش محبّت، قدرت، خلوص، استقامت و بلندى انديشه و زيبايى روح را الهام مىداد.
سادگى رفتارش و نرمخويى و فروتنىاش از صلابت شخصيّت و جذبه معنويتش نمىكاست.
هر دلى در برابرش به خضوع مىنشست و هر غرورى از شكستن در پاى عظمتِ زيبا و خوبِ او سيراب مىشد.
در هر جمعى برترى او بر همه نمايان بود.»

صفات و ويژگيهاى پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)

از آشكارترين صفات رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه غرورِ پيروزى او را نمىگرفت، چنان كه در بازگشت از نبرد بدر و فتح مكّه نشان داد، و نيز از شكست نا اميد نمىشد، همان طور كه شكست احد بر وى تأثير نداشت، بلكه پس از آن به سرعت براى جنگ «حمراءالأسد» آماده شد و نيز نقض پيمان بنى قريظه و پيوستن آنان به سپاه احزاب بر روحيه او تأثيرى نگذاشت، بلكه او را ثابت قدم گردانيد.
از صفات ديگر او احتياط و پرهيز بود كه نيروى دشمن را بدين وسيله ارزيابى كرده، براى مقابله با او به تهيّه ابزار و تجهيزات دست مىزد.
حتّى هنگام اقامه نماز نيز احتياط را از دست نمىداد، بلكه مراقب و هوشيار بود.
صفت ديگر او نرمى همراه با صلابت بود كه در شرايط متغيّر جنگى از آن برخوردار بود و به سبب سرعت تغيير اين شرايط، دستورها و احكام جديدى صادر مىكرد.
سرعت در فرماندهى نزد او، براى مقابله با مسائل جدّى، شرطى اساسى بود و به تمركز فرماندهى، توجّه و تأكيد فراوان داشت.
با ياران و قوم خود رفتارى مبتنى بر جذب و اصلاح داشت و روح اعتماد و آرامش را در ميان آنها تقويت مىكرد.
به كوچك رحم مىكرد، بزرگ را گرامى مىداشت، يتيم را خشنود كرده و پناه مىداد، به فقيران و مسكينان نيكى و احسان مىكرد، حتّى به حيوانات هم ترحّم مىنمود و از آزار آنها نهى مىكرد.
از مهمترين نمونه هاى انسانيّتِ رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) اين بود كه آن حضرت نيروهايى را كه براى سرايا و جنگ با دشمن اعزام مىكرد به دوستى و مدارا با مردم و عدم يورش و شبيخون عليه ايشان وصيّت و سفارش مىفرمود.
او بيشتر دوست داشت دشمن را به سوى صلح منقاد كند، نه اين كه مردانِ ايشان را بكشد.
آن حضرت سفارش مىكرد تا پير مردان، كودكان و زنان را نكشند و بدن مقتول را شكنجه و مُثله نكنند.
وقتى قريش به او پناه آوردند، محاصره اقتصادى آنان را لغو و با تقاضاى ايشان، براى تهيّه گندم از يمن، موافقت فرمود.
او به صلح كامل در جهان دعوت مىكرد و از جنگ، جز به هنگام ضرورت و ناچارى، پرهيز داشت.
نامه هايى كه به سوى پادشاهان مىفرستاد به سلام و صلح، آراسته و مزّين بود و آن را براى آغاز كلام در ديدار بين فرزندان آدم قرار داده بود.
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) در جنگها بيش از يك فرمانده تعيين مىكرد، ضوابطى دقيق براى فرماندهى لشكر و تقويت آن قرار مىداد و بين اصول سياسى و نظامى ارتباط برقرار مىساخت و اطاعت از فرماندهان را رمزى براى انضباط، انقياد و فرمانبردارى مىدانست.
او برنامه ريزى جدّى، سازماندهى نمونه و فرماندهى برتر را بنياد گذاشت، و فرماندهى لشكر را بر اساس شايستگى و شناخت برگزيد.
لشكر را به طور يكسان در فرماندهى خود جمع كرد، و از آنچه كه در وسع و توانايى رزمندگان بود بيشتر به آنان مىبخشيد.

تلاش براى تحقّق انسانيّت

وجود رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) براى همه مردم مايه رحمت بود و هيچ كس را به سبب رنگ و جنس از شمول آن مستثنى نمىكرد.
همه مردم نزد او روزى خورِ خداوند بودند.
آن حضرت به اين رهنمودها دعوت مىكرد:1 ـ رشد و اعتلاى انسانيّت، مىفرمود: «همه مردم از آدم هستند و آدم نيز از خاك است.»2 ـ صلح و سلامتى قبل از جنگ،3 ـ گذشت و بخشش قبل از مجازات،4 ـ آسان گيرى و گذشت قبل از مجازات.
از اين رو، مشاهده مىكنيم كه جنگهاى او همگى براى اهداف والاى انسانى بوده و به منظور تحقّق انسانيّت انجام مىشده است.
آن حضرت به نيكى، و احسان به مردم و دوستى و مدارا با آنان فرمان مىداد.
او نمونه هاى كامل از رحمت را در فتح مكّه نشان داد كه با وجود پيروزى بر دشمنان با ايشان برخوردى نيكو كرد، با توجّه به اين كه مىتوانست از همه آنان انتقام گيرد، ولى آنان را بخشيد و فرمود: برويد شما آزاد هستيد! در جنگ «ذات الرّقاع» به «غوث بن الحارث» كه براى قتل آن حضرت مىكوشيد، دست يافت، ولى از او گذشت و او را آزاد كرد.
پيامبر با اسيران با مدارا و رحمت برخورد مىكرد، بر بسيارى از آنان منّت مىگذاشت و آزادشان مىساخت و لشكريان را به آنان سفارش مىكرد.
از جمله در يكى از جنگها، با دست خود، دست اسيرى را - كه صداى ناله او را شنيد ـ باز كرد.

اخلاق فرماندهى

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به اخلاقى آراسته بود كه خداوند او را چنين مىستايد: «وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُق عَظيم».
موصوف بودن به اين اخلاق، از او يك فرمانده موفّق ساخته بود كه مىتوانست او را به مقصود رسانده و در بسيارى از جنگها پيروزى را براى او به ارمغان آورد.
آن حضرت به تمامى مردم مهربان بود و در همه شرايط با لشكريان و مردم خود مدارا مىكرد، راستگويى امين، وفادار به عهد و پيمان خود بود، هنگام غضب خشم خود را فرو مىبرد و هنگام قدرت از مجازات چشم پوشيده و مىگذشت.
او بين مردم «صلح و دوستى» برقرار مىساخت و از آنان كينه، دشمنى و فتنه را دور مىكرد و هر كسى را در جايگاه خود قرار مىداد.
برجسته ترين صفات عقلى آن حضرت عبارت بود از: تدبير، تفكّر و دور انديشى.
اين صفات در عملكردهاى او نمايان است.
با تفكّر و انديشه در مورد وضع قوم او مىتوان فهميد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) عاقلترين مردم جهان بوده است; زيرا قومى را به رغم خشونت و تندى اخلاق و فخرفروشى و سخت خويىاى كه داشتند، چنان تربيت و رهبرى كرد كه، با همه اين اوصاف، از حاميان جدّى او گشتند و همراه با او پرچم اسلام را برافراشتند و به جهاد برخاستند.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)، روشهاى جديدى را در جنگ، حكومت، مديريت، سياست، اقتصاد و مسائل اجتماعى به وجود آورد.
در جنگ احزاب به كندن خندق پرداخت، در غزوه حديبيّه با قريش مذاكره كرد و با انعقاد پيمانى به نتايج عملى آن، كه بعدها نمايان شد، دست يافت و به همين گونه در هر ميدان جنگى به ابتكارى جديد دست مىزد كه او را در پيروزى بر دشمن يارى مىكرد و آنان را از اقدامات و تاكتيكهاى خود در بُهت و سرگردانى فرو مىبرد.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) موفّق گرديد حاكميّتى از هر جهت با شكوه و محترم برپا دارد تا همه مردم از زعامت و رهبرى او بهرهمند گشته و به اوامر او، پس از رهايى از طاعت رهبران مختلف، گردن نهند.
دعوت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به اسلام، مبتنى بر صلح و سلامت بود و جنگ را جز هنگامى كه قساوت دشمن و سختگيرى آنان بر مسلمانان زياد شد، مورد توجّه قرار نمىداد.
در حقيقت، براى دفعِ زور، به زور متوسّل مىشد.
از اين رو، جنگهاى او از آغاز بر اساسى ثابت و استوار قرار داشت كه لشكر اسلامى از آن غفلت نمىكرد، از جمله: دعوت مردم به دين جديد، انعقاد پيمان صلح و پرداخت جزيه يا فتح سرزمين آنان، و نبرد با كسانى كه با او دشمنى كنند.

نظافت

رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به پاكيزگى علاقه فراوان داشت و در نظافت بدن و لباس بى نظير بود.
علاوه بر آداب وضو، اغلب روزها خود را شستشو مىداد و اين هر دو را از عبادات مىدانست.
موى سرش را با برگ سدر مىشست و شانه مىكرد و خود را با مشك و عنبر خوشبو مىنمود.
روزانه چند بار، مخصوصاً شبها پيش از خواب و پس از بيدارى، دندانهايش را با دقّت مسواك مىكرد.
جامه سفيدش كه تا نصف ساقهايش را مىپوشانيد هميشه تميز بود.
پيش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را مىشست و از خوردن سبزى هاى بد بو پرهيز مىنمود.
شانه عاج و سرمه دان و قيچى و آينه و مسواك، جزء اسباب مسافرتش بود.
خانه اش با همه سادگى و بى تجمّلى هميشه پاكيزه بود.
تأكيد مىنمود كه زباله ها را به هنگام روز بيرون ببرند و تا شب به جاى خود نمانَد.
نظافت تن و اندامش با قُدسِ طهارتِ روحش هماهنگى داشت و به ياران و پيروان خود تأكيد مىنمود كه سر و صورت و جامه و خانه هايشان را تميز نگهدارند و وادارشان مىكرد خود را، به ويژه در روزهاى جمعه، شستشو داده و معطّر سازند كه بوى بد از آنها استشمام نشود و آن گاه در نماز جمعه حضور يابند.

آداب معاشرت

در ميان جمع، بشّاش و گشاده رو و در تنهايى، سيمايى محزون و متفكّر داشت.
هرگز به روى كسى خيره نگاه نمىكرد و بيشتر اوقات چشمهايش را به زمين مىدوخت.
اغلب دو زانو مىنشست و پاى خود را جلوى هيچ كس دراز نمىكرد.
در سلام كردن به همه، حتّى بردگان و كودكان، پيشدستى مىكرد و هر گاه به مجلسى وارد مىشد نزديكترين جاى را اختيار مىنمود.
اجازه نمىداد كسى جلوى پايش بايستد و يا جا برايش خالى كند.
سخن همنشين خود را قطع نمىكرد و با او طورى رفتار مىكرد كه تصوّر مىشد هيچ كس نزد رسول خدا از او گرامىتر نيست.
بيش ا ز حدِّ لزوم سخن نمىگفت، آرام و شمرده سخن مىگفت و هيچ گاه زبانش را به دشنام و ناسزا آلوده نمىساخت.
در حيا و شرمِ حضور، بى مانند بود.
هر گاه از رفتار كسى آزرده مىگشت ناراحتى در سيمايش نمايان مىشد، ولى كلمه گِله و اعتراض بر زبان نمىآورد.
از بيماران عيادت مىنمود و در تشييع جنازه حضور مىيافت.
جز در مقام داد خواهى، اجازه نمىداد كسى در حضور او عليه ديگرى سخن بگويد و يا به كسى دشنام بدهد و يا بدگويى نمايد.

بخشايش و گذشت

بد رفتارى و بى حرمتى به شخصِ خود را با نظرِ اغماض مىنگريست، كينه كسى را در دل نگاه نمىداشت و در صدد انتقام برنمىآمد.
روحِ نيرومندش عفو و بخشايش را بر انتقام ترجيح مىداد.
در جنگ اُحد با آن همه وحشيگرى و اهانت كه به جنازه عمويش حمزه بن عبدالمطّلب روا داشته بودند و از مشاهده آن به شدّت متألّم بود، دست به عمل متقابل با كشتگان قريش نزد و بعدها كه به مرتكبين آن و از آن جمله هند زن ابوسفيان دست يافت، در مقام انتقام برنيامد، و حتّى ابوقتاده انصارى را كه مىخواست زبان به دشنام آنها بگشايد از بدگويى منع كرد.
پس از فتح خيبر جمعى از يهوديان كه تسليم شده بودند، غذايى مسموم برايش فرستادند.
او از سوء قصد و توطئه آنها آگاه شد، امّا به حال خود رهاشان كرد.
بار ديگر زنى از يهود دست به چنين عملى زد و خواست زهر در كامش كند كه او را نيز عفو نمود.
عبدالله بن ابّى سر دسته منافقان كه با اداى كلمه شهادت مصونيّت يافته بود، در باطن امر از اين كه با هجرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)به مدينه بساط رياست او برچيده شده بود، عداوات آن حضرت را در دل مىپرورانيد و ضمن همكارى با يهوديان مخالف اسلام، از كار شكنى و كينه توزى و شايعه سازى بر ضد او فرو گذار نبود.
آن حضرت نه تنها اجازه نمىداد يارانش او را به سزاى عملش برسانند، بلكه با كمال مدارا با او رفتار مىكرد و در حال بيمارى به عيادتش مىرفت! در مراجعت از غزوه تبوك جمعى از منافقان به قصد جانش توطئه كردند كه به هنگام عبور از گردنه، مركبش را رم دهند تا در پرتگاه، سقوط كند و با اين كه همگى صورتِ خود را پوشانده بودند، آنها را شناخت و با همه اِصرارِ يارانش، اسم آنها را فاش نساخت و از مجازاتشان صرفنظر كرد.

حريم قانون

آن حضرت از بد رفتارى و آزارى كه به شخص خودش مىشد عفو و اغماض مىنمود ولى در مورد اشخاصى كه به حريم قانون تجاوز مىكردند مطلقاً گذشت نمىكرد و در اجراى عدالت و مجازات متخلّف، هر كه بود، مسامحه روا نمىداشت.
زيرا قانونِ عدل، سايه امنيت اجتماعى و حافظ كيان جامعه است و نمىشود آن را بازيچه دستِ افراد هوس ران قرار داد و جامعه را فداى فرد نمود.
در فتح مكّه، زنى از قبيله بنى مخزوم مرتكب سرقت شد و از نظر قضايى جرمش محرز گرديد.
خويشاوندانش - كه هنوز رسوبات نظام طبقاتى در خلاياى مغزشان به جاى مانده بود - اجراى مجازات را ننگِ خانواده اَشرافى خود مىدانستند، به تكاپو افتادند كه مجازات را متوقف سازند، امّا آن حضرت نپذيرفت و فرمود:«اقوام و ملل پيشين دچار سقوط و انقراض شدند، بدين سبب كه در اجراى قانونِ عدالت، تبعيض روا مىداشتند، قسم به خدايى كه جانم در قبضه قدرت اوست در اجراى عدل درباره هيچ كس سستى نمىكنم، اگر چه مجرم از نزديكترين خويشاوندان خودم باشد.»او خود را مستثنى نمىكرد و فوقِ قانون نمىشمرد.
روزى به مسجد رفت و در ضمن خطابه فرمود:«خداوند سوگند ياد كرده است در روز جزا از ظلم هيچ ظالمى نگذرد، اگر به كسى از شما ستمى از جانب من رفته و از اين رهگذر حقّى بر ذمّه من دارد، من حاضرم به قصاص و عمل متقابل تن بدهم.» از ميان مردم شخصى به نام سوادة بن قيس به پاخاست و گفت: يا رسول الله! روزى كه از طائف برمىگشتى و عصا را در دست خود حركت مىدادى به شكم من خورد و مرا رنجه ساخت.
فرمود: «حاشا كه به عمد اين كار را كرده باشم. معهذا به حكم قصاص تسليم مىشوم!» فرمان داد همان عصا را بياورند و به دست سواده داد و فرمود: «هر عضوى كه از بدن تو با اين عصا ضربت خورده است به همان قسمت از بدن من بزن و حقّ خود را در همين نشئه دنيا از من بستان.» سواده گفت: نه، من شما را مىبخشم.
فرمود: «خدا نيز بر تو ببخشد.» آرى چنين بود رفتار يك رئيس و زمامدار تامّ الاختيار دين و دولت در اجراى عدل اجتماعى و حمايت از قانون.

احترام به افكار عمومى

رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در موضوعاتى كه به وسيله وحى و نصِّ قرآن، حكم آن معيّن شده بود، اعمّ از عبادت و معاملات، چه براى خود و ديگران، حقِّ مداخله قائل نبود و اين دسته از احكام را بدون چون و چرا به اجرا در مىآورد; زيرا تخلّف از آن احكام، كفر به خداست: «وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَاؤُلئِكَ هُمُ الْكافِروُنَ»; «و كسانى كه به آنچه خدا فرو فرستاده داورى نكرده اند ، آنان خود كفر پيشه گانند .»امّا در موضوعات مربوط به كار و زندگى، اگر جنبه فردى داشت و در عين حال يك امر مباح و مشروع بود، افراد، استقلال رأى و آزادى عمل داشتند.
كسى حقّ مداخله در كارهاى خصوصى ديگرى را نداشت، و هر گاه مربوط به جامعه بود حقّ اظهار رأى را براى همه محفوظ مىدانست و با اين كه فكر سيّال و هوش سرشارش در تشخيص مصالح امور بر همگان برترى داشت، هرگز به تحكّم و استبدادِ رأى رفتار نمىكرد و به افكار مردم بى اعتنايى نمىنمود.
نظر مشورتى ديگران رامورد مطالعه و توجّه قرار مىداد و دستور قرآن مجيد را عم تأييد نموده و مىخواست مسلمين اين سنّت را نصب العين خود قرار دهند.
در جنگ بدر در سه مرحله، اصحاب خود را به مشاوره دعوت نموده و فرمود نظر خودتان را ابراز كنيد.
اوّل درباره اين كه اصحاب با قريش بجنگند و يا آنها را به حال خود ترك كرده و به مدينه مراجعت كنند.
همگى جنگ را ترجيح دادند و آن حضرت تصويب فرمود.
دوم محّل اردوگاه را به معرض مشورت گذارد كه نظر حباب بن منذر مورد تأييد واقع شد.
سوم در خصوص اين كه با امراى جنگ چه رفتارى شود به شور پرداخت.
بعضى كشتن آنها را ترجيح دادند و برخى تصويب نمودند آنها را در مقابل فديه آزاد نمايند و رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)با گروه دوم موافقت كرد.
در جنگ اُحد روش مبارزه را در معرض شور قرار داد كه آيا در داخل شهر بمانند و به استحكامات دفاعى بپردازند و يا در بيرون شهر اردو بزنند و جلوى هجوم دشمن را بگيرند، كه شقّ دوم تصويب شد.
در جنگ احزاب، شورايى تشكيل داد كه در خارج مدينه آرايش جنگى بگيرند و يا در داخل شهر به دفاع بپردازند.
پس از تبادل نظر بر اين شدند كه كوه سلع را تكيه گاه قرار داده و در پيشاپيش جبهه جنگ، خندق حفر كنند و مانع هجوم دشمن گردند.
در غزوه تبوك امپراطور روم از نزديك شدن مجاهدان اسلام به سر حدّ سوريه به هراس افتاده بود و چون به لشكر خود اعتماد نداشت به جنگ اقدام نمىكرد.
رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) به مشورت پرداخت كه آيا پيشروى كند و يا به مدينه برگردند كه بنا به پيشنهاد اصحاب، مراجعت را ترجيح داد.
چنان كه مىدانيم همه مسلمانان به عصمت و مصونيّت او از خطا و گناه، ايمان داشتند و عمل او را سزاوار اعتراض نمىدانستند، ولى در عين حال، رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)انتقاد اشخاص را ـ اگر چه انتقاد بى مورد ـ با سعه صدر تلقّى مىنمود و مردم را در تنگناى خفقان و اختناق نمىگذاشت و با كمال ملايمت با جواب قانع كننده، انتقاد كننده را به اشتباه خود واقف مىكرد.
او به اين اصل طبيعى اذعان داشت كه آفريدگار مهربان، وسيله فكر كردن و سنجيدن و انتقاد را به همه انسانها عنايت كرده و آن را مختصّ به صاحبان نفوذ و قدرت ننموده است.
پس چگونه مىتوان حقّ سخن گفتن و خرده گرفتن را از مردم سلب نمود؟ آن حضرت به ويژه دستور فرموده است كه هر گاه زمامداران، كارى بر خلاف قانون عدل مرتكب شدند، مردم در مقام انكار و اعتراض بر آيند.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) به لشكرى از مسلمانان مأموريت جنگى داد و شخصى را از انصار به فرماندهى آنها نصب كرد.
فرمانده در ميان راه بر سر موضوعى بر آنها خشمگين شد و دستور داد هيزم فراوانى جمع كنند و آتش بيفروزند.
همين كه آتش برافروخته شد گفت: آيا رسول خدا به شما تأكيد نكرده است كه از اوامر من اطاعت كنيد؟ گفتند: بلى.
گفت: فرمان مىدهم خود را در اين آتش بيندازيد.
آنها امتناع كردند.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) از اين ماجرا مستحضر شد فرمود: «اگر اطاعت مىكردند براى هميشه در آتش مىسوختند! اطاعت در موردى است كه زمامداران مطابق قانون دستورى بدهند.»در غزوه حنين كه سهمى از غنائم را به اقتضاى مصلحت به نو مسلمانان اختصاص داد، سعد بن عباده و جمعى از انصار كه از پيشقدمان و مجاهدان بودند زبان به اعتراض گشودند كه چرا آنها را بر ما ترجيح دادى؟ فرمود: همگى معترضين در يك جا گِرد آيند، آن گاه به سخن پرداخت و با بيانى شيوا و دلنشين آنها را به موجبات كار، آگاه نمود، به طورى كه همگى به گريه افتادند و پوزش خواستند.
همچنين در اين واقعه، مردى از قبيله بنى تميم به نام حُرقوص (كه بعدها از سردمداران خوارج نهروان شد) اعتراض كرده، بالحن تشدّد گفت: به عدالت رفتار كن! عمر بن خطاب از گستاخى او برآشفت و گفت: اجازه بدهيد هم اكنون گردنش را بزنم! فرمود: نه، او را به حال خودش بگذار و رو به سوى او كرده و با خونسردى فرمود: «اگر من به عدالت رفتار نكنم چه كسى رفتار خواهد كرد؟»در صلح حديبيّه عمربن خطّاب در خصوص معاهده آن حضرت با قريش انتقاد مىنمود كه چرا با شرايط غير متساوى پيمان مىبندد؟ رسول اكرم با منطق و دليل، نه با خشونت، او را قانع كرد.
رسول اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) با اين روش خود، عدل و رحمت را به هم آميخته بود و راه و رسم حكومت را به فرمانروايان دنيا مىآموخت تا بدانند كه منزلت آنها در جوامع بشرى مقام و مرتبه پدر مهربان و خردمند است نه مرتبه مالك الرّقابى! و مىبايد همه جا صلاح امر زير دستان را در نظر بگيرند نه اينكه هوس هاى خودشان را بر آنها تحميل نمايند.
مىفرمود: «من به رعايت مصلحت مردم از خود آنها نسبت به خودشان اولى و شايسته ترم و قرآن كريم مقام و منزلت مرا معرّفى كرده است أَلنَّبِىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ پس هر كس از شما از دنيا برود چنانچه مالى از خود بجا گذاشته، متعلّق به ورثه اوست و هر گاه وامى داشته باشد و يا خانواده مستمند و بى پناهى از او بازمانده باشد دَيْنِ او بر ذمّه من و سرپرستى و كفالت خانواده اش بر عهده من است.»آرى، اين است سيماى صميمى و چهره تابناك پيامبر بزرگوار اسلام، و چنين است سيره عملى آن حضرت.
او كسى است كه اخلاق انسانى و ملكات عاليه را در زمانى كوتاه آن چنان در دل مسلمين گسترش داد كه از هيچ، همه چيز را ساخت! او با رفتار و كردارش گردن كشان عرب را به تواضع، و زورگويان را به رأفت، و تفرقه افكنان را به يگانگى، و كافران را به ايمان، و بت پرستان را به توحيد، و بى پروايان را به پاكدامنى، و كينه توزان را به بخشايش، و بيكاران را به كار و كوشش، و درشتگويان و درشتخويان را به نرمخويى، و بخيلان را به ايثار و سخاوت، و سفيهان را به عقل و درايت، رهنمون و آنان را از جهل و ضلالت، به سوى علم و هدايت رهبرى فرمود.
صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ وَ عَلى آلِهِ اَجْمَعينَ.
اينك از ميان سخنانِ فراوانِ آن بزرگوار، چهل حديث برگزيده، به پيروان و شيفتگانِ آن «هادى سُبُل» و «پرچمدار توحيد» و «انسان كامل» تقديم مىگردد.

چهل حديث اخلاقى از پيامبر گرامى اسلام


1- فضيلت دانش طلبى
« مَنْ سَلَكَ طَريقًا يَطْلُبُ فيهِ عِلْمًا سَلَكَ اللّهُ بِهِ طَريقًا إِلَى الْجَنَّةِ... وَ فَضْلُ الْعالِمِ عَلَى الْعابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلى سائِرِ النُّجُوم لَيْلَةَالْبَدْرِ.»:
هر كه راهى رود كه در آن دانشى جويد، خداوند او را به راهى كه به سوى بهشت است ببرد، و برترى عالِم بر عابد، مانند برترى ماه در شب چهارده، بر ديگر ستارگان است.
2- دين يابى ايرانيان
« لَوْ كانَ الدِّينُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَذَهَبَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ فارْسَ ـ أَوْ قَالَ ـ مِنْ أَبْناءِ فارْسَ حَتّى يَتَناوَلَهُ.»:
اگر دين به ستاره ثريّا رسد، هر آينه مردى از سرزمين پارس ـ يا اين كه فرموده از فرزندان فارس ـ به آن دست خواهند يازيد.
3- ايمان خواهى ايرانيان
« إِذا نَزَلَتْ عَلَيْهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) سُورَةُ الْجُمُعَةِ، فَلَمّا قَرَأَ: وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ. قَالَ رَجُلٌ مَنْ هؤُلاءِ يا رَسُولَ اللّهِ؟ فَلَمْ يُراجِعْهُ النّبِىُّ(صلى الله عليه وآله وسلم)، حَتّى سَأَلَهُ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاثًا. قالَ وَفينا سَلْمانُ الفارْسىُّ قالَ فَوَضَعَ النَّبِىُّ يَدَهُ عَلى سَلْمانَ ثُمَّ قالَ: لَوْ كَانَ الاِْيمانُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنْ هؤُلاءِ.»:
وقتى كه سوره جمعه بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل گرديد و آن حضرت آيه وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ را خواند.
مردى گفت:اى پيامبر خدا! مراد اين آيه چه كسانى است؟ رسول خدا به او چيزى نگفت تا اين كه آن شخص يك بار، دوبار، يا سه بار سؤال كرد.
راوى مىگويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)دستش را روى دوش او نهاد، سپس فرمود: اگر ايمان به ستاره ثريّا برسد، هر آينه مردانى از سرزمين اين مرد به آن دست خواهند يافت.
4- مشمولان شفاعت
« أَرْبَعَةٌ أَنَا الشَّفيعُ لَهُمْ يَوْمَ القِيمَةِ:1ـ مُعينُ أَهْلِ بَيْتى.
2ـ وَ الْقاضى لَهُمْ حَوائِجَهُمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ.
3ـ وَ الُْمحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ.
4ـ وَ الدّافِعُ عَنْهُمْ بِيَدِهِ.»:
چهار دسته اند كه من، روز قيامت، شفيع آنها هستم:1ـ يارى دهنده اهل بيتم،2ـ برآورنده حاجات اهل بيتم به هنگام اضطرار و ناچارى،3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب و زبان،4ـ و دفاع كننده از اهل بيتم با دست و عمل.
5- ملاك پذيرش اعمال
« لا يُقْبَلُ قَوْلٌ إِلاّ بِعَمَل وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ إِلاّ بِنِيَّة وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ وَ لا نِيَّةٌ إِلاّ بِإِصابَةِ السُّنَّةِ.»:
نزد خداوند سخنى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با عمل باشد، و سخن و عملى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با نيّت خالص باشد، و سخن و عمل و نيّتى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه مطابق سنّت باشد.
6- صفات بهشتى
« أَلا أُخْبِرُكُمْ بِمَنْ تَحْرُمُ عَلَيْهِ النّارُ غَدًا؟ قيلَ بَلى يا رَسُولَ اللّهِ.
فَقالَ: أَلْهَيِّنُ الْقَريبُ اللَّيِّنُ السَّهْلُ.»:
آيا كسى را كه فرداى قيامت، آتش بر او حرام است به شما معرّفى نكنم؟ گفتند: آرى، اى پيامبر خدا.
فرمود: كسى كه متين، خونگرم، نرمخو و آسانگير باشد.
7- نشانه هاى ستمكار
« عَلامَةُ الظّالِم أَرْبَعَةٌ: يَظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ، وَ يَمْلِكُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ، وَ يُبْغِضُ الْحَقَّ وَ يُظْهِرُ الظُّلْمَ.»:
نشانه ظالم چهار چيز است :1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم مىكند،2ـ به زيردستش با غلبه فرمانروايى مىكند،3ـ حقّ را دشمن مىدارد،4ـ و ستم را آشكار مىكند.
8- شعبه هاى علوم دين
« إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَريضَةٌ عادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قائِمَةٌ وَ ما خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ.»:
همانا علم دين سه چيز است، و غير از اينها فضل است:1ـ آيه محكمه (كه منظور از آن علم اصول عقائد است)،2ـ فريضه عادله (كه منظور از آن علم اخلاق است)،3ـ و سنّت قائمه (كه منظور از آن علم احكام شريعت است).
9- فتواى نااهل
« مَنْ أَفْتى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم... فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ.»:
كسى كه بدون صلاحيّت علمى براى مردم فتوا دهد، خود را هلاك ساخته و ديگران را نيز به هلاكت انداخته است.
10- روزه واقعى
« أَلصّائِمُ فى عِبادَة وَ إِنْ كانَ فى فِراشِهِ ما لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِمًا.»:
روزه دار ـ مادامى كه غيبت مسلمانى را نكرده باشد ـ همواره در عبادت است، اگر چه در رختخواب خود باشد.
11- فضيلت رمضان
« شَهْرُ رَمضانَ شَهْرُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهْرٌ يُضاعَفُ فيهِ الْحَسَناتُ وَ يَمْحُو فيهِ السَّيِّئاتُ وَ هُوَ شَهْرُ الْبَرَكَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الاِْنابَةِ وَ هُوَ شَهْرُ التَّوبَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ.
أَلا فَاجْتَنِبُوا فيهِ كُلَّ حَرام وَ أَكْثِرُوا فيهِ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ....»:
ماه رمضان، ماه خداوند عزيز و جليل است، و آن ماهى است كه در آن نيكيها دوچندان و بديها محو مىشود، ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و توبه از گناه و ماه آمرزش و ماه آزادى از آتش دوزخ و كاميابى به بهشت است. آگاه باشيد! در آن ماه از هر حرامى بپرهيزيد و قرآن را زياد بخوانيد.
12- نشانه هاى شكيبا
« عَلامَةُ الصّابِرِ فى ثَلاث:أَوَّلُها أَنْ لا يَكْسَلَ،و الثّانِيَةُ أَنْ لا يَضْجَرَ،وَ الثّالِثَةُ أَنْ لا يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ. لاَِنـَّهُ إِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ،وَ إِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ،وَ إِذا شَكى مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَصاهُ.»:
علامت صابر در سه چيز است:اوّل: آن كه كسل نشود،دوّم: آن كه آزرده خاطر نگردد،سوّم: آن كه از خداوند عزّوجلّ شكوه نكند،زيرا وقتى كه كسل شود، حقّ را ضايع مىكند،و چون آزرده خاطر گردد شكر را به جا نمىآورد،و چون از پروردگارش شكايت كند در واقع او را نافرمانى نموده است.
13- بدترين جهنّمى
« إِنَّ أَهْلَ النّارِ لَيَتَأَذُّونَ مِنْ ريحِ الْعالِمِ التّارِكِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النّارِ نِدامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعا عَبْدًا إِلَى اللّهِ فَاسْتَجابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ الدّاعِىَ النّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ.»:
همانا اهل جهنّم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج مىبرند، و از اهل دوزخ پشيمانى و حسرت آن كس سختتر است كه در دنيا بنده اى را به سوى خدا خوانده و او پذيرفته و خدا را اطاعت كرده و خداوند او را به بهشت درآورده، ولى خودِ دعوت كننده را به سبب عمل نكردن به علمش به دوزخ انداخته است.
14- عالمان دنيا طلب
« أَوْحَى اللّهُ إِلى داوُدَ(عليه السلام) لا تَجْعَلْ بَيْنى وَ بَيْنَكَ عالِمًا مَفْتُونًا بِالدُّنْيا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَريقِ مَحَبَّتى فَإِنَّ أُولئِكَ قُطّاعُ طَريقِ عِبادِى الْمُريدينَ، إِنَّ أَدْنى ما أَنـَا صانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنـْزَعَ حَلاوَةَ مُناجاتى عَنْ قُلوبِهِمْ.»:
خداوند به داود(عليه السلام) وحى فرمود كه: ميان من و خودت، عالِم فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستىام بگرداند، زيرا كه آنان، راهزنانِ بندگانِ جوياى مناند، همانا كمتر كارى كه با ايشان كنم اين است كه شيرينى مناجاتم را از دلشان بركنم.
15- نتيجه يقين
« لَوْ كُنْتُم تُوقِنُونَ بِخَيْرِ الاْخِرَةِ وَ شَرِّها كَما تُوقِنُونَ بِالدُّنيا لاَثَرْتُمْ طَلَبَ الآخِرَةِ.»:
اگر شما مردم يقين به خير و شرّ آخرت مىداشتيد، همان طور كه يقين به دنيا داريد، البته در آن صورت، آخرت را انتخاب مىكرديد.
16- نخستين پرسش هاى قيامت
« لا تَزُولُ قَدَمَا الْعَبْدِ يَوْمَ القِيمَةِ حَتّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَع: عَنْ عُمْرِهِ فيما أَفـْناهُ، وَ عَنْ شَبابِهِ فيما أَبـْلاهُ، وَ عَنْ عِلْمِهِ كَيْفَ عَمِلَ بِهِ، وَ عَنْ مالِهِ مِنْ أَيـْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فيما أَنـْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنا أَهـْلَ الْبَيْتِ.»:
هيچ بنده اى در روز قيامت قدم از قدم برنمىدارد، تا از اين چهار چيز از او پرسيده شود:1ـ از عمرش كه در چه راهى آن را فانى نموده،2ـ و از جوانىاش كه در چه كارى فرسوده اش ساخته،3ـ و از مالش كه از كجا به دست آورده و در چه راهى صرف نموده،4ـ و از دوستىِ ما اهل بيت.
17- محكم كارى
« وَ لكِنَّ اللّهَ يُحِبُّ عَبْدًا إِذا عَمِلَ عَمَلاً أَحـْكَمَهُ.»:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) وقتى كه با دقّت قبر سعد بن معاذ را پوشاند فرمود: مىدانم كه قبر سرانجام فرو مىريزد و نظم آن بهم مىخورد، ولى خداوند بندهاى را دوست مىدارد كه چون به كارى پردازد، آن را محكم و استوار انجام دهد.
18- مرگ، بيدارى بزرگ
« أَلنّاسُ نِيامٌ إِذا ماتُوا انْتَبَهُوا.»:
مردم در خواباند وقتى كه بميرند، بيدار مىشوند.
19- ثواب اعمال كارساز
« سَبْعَةُ أَسـْباب يُكْسَبُ لِلْعَبْدِ ثَوابُها بَعْدَ وَفاتِهِ:رَجُلٌ غَرَسَ نَخْـلاً أَوْ حَـفَـرَ بِئْـرًا أَوْ أَجْرى نَهْـرًاأَوْ بَنـى مَسْجِـدًا أَوْ كَتَبَ مُصْحَفًا أَوْ وَرَّثَ عِلْمًاأَوْ خَلَّفَ وَلَـدًا صالِحـًا يَسْتَغْفِرُ لَـهُ بَعْـدَ وَفاتِـهِ.»:
هفت چيز است كه اگر كسى يكى از آنها را انجام داده باشد، پس از مرگش پاداش آن هفت چيز به او مىرسد:1ـ كسى كه نخلى را نشانده باشد (درخت مثمرى را غرس كرده باشد)،2ـ يا چاهى را كنده باشد،3ـ يا نهرى را جارى ساخته باشد،4ـ يا مسجدى را بنا نموده باشد،5ـ يا قرآنى را نوشته باشد،6ـ يا علمى را از خود برجاى نهاده باشد،7ـ يا فرزند صالحى را باقى گذاشته باشد كه براى او استغفار نمايد.
20- سعادتمندان
« طُوبى لِمَنْ مَنَعَهُ عَيـْبـُهُ عَنْ عُيـُوبِ الْمُـؤْمِنينَ مِنْ إِخْوانِهِ طُوبى لِمَنْ أَنـْفَقَ الْقَصْدَ وَ بَذَلَ الفَضْلَ وَ أَمْسَكَ قَولَهُ عَنِ الفُضُولِ وَ قَبيحِ الْفِعْلِ.»:
خوشا به حال كسى كه عيبش او را از عيوب برادران مؤمنش باز دارد، خوشا به حال كسى كه در خرج كردن ميانه روى كند و زياده از خرج را ببخشد و از سخنانِ زائد و زشت خوددارى ورزد.
21- دوستى آل محمّد
« مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ شَهيـدًا.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ مَغْفُورًا لَهُ.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ تائِبـًا.
أَلا وَمَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ مُؤْمِنًا مُسْتَكْمِلَ الإِيمانِ.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى بُغْضِ آلِ مُحَمَّد جاءَ يَوْمَ الْقِيمَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَأْيُوسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى بُغْضِ آلِ مُحَمَّد لَمْ يَشُمَّ رائِحَةَ الْجَنَّةِ.»:
كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، شهيد مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، آمرزيده مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، توبه كار مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، باايمان كامل مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دشمنى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، در حالى به صحراى قيامت مىآيد كه بر پيشانىاش نوشته شده: نااميد از رحمت خدا.
آگاه باشيد كسى كه با دشمنى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، بوى بهشت به وى نمىرسد.
22- سزاى زن و مرد همسر آزار
«أَيُّمَا امْرَأَة أَذَتْ زَوْجَها بِلِسانِها لَمْ يَقْبَلِ اللّهُ مِنْها صَرْفًا وَ لا عَدْلاً وَ لا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِها حَتّى تُرْضِيَهُ وَ إِنْ صامَتْ نَهارَها وَ قامَتْ لَيْلَها وَ كانَتْ أَوَّلَ مَنْ يَرِدُ النّارَ وَ كَذلِكَ الرَّجُلُ إِذا كانَ لَها ظالِمًا.»:
هر زنى كه شوهر خود را با زبان بيازارد، خداوند هيچ جبران و عوض و نيكى از كارش را نمىپذيرد تا او را راضى كند، اگرچه روزش را روزه بگيرد و شبش را به عبادت بگذراند، و چنين زنى اوّل كسى است كه داخل جهنّم خواهد شد، و همچنين است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.
23- سزاى زن ناسازگار با شوهر
«أَيُّمَا امْرَأَة لَمْ تَرْفُقْ بِزَوْجِها وَ حَمَلَتْهُ عَلى ما لا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ ما لا يُطيقُ لَمْ تُقْبَلْ مِنْها حَسَنَةٌ وَ تَلْقَى اللّهَ وَ هُوَ عَلَيْها غَضْبانُ.»:
هر زنى كه با شوهر خود مدارا ننمايد و او را به كارى وادار سازد كه قدرت و طاقت آن را ندارد، از او كار نيكى قبول نمىشود و در روز قيامت، خدا را در حالتى ملاقات خواهد كرد كه بر وى خشمگين باشد.
24- نخستين رسيدگى در قيامت
«أَوَّلُ ما يُقْضى يَوْمَ القِيمَةِ الدِّماءُ.»:
اوّلين كارى كه در روز قيامت به آن رسيدگى مىشود، خون هاى به ناحقّ ريخته شده است.
25- بى رحمى و ترحّم
«إِطَّلَعْتُ لَيْلَةَ أَسْرى عَلَى النّارِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً تُعَذَّبُ فَسَأَلْتُ عَنْها فَقيلَ إِنَّها رَبَطَتْ هِرَّةً وَ لَمْ تُطْعِمْها وَ لَمْ تَسْقِها وَ لَمْ تَدَعْها تَأْكُلُ مِنْ خَشاشِ الاَْرْضِ حَتّى ماتَتْ فعَذَّبَها بِذلِكَ وَ اطَّلَعْتُ عَلَى الْجَنَّةِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً مُومِسَةً يَعنى زانِيَةً فَسَأَلْتُ عَنْها فَقيلَ إِنَّها مَرَّتْ بِكَلْب يَلْهَثُ مِنَ الْعَطَشِ فَأَرْسَلَتْ إِزارَها فى بِئْر فَعَصَرَتْهُ فى حَلْقِهِ حَتّى رَوِىَ فَغَفَرَ اللّهُ لَها.»:
در شب معراج از دوزخ آگاهى يافتم، زنى را ديدم كه در عذاب است. از گناهش سؤال كردم. پاسخ داده شد كه او گربه اى را محكم بست، در حالى كه نه به آن حيوان خوراكى داد و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمين چيزى را بيابد و بخورد و با اين حال ماند تا مُرد.
خداوند اين زن را به خاطر آن گناه، عذاب كرده است. و از بهشت آگاهى يافتم، زن آلوده دامنى را ديدم و از وضعش سؤال كردم. پاسخ داده شد اين زن به سگى گذر كرد، در حالى كه از عطش، زبانش را از دهان بيرون آورده بود، او پارچه پيرهنش را در چاهى فرو برد، پس آن پارچه را در دهان سگ چلاند تا آن حيوان سيراب شد، خداوند گناه آن زن را به خاطر اين كار بخشيد.
26- عدم پذيرش اعمال ناخالص
«إِذا كانَ يَوْمُ الْقِيمَةِ نادى مُناد يَسْمَعُ أَهْلُ الْجَمْعِ أَيْنَ الَّذينَ كانُوا يَعْبُدُونَ النّاسَ قُومُوا خُذُوا أُجُورَكَمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَهُ فَإِنّى لا أَقـْبـَلُ عَمَلاً خالَطَهُ شَىْءٌ مِنَ الدُّنْيا وَ أَهْلِها »:

چون روز قيامت فرا رسد، ندا دهنده اى ندا دهد كه همه مردم مىشنوند، گويد: كجايند آنان كه مردم را مىپرستيدند؟ برخيزيد و پاداشتان را از كسى كه براى او كار كرديد بگيريد! چون من عملى را كه چيزى از دنيا و اهل دنيا با آن مخلوط شده باشد، قبول نمىكنم.
27- دنيا طلبى، عنصرِ حبط اعمال
«لَيَجيئَنَّ أَقوامٌ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ أَعْمالُهُمْ كَجِبالِ تِهامَة فَيُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَـىالنّارِ قالُوا يا رَسـُولَ اللّهِ مُصَلّينَ؟ قالَ نَعَمْ يُصَلُّونَ وَ يَصُومُونَ وَيَأْخُذُونَ هِنْـأً مِنَ اللَّيْلِ فَـإِذا عَرَضَ لَهُمْ شَىْءٌ مِنَ الـدُّنْيا وَثَبُوا عَلَيْهِ.»:
در روز قيامت گروهى را براى محاسبه مىآورند كه اعمال نيك آنان مانند كوه هاى تهامه بر روى هم انباشته است! امّا فرمان مىرسد كه به آتش برده شوند! صحابه گفتند: يا رسول اللّه! آيا اينان نماز مىخواندند؟ فرمود: بلى نماز مىخواندند و روزه مىگرفتند و قسمتى از شب را در عبادت به سر مىبردند! امّا همين كه چيزى از دنيا به آنها عرضه مىشد، پرش و جهش مىكردند تا خود را به آن برسانند!
28- با هر كهاى با اوستى
«أَلـْمَرْءُ مَـعَ مَـنْ أَحَـبَّ.»:
آدمى (در قيامت) با كسى است كه او را دوست دارد.
29- دوستى اهل بيت
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيى حَياتي وَ يَمُوتَ مَماتي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْن غَرَسَها رَبّي فَلْيُوالِ عَلِيًّا مِنْ بَعْدي وَلْيُوالِ وَلِيَّهُ وَلْيَقْتَدِ بِالاَْئِمَّةِ مِنْبَعْدي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتي وَ خُلِقُوا مِنْ طينَتي رُزِقُوا فَهْمًا وَ عِلْمًا وَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمـَّتي الـْقاطِعينَ فيهمْ صِلَتي لا أَنـَا لَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي.»:
هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند و چون من بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد، بايد بعد از من على را و دوست او را دوست بدارد و به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت من هستند و از طينتم آفريده شدهاند و از درك و دانش برخوردار گرديده اند، و واى بر آن گروه از امّت من كه برترى آنان را انكار كنند و پيوندشان را با من قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.
30- ولايت على(عليه السلام) شرط قبولى اعمال
«فَوَ الَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبِيًّا لَوْ جاءَ أَحـَدُكُمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ بِأَعْمال كَأَمـْثالِ الْجِبالِ وَ لَمْ يَجىءَ بِوِلايَةِ عَلِىِّ بْنِ أَبيطالب لاََكَبَّهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فِي النّارِ.»:
سوگند به خدايى كه مرا به حقّ برانگيخته، اگر يكى از شما در روز قيامت با اعمالى همانند كوه ها بيايد، امّا فاقد ولايت و قبول حاكميّت على بن ابيطالب باشد، خداوند او را به رو در آتش افكند.
31- پاداش مريض
«إِذا مَرِضَ الْمُسْلِمُ كَتَبَ اللّهُ لَهُ كَأَحْسَنِ ما كانَ يَعْمَلُ فى صِحَّتِهِ وَ تَساقَطَتْ ذُنُوبُهُ كَما يَتَساقَطُ وَرَقُ الشَّجَرِ.»:
وقتى كه مسلمان، بيمار شود، خداوند همانند بهترين حسناتى كه در حال سلامت انجام مىداده در نامه عملش مىنويسد و گناهانش همچون برگ درخت فرو مىريزد.
32- مسئوليت مسلمانى
«مَنْ أَصْبَحَ لايَهْتَمُّ بِأمُوُرِالْمُسْلِمينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنادي يالَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم.»:
هر كه صبح كند و به امور مسلمين همّت نگمارد، از آنها نيست; و هر كس بشنود كه شخصى فرياد مىزند: «اى مسلمان ها به فريادم برسيد» ولى جوابش نگويد، مسلمان نيست.
33- پيوستگى ايرانيان با اهل بيت
«قالَتِ الرُّسُلُ مِنَ الْفُرْسِ لِرَسُولِ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) إِلى مَنْ نَحْنُ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ أَنـْتُمْ مِنّا وَ إِلَيْنا أَهْلَ الْبَيـْتِ.»:
فرستادگان باذان، پادشاه يمن، تحت الحمايه ايران كه اصالتاً ايرانى بودند به حضور پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) آمدند و گفتند: اى رسول خدا: سرانجامِ ما فارسيان به نزد چه كسى خواهد بود؟حضرت فرمود: شما فارسيان از ما هستيد و سرانجامتان به سوى ما و خاندان ما خواهد بود!
قال ابن هشام: فَبَلَغَنى عَنِ الزُّهْرِىِّ إِنّه قالَ: فَمِنْ ثَمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ: سَلْمانُ مِنّا أَهـْلَ الْبَيْتِ.
ابن هشام از قول زهرى گويد: و از همين جا بود كه پيامبر فرمود: سلمان از اهل بيت ماست.
34- خيانت بزرگ (تقدّم مفضول)
«مَنْ تَقَدَّمَ عَلَى الْمُسْلِمينَ وَ هُوَ يَرى أَنَّ فيهِمْ مَنْ هُوَ أَفـْضَلُ مِنْهُ فَقَدْ خانَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُسْلِمينَ.»:
كسى كه بر مسلمانان پيشى گيرد، در حالى كه مىداند در ميان آنها كسى افضل و بهتر از او وجود دارد، چنين كسى به خدا و رسولش و همه مسلمانان خيانت كرده است.
35- ارزش هدايت
«لأََنْ يَهْدِىَ اللّهُ بِكَ رَجُلاً واحِدًا خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ.»:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) خطاب به حضرت على(عليه السلام) فرمود:در صورتى كه خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند، براى تو از حكومت كردن بر آنچه آفتاب بر آن مىتابد بهتر است.
36- مردمان آخرالزّمان
«يَـأْتى عَلَىالنّاسِ زَمانٌ تَخْبُثُ فيهِ سَرائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُمْ طَمَعًا فِى الدُّنْيا، لا يُريدُونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ، يَكُونُ دينُهُمْ رِياءً لا يُخالِطُهُمْ خَوْفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّهُ بِعِقاب فَيَدْعُونَهُ دُعاءَ الْغَريقِ فَلا يَسْتَجيبُ لَهُمْ!»:
زمانى بر مردم فرا مىرسد كه براى طمعِ در دنيا، باطنشان پليد و ظاهرشان زيبا باشد، علاقهاى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند، دين آنها ريا شود و خوفى ]از خدا[ در دلشان آميخته نشود، خداوند همه آنان را به عذاب سختى گرفتار كند، پس مانند دعاى شخص غريق دعا كنند، ولى دعايشان را اجابت نكند!
37- راستگوترين صحابه
«ما أَظَلَّتِ الْخَضْراءُ وَ لا أَقَلَّتِ الْغَبْراءُ مِنْ ذى لَهْجَة أَصـْدَقُ مِنْ أَبـىذَرٍّ.»:
آسمان سايه نينداخته و زمين دربرنگرفته، صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.
38- پرسش از عالمان و همنشينى با فقيران
«سائِلُوا الْعُلَماءَ وَ خاطِبُوا الْحُكَماءَ وَ جالِسُوا الْفُقَراءَ.»:
از دانشمندان بپرسيد و با فرزانگان سخن بگوييد و با فقيران بنشينيد.
39- دستبوسى نه!
«هذا تَفْعَلُهُ الأَعاجِمُ بِمُلُوكِها وَ لَسْتُ بِمَلِك إِنَّما أَنـَا رَجُلٌ مِنْكُمْ.»:
مردى خواست تا بر دست رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بوسه زند، پيامبر دست خود را كشيد و فرمود: اين كارى است كه عَجَم ها با پادشاهان خود مىكنند و من شاه نيستم، من مردى از خودتان هستم.
40- مهربانى با همنوعان
«ما آمَنَ بى مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ، وَ ما مِنْ أَهـْلِ قَرْيَة يَبيتُ وَ فيهِمْ جائِعٌ لا يَنْظُرُ اللّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ.»:
به من ايمان نياورده كسى كه سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد، و اهل يك آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد، خداوند در روز قيامت به آنها نظر رحمت نيفكند.


تاريخ : سه شنبه نوزدهم آبان ۱۳۸۸ | 16:51 | نویسنده : مرتضی |

:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ

كسى كه دوست دارد قـوى ترين مردم باشد بايد بر خدا توكّل كند .

(مستدرك الوسائل ج11 ص217)



تاريخ : دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ | 23:53 | نویسنده : مرتضی |
تعداد نمايندگان شاكي موسوي به 144 نفر افزايش يافت

خبرگزاري فارس: با امضاي برخي حاميان ديروز موسوي در مجلس و برخي از اعضاي هيئت رئيسه، نمايندگان شكايت كننده از موسوي به 144 نفر رسيدند.


حجت‌الاسلام و المسلمين حميد رسائي نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس شوراي اسلامي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس آخرين وضعيت شكايت 100 نماينده از موسوي را تشريح كرد.

* هنوز نمايندگان زيادي براي شكايت از موسوي مراجعه مي‌كنند

وي افزود: نمايندگان شكايت‌كننده از موسوي همچنان در پيگيري شكايت خود از وي مصر هستند و هنوز نيز نمايندگان زيادي براي امضاي شكايت از موسوي به ما مراجعه مي‌كنند.
وي تاكيد كرد كه اساساً‌ جمع‌آوري امضا براي اين شكايت نامه برخلاف نامه‌هاي ديگر كه معمولا تهيه‌كنندگان آن براي جمع‌آوري امضا، به تك تك نمايندگان مراجعه مي‌كنند، در اين موضوع به دليل آنكه اعتقادي بود از همان ابتدا، نمايندگان براي امضا مراجعه مي‌كردند.

* روند رو به افزايش امضاي نمايندگان براي شكايت از موسوي

رسايي با اشاره به روند رو به افزايش شكايت نمايندگان از موسوي، تصريح كرد: در مرحله اول نامه شكايت از موسوي را حدود 100 نماينده امضاء كردند و پس از انتشار اين خبر به دليل آنكه قبل از تعطيلات نمايندگان بود، تقريبا 10 امضاي ديگر به آن اضافه شد و پس از تعطيلات مجلس در هفته گذشته امضاي شكايت از موسوي به حدود 130امضا رسيد.
نماينده مردم تهران در خانه ملت هم چنين از افزايش تعداد نمايندگان امضاكننده شكايت از موسوي به 144 نفر در حال حاضر خبر داد.

* امضاي شكايت از موسوي به اعضاي هيئت رئيسه مجلس هم رسيد

وي با اشاره به اينكه در بين امضاءكنندگان شكايت از موسوي از گرايشات مختلف در مجلس وجود دارند، خاطرنشان كرد: در ميان نمايندگان امضاءكننده شكايت از موسوي از اعضاي هيئت رئيسه و نيز از نمايندگان حامي موسوي در ايام انتخابات به چشم مي‌خورد.

* حاميان ديروز موسوي در مجلس شاكيان امروز وي شده‌اند

رسايي در تبيين چرايي امضاي شكايت از موسوي توسط برخي حاميان او در مجلس، افزود: برخي از نمايندگان حامي موسوي كه هم اكنون نامه شكايت از او را امضا كرده‌اند معتقدند كه در ايام انتخابات برداشت ديگري از موسوي داشته‌اند اما در حوادث پس از انتخابات به ويژه حوادث روز قدس و 13 آبان و بيانيه‌هاي موسوي، به هيچ وجه مورد تاييد آنها نيست به همين دليل برخي حاميان ديروز موسوي در مجلس به شاكيان امروز وي تبديل شده‌اند.
عضو شوراي مركزي فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس در ادامه با بيان اينكه روند امضاي شكايت‌نامه از موسوي هنوز هم در ميان نمايندگان ادامه دارد، اضافه كرد كه امضاهاي جديد نمايندگان براي شكايت از موسوي را تحويل دستگاه قضايي خواهيم داد تا بدين موضوع با جديت پيگيري كنند.
وي اين موضوع را هم اضافه كرد كه دستگاه قضايي به نفسه به دنبال اجراي عدالت است و هيچ اراده‌اي براي فراموشي برخورد با عوامل ريز و درشت اغتشاشات و قانو گريزان ديده نمي‌شود.
انتهاي پيام/ي



تاريخ : دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ | 23:52 | نویسنده : مرتضی |
شال سبز را با ظهور جنبش سبز علوي دوباره بر گردن انداختم

خبرگزاري فارس: مدير مسئول كانون فرهنگي سيد الشهدا گفت: شال سبز را با ظهور حركت مردمي جنبش سبز علوي دوباره بر گردن انداختم. رنگ سبز نبايد سياسي مي شد. مردم با ديدن رنگ سبز به ياد اهل بيت عصمت و طهارت مي افتند.


حجت‌الاسلام سيد محسن ذوالفقاري در گفتگو با خبرنگار فرهنگي خبرگزاري فارس در باره آغاز حركت مردمي جنبش سبز علوي افزود: ما با استفاده كردن از اين رنگ مانند سابق بايد جلوي سوء استفاده دشمن را بگيريم. پس از انتخابات تاكنون طوري شده بود كه هر كسي كه از رنگ سبز استفاده مي كرد، مردم او را متمايل به فتنه گران مي دانستند.
اين روحاني جانباز گفت: من فكر مي‌كنم طراحان اين مسئله در انتخابات مي‌خواستند از احساسات مردم سوء استفاده كنند. چون مي‌دانستند مردم به رنگ سبز علاقه خاصي دارند از اين جهت سراغ اين رنگ رفتند و سوء استفاده كردند. از بعد خارجي كه گروه‌هايي كه با اين رنگ شناخته مي‌شوند هم احساس نزديكي بيشتر با ايشان داشته باشند و اينها را از خودشان بدانند.
رزمنده دوران دفاع مقدس با 60 ماه حضور در عرصه هاي دفاع مقدس اظهار داشت: ما نبايد ميدان را خالي كنيم بايد در وسط صحنه باشيم مانند هشت سال دفاع مقدس كه هرگاه دشمن تك مي‌زد ما پاتك مي‌زديم اگر آنجا هم عقب‌نشيني مي‌كرديم الان ديگر ما نبوديم ولي آنجا استقامت و پاتك‌هاي رزمندگان بود كه اين كشور پيروز شد الان هم با در اين جنگ نرم بايد اهل استقامت باشيم. نگذاريم آنان بتوانند از نمادهاي ديني سوء استفاده كنند.
حجت‌الاسلام سيد محسن ذوالفقاري گفت: ما با استفاده كردن از اين رنگ مانند سابق بايد جلوي سوء استفاده را بگيريم. الان طوري شده كه هر كسي كه از رنگ سبز استفاده كند او را منسوب به طرف مقابل مي‌دانند؛ با اينكه نبايد اين طور باشد. ما بايد با استفاده از اين رنگ پاتك به تك دشمن بزنيم.
اين روحاني جانباز يادآور شد: از كودكي يادم مي‌آيد كه پدرم شال سبزي به كمر مي‌بست و من با ديدن آن شال سبز از اين رنگ خيلي خوشم مي‌آمد و خودم با اينكه روحاني هستم و سيادت روحانيون با عمامه سياه شناخته مي‌شود، شش ماه (پاييز و زمستان) سال را شال سبزي به گردن مي‌انداختم كه بعد از آنكه اين رنگ سياسي شد و در خدمت سياست بازان فتنه گر قرار گرفت، افسوس مي خوردم كه شايد ديگر نتوانم از اين رنگ استفاده كنم. تا اينكه حركت مردمي جنبش سبز علوي شكل گرفت.
وي افزود: چون اصلا منطق فتنه گران (جنبش سبز) را قبول نداشتم و فكر مي‌كردم با استفاده از اين رنگ منسوب به آنان مي شوم. ولي فكر كردم كه نبايد اين رنگ سياسي شود و امثال ما دوباره بايد به اين رنگ برگردند تا فقط گروهي فتنه گرنتوانند از اين رنگ سوء استفاده سياسي كنند.
وي گفت: ملت ما با ديدن رنگ سبز به ياد اهل بيت عصمت و طهارت مي افتند و اين رنگ برايشان رنگ اهل بيت است. بر همين اساس دوباره شال سبز را بر گردن انداختم و از اين تصميم خوشنود و خوشحال هستم.
وي اظهار داشت: در كتاب نفس‌المهوم شيخ عباس قمي درباره لباس بهشتي صفحه 52 آمده است: ام سلمه همسر پيامبر مي‌گويد، پيامبر را ديدم كه لباس مخصوصي كه در دنيا نظيرش را نديده بودم بر حسين عليه‌السلام مي پوشاند من در مورد آن لباس از پيامبر سوال كردم آن حضرت فرمود اين هديه خداوند به حسين (ع) است و من آنرا بر اندامش مي‌پوشانم همچنين در روايت آمده است كه گاهي امام حسن و امام حسين (ع) در دوران كودكي در شب عيد لباس مخصوص مي‌خواستند كه از جانب خداوند متعال بوسيله ملكي از ملائكه به آنان هديه مي‌شد و حضرت فاطمه به آن مي‌پوشانند.
وي افزود: روايت شده كه روز عيدي حسن و حسين (ع) در حجره جد خود وارد شدند و گفتند يا جدا امروز روز عيد است و فرزندان عرب جامه‌هاي رنگين بر تن كرده و لباس نو پوشيده‌اند و ما را جامه نو نيست براي اين نزد تو آمده‌ايم پس آن حضرت سختي تامل در حال آنان كرد و گريست و در خانه جامه‌اي شايسته آنان نبود و نخواست آنان را نااميد كند و دلشان را بشكند. پس پروردگار خود را خواند گفت اي خداي من دل آنان و مادرشان را مشكن.
حجت‌الاسلام سيد محسن ذوالفقاري در پايان افزود: جبرئيل فرود آمد با او دو حله‌اي از حله‌هاي بهشتي سفيد بود. پيامبر شادان گشت و آنان را گفت اي سيد جوانان اهل بهشت اين جامه‌ها را كه خياط قدرت به اندازه قامت شما دوخته است بگيريد وقتي آن خلعت‌ها را سفيد ديدند گفتند اين چگونه باشد كودكان عرب جامه‌هاي رنگين در بر كردند. پيامبر فرمود حسنم تو چه رنگي را مي‌خواهي عرض كرد رنگ سبز و فرمود حسين توچه رنگي را مي‌پسندي عرض كرد سرخ جبرئيل لباسهاي رنگي آورد و حضرت به آنها عطا فرمود و آنان نزد مادر رفتند در حالي كه خوشحال بودند.



تاريخ : دوشنبه هجدهم آبان ۱۳۸۸ | 23:52 | نویسنده : مرتضی |
 


تاريخ : یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۸ | 10:25 | نویسنده : مرتضی |
با حكم رهبر معظم انقلا‌ب صورت گرفت
 
تمديد رياست ضرغامي بر رسانه ملي
 
 
گروه سياسي:حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در حكمي ضمن تمديد دوره رياست آقاي مهندس سيدعزت الله ضرغامي در سازمان صدا و سيما تأكيد كردند: بايد با استفاده از برجستگي‌ها و نقاط قوت كنوني صدا و سيما و همت براي نقص‌زدايي، اين رسانه فرهنگ‌ساز به طراز رسانه‌اي برسد كه دين و اخلاق و اميد و آگاهي بارزترين نمود آن باشد....>
سناريوي جديد صهيونيست‌ها عليه ايران
گروه سياسي: رژيم صهيونيستي اين روزها به دليل تصويب گزارش گلدستون در مجمع عمومي سازمان ملل كه اسرائيل‌ را به دليل تجاوز به غزه به ارتكاب جنايات جنگي متهم كرده تحت فشار است و با پيگيري ادعاي خود درباره توقيف كشتي ايراني حامل سلاح، در تلاش است تا راهي براي رهايي خود از فشار افكار عمومي بيابد.

اواسط هفته گذشته بود كه رژيم صهيونيستي در آستانه مطرح شدن گزارش گلدستون در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، مدعي شد يك كشتي ايراني را كه حاوي مقادير زيادي سلاح به مقصد سوريه بوده، توقيف كرده است. اين كشتي كه فرانكوپ نام دارد و با پرچم آنتيگوا (كشور كوچكي در درياي كارائيب) حركت مي‌كرد پس از گذر از آب‌هاي مصر در 180 كيلومتري جنوب قبرس براي بازرسي از سوي نيروي دريايي رژيم صهيونيستي متوقف مي‌شود....>
بروجردي اعلام كرد
تحويل سوخت 5/3 درصد براي دريافت سوخت 20 درصد منتفي شد
گروه سياسي: رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي، بحث تحويل تدريجي يا دفعي سوخت 5/3 درصد براي دريافت سوخت 20 درصد مورد نياز رآكتور تحقيقاتي تهران را منتفي اعلام كرد.

علاءالدين بروجردي در گفتگو با ايسنا درباره طرح برخي بحث‌ها مبني بر اين كه ايران حاضر شده سوخت 5/3 درصد را براي دريافت سوخت 20 درصد مورد نياز رآكتور تهران به صورت تدريجي به آژانس تحويل دهد، افزود: بنا نيست از سوخت 1200 كيلويي توليد شده چيزي به طرف مقابل براي دريافت سوخت 20 درصد داده شود و اين كار چه به صورت مقطعي و چه به صورت دفعي انجام نمي‌گيرد و منتفي است....>
سايه خبر
تكذيب خبر هجوم به خودروي همسر نوه امام (ره)
درپي انتشار برخي اخبار مبني بر هجوم لباس شخصي‌ها به خودروي حامل بعضي از اعضاي بيت حضرت امام (ره) و همسر حجت‌الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني در حاشيه مراسم روز 13 آبان، روابط عمومي دفتر امام خميني (ره) اين خبر را تكذيب كرد.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني و خبري جماران، روابط عمومي دفتر امام خميني (ره) در اطلاعيه‌اي اعلام كرد: به آگاهي مي‌رساند خبري كه در بعضي سايت‌ها مبني بر هجوم افراد موسوم به لباس شخصي‌ها به وسيله نقليه حامل برخي از اعضاي بيت حضرت امام (ره) و همسر حجت‌الاسلام والمسلمين سيد حسن خميني در روز 13 آبان در ميدان هفت تير انتشار يافت و به لحاظ حساسيت افكار عمومي، موجب بازتاب گسترده و نگراني دوستداران امام و تماس‌هاي مكرر گرديده است؛ از اساس صحت نداشته و تكذيب مي‌شود....>
تاكيد هاشمي رفسنجاني بر دوري از افراط
گروه سياسي: رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: استفاده از تجربيات ارزشمند هر يك از نمايندگان ادوار مجلس شوراي اسلامي در بخش‌هاي اجرايي و مشاوره‌اي كشور ضروري است.

به گزارش فارس، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در ديدار جمعي از نمايندگان ادوار غرب كشور با اشاره به اين‌كه هر يك از نمايندگان ادواري حداقل يك دوره در بخش قانونگذاري كشور حضور داشتند و از دلسوزان نظام هستند، استفاده از تجربيات ارزشمند آنان در بخش‌هاي اجرايي و مشاوره‌اي كشور را ضروري دانست. ...>
باهنر، سخنگوي فراكسيون اصولگرايان مجلس شد
گروه سياسي: محمدرضا باهنر، نايب‌رئيس مجلس به عنوان سخنگوي فراكسيون اصولگرايان مجلس انتخاب شد.

به گزارش فارس، محمدرضا باهنر نماينده مردم تهران كه همزمان نايب‌رئيسي مجلس و فراكسيون اصولگرايان را به عهده دارد، از سوي هيات رئيسه اين فراكسيون به عنوان سخنگوي بزرگ‌ترين فراكسيون سياسي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد. بر اساس اين گزارش، باهنر در آخرين جلسه فراكسيون اصولگرايان مجلس، سمت سخنگويي خود را به نمايندگان اصولگرا اعلام كرده است....>




تاريخ : یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۸ | 10:12 | نویسنده : مرتضی |
 
بينايي، هديه تكنولوژي به نابينايان
 
شبكيه مصنوعي، چشم‌روشني فناوري نوين
 
 
پژوهش‌هاي جديد محققان نسل ديگري از ريزادوات قابل كاشت در بدن انسان را تحت عنوان فناوري شبكيه مصنوعي رونمايي مي‌كند كه مي‌تواند نويدبخش احيا و بازگرداندن موهبت خدادادي بينايي به نابينايان و گشودن مرزهاي نور به چشم افرادي شود كه بر اثر حادثه يا بيماري‌هاي چشمي از قدرت بينايي محروم شده‌اند.

بتازگي محققان انستيتو فناوري ماساچوست (ام.آي.تي) موفق به ارائه محصولي تحت عنوان شبكيه مصنوعي شده‌اند كه مي‌تواند به صورت مستقيم به عصب بينايي وصل شده و به عنوان رويكردي محوري براي كاربرد طيف وسيعي از ايمپلنت‌هاي حلزوني مطرح شود. به گفته‌شان كلي، دانشيار ام.آي.تي كه اين شبكيه مصنوعي به همت او توسعه يافته است، فناوري حاضر بر خلاف معدود روش‌هاي كاشت تجهيزات توانمندكننده بينايي در چشم توانسته است با دور زدن روال معمول مكانيسم بينايي و فاكتور گرفتن از سلول‌هاي نورياب و رنگ‌ياب با جهشي يكباره مستقيما به سراغ خود عصب بينايي رفته و به آن متصل شود. در واقع ساز و كار فناوري شبكيه مصنوعي به اين صورت است كه با استفاده از دوربيني خارج از محدوده چشم تصاوير جمع‌آوري شده و به تراشه‌اي درون چشم انتقال مي‌يابند و سپس با استفاده از جرياني الكتريكي اعصاب بينايي چشم مستقيما تحريك مي‌شوند. ...>
 
فراسو
لزوم تدوي
ن و اجراي طرح‌هاي جامع كاهش خطرپذيري لرزه‌اي
 
بيشتر شهرها و روستاهاي كشور ايران در معرض مخاطرات طبيعي نظير زلزله قرار دارند. معمولا به واسطه وقوع زمين‌لرزه‌هاي متوسط تا بزرگ، هر ساله خسارات و تلفات قابل توجهي به نقاط مختلف كشور وارد مي‌شود. رشد ناهماهنگ و غيراصولي شهرها بخصوص در چند دهه اخير، ساخت و ساز در حريم گسل‌ها و مناطق مستعد ناپايداري‌هاي زمين شناختي، طراحي و اجراي ساختمان‌ها و تاسيسات حياتي نامتناسب با لرزه‌خيزي، نبود برنامه و توانمندي‌هاي عملياتي لازم براي مديريت بحران در مرحله پاسخ و مقابله با تبعات وقوع زلزله، وجود بافت‌هاي آسيب‌پذير و فرسوده متعدد و پراكنده در سطح شهرها و بسياري موارد ديگر همگي نشان مي‌دهند در صورت وقوع زلزله‌اي شديد در هر يك از شهرها و مراكز جمعيتي كشور، خسارات جبران‌ناپذيري به شهرها و در نگاهي جامع نگر به كل كشور وارد خواهد شد كه نمونه‌هايي از اين اثرات در زلزله‌هاي بم (1382) و منجيل (1369) مشاهده شد. گرچه جلوگيري كامل از تلفات و خسارات ناشي از زلزله‌هاي شديد بسيار دشوار است، ولي مي‌توان با شناخت وضعيت لرزه‌خيزي كشور و آسيب‌پذيري مستحدثات (ساختمان‌ها، شريان‌هاي حياتي و تاسيسات زيربنايي) و با اجراي برنامه‌هاي ايمن‌سازي و مقاوم‌سازي و نيز پيشبرد برنامه‌هاي مديريت خطرپذيري و بحران تا حد مطلوبي اثرات زمين‌لرزه‌هاي آتي را كاهش داد. در اين خصوص تدوين و اجراي طرح‌هاي جامع مديريت خطر و بحران به عنوان يك راهكار اصولي در كاهش خطرپذيري و اثرات زلزله در دنيا پذيرفته شده است. ...>
يك هفته با محيطزيست
خطر لوله‌هاي فرسوده انتقال نفت در جنوب
رئيس سازمان حفاظت محيط زيست از فرسوده بودن بيش از 2 هزار كيلومتر از لوله‌هاي انتقال نفت جنوب كشور در خليج‌فارس و درياي عمان خبر داد و گفت: وزارت نفت بايد هرچه سريع‌تر برنامه‌اي براي تعويض اين لوله‌ها ارائه كند.

مسوولان سازمان حفاظت محيط زيست اگرچه با اعلام اين خبر، اصلاح شبكه را در دستور كار مي‌دانند، اما مهم‌ترين مساله زيست‌محيطي را براي اين سازمان معضل آلودگي هوا دانسته و در كنار اين مساله آلودگي آب شيرين و منابع آن به دليل قرارگيري ايران در كمربند خشك دنيا و كاهش نزولات آسماني را به عنوان اولويت‌هاي كاري خود اعلام كرده‌اند....>


 



تاريخ : یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۸ | 10:9 | نویسنده : مرتضی |
 
بررسي نحوه برخورد پزشكان و بيماران با سرطان
 
خرچنگ شما را از پا نيندازد
 
گروه سلامت: سرطان پايان زندگي نيست، اما علي‌رغم اين‌كه به استناد گفته پزشكان اين جمله شعاري نيست اما كمتر، بيمار مبتلا به اين بيماري با اين جمله خودش را تسكين مي‌دهد يا اين‌كه حاضر مي‌شود به جنگ بيماري برود.

در واقع همه مشكلات اين بيماري به هزينه‌هاي درمان، كمبود تخت‌هاي درماني، داروهاي ناياب يا گران و مواردي از اين دست بر‌نمي‌گردد، بلكه مسائل رواني و روحي بيماران، نحوه اطلاع و آگاهي از بيماري و رابطه پزشك و بيمار هم اهميت فراواني دارد....>
شكر عمر را كم مي‌كند
گروه سلامت: محققان دريافتند مصرف شكر باعث كاهش 20 درصدي طول عمر مي‌شود.

به گزارش ايسنا، پژوهشي توسط دكتر سينيتا كنيون از محققان دانشگاه كاليفرنيا در سانفرانسيسكو با بررسي مصرف شكر در ميزان طول عمر كرم‌ها به نقش مصرف شكر در كاهش طول عمر كرم‌ها پي برد. در اين بررسي آمده است در يك نوع خاصي از كرم‌ها موسوم به سي الگان‌ها مصرف شكر باعث كاهش طول عمر آنها مي‌شود....>
گريه كودكان خود را ترجمه كنيد
گروه سلامت‌: شركتي در اسپانيا ابزاري را مخصوص گوشي آي‌فون ارائه كرده است كه مي‌تواند گريه كودكان را ترجمه كرده و احساس نهفته در پس آن را آشكار سازد.

به گزارش مهر، زماني كه كودكي مي‌گريد، حتي حساس‌ترين پدر و مادرها نيز در يافتن دليل گريه او دچار مشكل مي‌شوند، مشكلي كه بتازگي در صورت همراه داشتن يك گوشي اپل مي‌توان آن را رفع كرد.اين ابزار جديد گوشي آي‌فون كه متناسب با شرايط پدرها و مادرهاي جوان ساخته شده است مي‌تواند رازهاي نهفته در صداي گريه و فرياد نوزادان را رمزگشايي كند....>
سيگارهاي لايت، ترك سيگار را مشكل‌تر مي‌كند
گروه سلامت: متخصصان سال‌هاست كه بر سالم نبودن سيگارهاي به اصطلاح لايت تاكيد دارند، اما پژوهشگران در مطالعات اخير خود يك مرحله فراتر رفته و بيان داشتند كه مصرف اين نوع سيگارها نه تنها روند ترك سيگار را تسريع نمي‌بخشد بلكه آن را مشكل‌تر مي‌سازد.

بر اساس نتايج يك تحقيق، پژوهشگران دانشگاه پيتزبورگ به اين نتيجه رسيده‌اند كه مصرف سيگارهاي لايت به عنوان كمكي جهت ترك سيگار در واقع به تداوم كشيدن سيگار منتهي مي‌شود. ...>
چاقي، عامل 100 هزار مورد سرطان
گروه سلامت‌: انستيتو تحقيقات سرطان آمريكا اعلام كرد: چاقي هرساله در اين كشور باعث يكصد‌هزار مورد جديد ابتلا به سرطان مي‌شود.

به گزارش فارس، اين انستيتو كه تحقيقاتي را در مورد رابطه ميان رژيم غذايي و بيماري انجام داده است اعلام كرد 49 درصد سرطان‌هاي رحم و 35 درصد سرطان‌هاي مري ناشي از چربي زياد بدن است. اين تحقيقات بيش از پيش رابطه چاقي و سرطان را قبل و بعد از سرطان نشان داد و اين‌كه باعث سخت‌تر شدن درمان و كوتاه شدن مدت زمان زنده ماندن هم مي‌شود....>
كلينيك چاقي
رژيم غذايي در ديابت بارداري
ديابت بارداري يكي از بيماري‌هايي است كه بويژه در خانم‌هاي چاق، سلامتي آنان و سلامتي جنين‌شان را تهديد مي‌نمايد. بهترين راه براي پيشگيري از بروز اين بيماري در مادران چاق كاهش وزن قبل از بارداري و پس از آن كنترل سير افزايش وزن در طي دوره بارداري است. ولي هستند مادراني كه به هر دليل دچار اين بيماري مي‌گردند. انسولين تزريقي به عنوان داروي انتخابي در كنترل ديابت بارداري مي‌باشد. مطالعات اخير نشان داده‌اند كنترل رژيم غذايي از نظر نوع كربوهيدرات دريافتي، بدون اين‌كه پيامدي براي جنين داشته باشد، بطور قابل‌ملاحظه‌اي نياز به انسولين را حتي پس از ابتلا به ديابت بارداري كاهش مي‌دهد....>
بيماران روماتيسمي واكسن آنفلوآنزاي فصلي بزنند
گروه سلامت: رئيس مركز روماتيسم ايران گفت: تمام بيماران روماتيسمي كه داراي بيماري‌هاي بافت هم‌بند از قبيل آرتريت روماتوئيد، اسكلرودرمي، واسكوليت و... هستند و از داروهايي مثل كورتن و داروهاي تنظيم‌كننده سيستم ايمني بدن استفاده مي‌كنند، ضروري است نسبت به واكسينه كردن خود در برابر آنفلوآنزاي فصلي اقدام كنند.

دكتر فرهاد غريب‌دوست با اعلام اين خبر به مركز روماتيسم ايران افزود: به دليل ضعف سيستم ايمني، بيماران روماتيسمي بيش از سايرين در معرض ابتلا به آنفلوآنزا قرار دارند و در صورت ابتلا به اين بيماري با شدت بيشتري گرفتار مي‌شوند....>
ديابتي‌ها ماهي سفيد بخورند
گروه سلامت: مطالعه جديد نشان مي‌دهد؛ مصرف مرتب ماهي سفيد و چرب ممكن است عاملي در برابر ديابت نوع دوم باشد، اما مصرف ماهي صدف ممكن است اثرات معكوسي داشته باشد.

به گزارش ايسنا، محققان در اين خصوص اعلام كردند: مصرف بيشتر از يك بار ماهي سفيد در هفته مي‌تواند حدود 25‌درصد خطر ابتلا به ديابت نوع دوم را كاهش دهد و اين در حالي است كه در مقابل مصرف همان مقدار ماهي صدف، خرچنگ و ميگو حدود 36 درصد خطر ابتلا به ديابت نوع دوم را افزايش مي‌دهد. براساس گزارش رويترز، البته محققان اعلام كردند؛ ممكن است افزايش خطر ديابت براثر مصرف ماهي صدف به تنهايي نباشد و مخلفات سرو شده با اين غذا مانند سس مايونز يا روغن و كرم استفاده شده در آن عامل اصلي اين خطر باشند. ...>
سوء‌تغذيه باعث ريزش موي كودكان مي‌شود
گروه سلامت‌: رئيس انستيتو تغذيه و صنايع غذايي گفت: كمبود دريافت درشت مغذي‌ها باعث لاغري و كوتاهي قد كودكان، ريزش مو، بدرنگ شدن و بدشكل شدن موي كودكان مي‌شود.

احمد‌رضا درستي‌ مطلق در گفتگو با فارس‌ افزود: سوء‌تغذيه فقدان تعادل تغذيه است. اگر كم‌خوري وجود داشته باشد و كمتر به بدن غذا برسد نياز بدن تامين نمي‌شود و باعث سوء‌تغذيه مي‌شود و برعكس زياد خوردن غذا موجب سوء‌تغذيه «بيش بود» مي‌شود كه اضافه دريافت غذا نيز ناميده مي‌شود. وي اضافه كرد: هر دو اينها در جامعه ما وجود دارد. يكسري از جوامع فقر غذايي دارند و با سوء‌تغذيه كه كمبود مواد غذايي به بدن آنهاست مبتلا مي‌شوند و گروه ديگر سوء‌تغذيه «بيش بود» كه بيش از نياز بدن غذا دريافت مي‌شود. ...>



تاريخ : یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۸ | 10:7 | نویسنده : مرتضی |

هشدار!‌ همه مراقب باشند
رواج شيطان پرستي در ايران
جام جم آنلاين: يک گروه تحقيقاتي نسبت به گسترش شيطان‌پرستي در جامعه هشدار داد و خبر داد كه اكنون بيش از 70 فرقه شيطان‌پرستي در کشور فعال هستند.

به گزارش برنا، موقعيت جغرافيايي فعاليت اين جريان مخرب و ويرانگر اخلاقي برخي ازشهرهاي نقاط مرکزي و جنوب غربي ايران است و خشونت، خونخواري و آدم زدايي از ويژگي هاي آن به شمار مي رود به گونه اي  که برخي از جوانان هوادار اين جريان‌ها با آسيب رساندن به خود و ديگران درصدد ارتقاي جايگاه خويش در گروه هستند.

بنا بر اين گزارش، رفتار خشونت آميز اعضاي گروهاي شيطان پرست با حيوانات و برخي از اطرافيان نيز بسيار تاسف‌بار و قابل تامل است.

يک کارشناس ارشد فرهنگي با اشاره به پوشش ها و مدل‌هاي جديد مد برخي از دختران و پسران از گسترش فعاليت گروه هاي شيطان پرستي ابراز نگراني کرد و گفت: اين جريان ضد فرهنگي از دهه 70 وارد کشور شد و در سايه غفلت مسئولان به سرعت در قالب شبکه هاي زيرزميني در برخي از شهرستان ها و مراکز استان و همچنين  تهران بزرگ ريشه دوانيد.

به نوشته برنا، در تحقيقات مستندي که به تازگي در اختيار مسئولان ارشد کشور قرار گرفته است، لباس هاي گشاد، لباس هاي رنگي جلف، انگشتر‌هاي خاص تيغ دار، دستبندهاي متنوع و عجيب، گردنبندهاي اسکلتي با موهاي بلند يا سر طاس به عنوان نشانه‌هاي ويژه گروه‌هاي همسو با شيطان پرستي بيان شده است.

در اين گزارش تاکيد شده است که علاوه بر ماهواره ها و سايت‌هاي اينترنتي، انتشار کتب متعدد براي ترويج اين جريان در داخل کشور عامل رواج اين فرقه ها شده است.

برنا خاطرنشان ساخت: جريان شيطان پرستي در غرب با ابزار موسيقي اعلام موجوديت کرد و روابط نامشروع، موسيقي متال، رفتارهاي ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورايي و جادوگري از ويژگي هاي اين جريان است.
 
يك عضو گروه تحقيقي كه علاوه بر گزارش، فيلم مستندي از فعاليتها و رفتارهاي شيطان پرستان در ايران تهيه كرده است،‌ در گفت وگو با برنا،  حتي از نفوذ علائم گروههاي شيطان پرستي در رسانه هاي گروهي کشور سخن گفت و از اين وضعيت، ابراز تاسف کرد.

 وي كه نامش فاش نشده است، گفت: متاسفانه برخي از آهنگ هاي آگهي بازرگاني، و  تيتراژ برخي فيلمها و سريال ها، در کنار صحنه آرايي برخي برنامه ها، برگرفته از آئين‌ها و ملودي‌هاي گروههاي شيطان پرستي است.

 -----------------

زنگ خطر؛ خانواده‌ها به هوش باشند
فرقه‌هاي شيطان پرستي جوانان را مي‌بلعند
جام جم آنلاين: جانشين فرمانده نيروي انتظامي گفت: بيش از 50 فرقه و گروه تخديري (شيطان پرستي)به ايران وارد شده که نيمي از آنها فعال بوده و اقدام به ترجمه،چاپ و توزيع قريب به 200 عنوان کتاب در اين زمينه کرده‌اند.

سرتيپ پاسدار "حسين ذوالفقاري"امروز سه شنبه در جمع خبرنگاران افزود: در جهان بيش از چهار هزار فرقه تخديري و خرافه پرستي به وجود آمده است که غرب و بويژه آمريکا منشاء و بستر اکثر آنها است.

وي تاکيد کرد: مأموريت اخير اين افکار وارداتي اسلام ستيزي، مسلمان گريزي و تخدير اصول پاک ناب محمدي و نفي واژه هاي ايثار و شهادت است.

جانشين فرمانده ناجا افزود: يکي از فرقه هاي انحرافي تحت عنوان "TSM "توسط فردي بنام «الف» که خارج از کشور زندگي مي کند هدايت مي شود.

وي در توضيح نحوه فعاليت اين فرقه گفت: اين فرد با لابي صهيونيست ها مرتبط است. محبوبيت زيادي بين جوانان دارد و صدها جوان در کلاس هاي او شرکت کرده و در مقابل او اشک ريخته و به گناهان خود اعتراف مي کنند.

ذوالفقاري اضافه کرد: فرد ديگري بنام « الف- ر » که زادگاهش يکي از شهرستانهاي کشور و داراي تعدادي مريد است، مريدان وي براي مراد خود حاضرند هر کاري بکنند.

وي افزود: دختران زيادي به خاطر او ازدواج نمي کنند و ادعا مي کنند او همسر عرفاني آنهاست و او نيز ادعا مي کند مرده را زنده مي کند و عمدتا در تاريکي زندگي مي کند.

ذوالفقاري گفت: فرد ديگري بنام «ع -ي » ادعا مي کند عرش به واسطه حضور او برپاست، زلزله ها را پيشگويي مي کند، انرژي درماني مي کند، و روزانه تعداد زيادي بيمار به وي مراجعه مي کند.

جانشين فرمانده نيروي انتظامي در ادامه گفت: پليس در راستاي وظايف قانوني بر اين جريانات اشراف اطلاعاتي دارد و برخي نيز که مرتکب جرم شده بودند شناسايي و دستگير و به مراجع قضايي معرفي شده اند.

ذوالفقاري در ادامه به جعل سه هزار نوع از اين فرقه ها طي 30 سال اخير اشاره کرد و گفت: اصول مشترک اين گروه ها انحراف از اديان حنيف و التقاط در اعتقادات و وعده‌هاي کاذب و سوء استفاده از گرايش جوانان به مبدأ هستي و سوء استفاده جنسي است.

وي اضافه کرد: اخيرا گروه هايي تحت عنوان شيطان پرستان که داراي انحرافات فکري و جنسي بوده با هدايت سايت هاي بيگانگان در کشور در حال شکل گيري هستند شناسايي شده‌اند.

جانشين فرمانده ناجا تافزود: اين گروه ها ضمن برگزاري مراسم خاصي، تبليغ پوشيدن لباس خاص بعنوان لباس مقدس منقوش به نمادهاي شيطان پرستي، از گردنبند (صليب شکسته يا صليب برعکس) انگشتر با نقوش استخواني و جمجمه انسان استفاده نموده و در برگزاري اين مراسم ضمن شرب خمر اقدام به رقص و پايکوبي مي‌كنند.

ذوالفقاري گفت: آنان بر اين باورند که بايد برخلاف اديان بويژه اسلام عمل کرد و با انجام اعمال دلخواه و کارهاي خلاف، دنيا را به هرج و مرج و آشوب کشاند.

وي با اشاره به اينکه افراد عضو اين گروه در برخي رشته هاي ورزشي مهارت خاصي دارند و به منظور جذب نوجوانان و جوانان هنگام ورزش از موزيک هاي خاص شيطان پرستي استفاده مي کنند، افزود: اين گروه ها داراي کتاب هايي به زبان لاتين بوده و با تجمع در پارکها و تفرجگاه‌ها در خصوص رخدادهاي جديد در سطح کشور در رابطه با شيطان بحث و گفتگو مي کنند.

جانشين فرمانده ناجا از کارشناسان و صاحب نظران خواست تا در جهت شناخت و آگاه سازي افراد جامعه نسبت به فرقه هاي انحرافي با همکاري رسانه ها تلاش مضاعف داشته باشند و خانواده ها نيز با حساسيت بيشتر ضمن آگاهي به اين گونه مسائل در جهت مراقبت و راهنمايي فرزندان خود اهتمام ورزند. منبع -جام جم

 

علي دلداري‌ - قاضي دادسراي جنايي تهران‌
گريز از دام شيطان‌
شايد تا به حال شگرد برخي شكارچيان را در صحنه‌هاي شكار ديده باشيد كه با زيركي خاص زحمت تعقيب و گريز و تهاجم را براي به دست آوردن طعمه به خود نمي‌دهند بلكه كاري مي‌كنند كه آن پرنده با پاي خود در قربانگاه حاضر شود چنين شكارچيان باهوشي اقدام به پهن كردن دام مي‌نمايند و سپس دانه مي‌ريزند و آن شكار بي‌خبر از همه جا و همه چيز به هواي خوردن دانه حاضر مي‌شود و زماني به خود مي‌آيد كه در دام صيادش گرفتار شده است.

 در حوزه جرم و بزهكاري نيز نبايد تصور شود كه وقتي سخن از تبهكاران و مجرمان مي‌شود حتما بايد قيافه و ظاهر مجرمانه و خشني داشته باشند برخي از مجرمين با ظاهري آراسته همانند آن شكارچي عمل مي‌كنندكه با زيركي تمام همانند گرگي در پوستين گوسفند سر راه طعمه قرار مي‌گيرند و با هوش سرشاري كه دارند در اجراي نقشه شوم خود از هيچ تزويركاري و حيله‌گري كوتاهي نمي‌كنند. در جرم‌شناسي به چنين افراد بزهكاري <مجرمين يقه‌سفيد> گفته‌ مي‌شود. آنان داراي ظاهري آراسته و متين و مودب هستند و با فريب افرادي كه در سر راه آنان قرار مي‌گيرند، به مقاصد شيطاني خود نايل مي‌شوند.

 هرازچند گاهي صفحات حوادث و جرايد منعكس‌كننده گوشه‌هايي از اقدامات تبهكارانه اين افراد هستند. اين مجرمين به لطايف‌الحيل و با شگردهاي گوناگون سر راه جوانان حاضر مي‌شوند و با تشكيل گروه‌هاي هنري يا آموزشي و ورزشي به جذب كارآموز يا هنرجو مي‌پردازند يا با تاسيس باشگاه يا ادعاي مربيگري و جذب كودكان و نوجوانان به دور خود فقط به اميال شيطاني فكر مي‌كنند. معمولا چنين مجرميني كه به ظاهر آدم‌هاي درستي به نظر مي‌رسند، باطني پليد دارند كه با فريب افراد گروه يا هنرجويان خود چنين وانمود مي‌كنند كه راه پيشرفت و ترقي آنان از مسير اجراي خواسته‌هاي وي مي‌گذرد و لذا جوان يا نوجواني كه خود با پاي خود در محضر شيطان حاضر شده است گرفتار دام وي مي‌شود.

البته بديهي است كه اقدام جدي براي برخورد با چنين مجرميني لازم و ضروري است و تمام مراجع ذي‌صلاح بايد نظارت كافي را بر عملكردهاي چنين افرادي كه در پوشش مسائل آموزشي و ورزشي وارد مي‌شوند، داشته باشند و از اقدامات تبهكارانه آنها جلوگيري نمايند و در صورت برخورد با چنين افرادي آنان را به سزاي اعمالشان برسانند. البته نظارت و كنترل از سوي خانواده‌ها هم اهميت بسزايي دارد. خانواده بايد مطلع باشد و دقت كافي را به خرج دهد كه فرزندش در چه موسسه يا باشگاهي تحت نظارت كدام مربي است و اميدواريم با كاهش آمار چنين جرايمي كه برخي مجرمين يقه سفيد از حسن‌نيت افراد سوءاستفاده مي‌كنند، مواجه باشيم البته توجه و دقت خود افراد جوان و نوجوان نيز در اين زمينه‌حائز اهميت است.




 



تاريخ : یکشنبه هفدهم آبان ۱۳۸۸ | 10:7 | نویسنده : مرتضی |

خبرگزاري فارس: اصطلاح "مناقشات بدون خشونت " به پوششي براي نامگذاري اقدامات سازماندهي شده در راستاي تغيير رژيم در كشوري كه در حوزه منافع غرب قرار دارد، تبديل شده است.


به گزارش خبرگزاري فارس، "ايرينا ليبديوا " نويسنده آمريكايي در گزارشي به تحليل انقلابهاي رنگي يا "كودتاهاي پست مدرن " پرداخته است.
آنچه در ذيل مي آيد بخش اول مقاله تحقيقي اين تحليل گر است:

"ما به دلايل كاملا مشخص بايد در اين كار دخالت كنيم. انقلابها در بورس هستند، همه آنها را مي خرند، چرا ما بايد در حاشيه بمانيم و چند تا از آنها را براي خود نخريم؟... "
(روبرت شكلي از كتاب "فرصت تنگ است ")

بسياري از محققين غربي كه در خصوص موضوع مبرم صدور انقلابها مطالعه مي كنند، مسئله انقلابهاي "بدون خشونت " در قلمرو شوروي سابق را در چهارچوب فضايي توجيه مي كنند كه در نقل و قول بالا به نقل از روبرت شكلي (Robert Sheckley) افسانه پرداز آمريكايي آورده شده است.
"مارك ماكينون " روزنامه نگار كانادايي در كتاب مستند خود تحت عنوان "جنگ سرد جديد، انقلابها، انتخابات تحريف شده و سياست لوله نفت در شوروي سابق " كه اخيرا به چاپ رسيده است، فعاليت "مركز بين المللي مناقشات بدون خشونت " (International Center on Nonviolent conflict) مستقر در واشنگتن را به عنوان نمونه بارز دخالت در امور كشورهاي مستقل براي "خريد انقلاب " تعبير مي كند. به عقيده وي "خصوصي سازي تجارت از طريق انقلابهاي رنگين " ديگر يك افسانه نيست بلكه واقعيت است.

در عين حال اگر لحظه اي نسبت به تعارفات و بگو مگوهاي ديپلماتيك كه البته مدتها است هرگونه مفهوم عملي خود را از دست داده اند توجه نداشته باشيم، متوجه مي شويم كه صدور "انقلابهاي رنگين " به روش غربي را ديگر حتي خود "صادركنندگان " آنها هم انكار نمي كنند.

بعد از كودتاي رنگين اوكراين اسم "جين شارپ " آمريكايي موسس يكي از نخستين مراكز خصوصي بين المللي در آمريكا در زمنيه "مناقشات بدون خشونت " معروف شد. بتدريج اصطلاح "مناقشات بدون خشونت " به يك پوششي تبديل شد براي نامگذاري اقدامات سازماندهي شده در راستاي تغيير رژيم در كشور مشخصي كه در حوزه منافع ژئوپليتيك جامعه اوراتلانتيك قرار مي گرفت. با بررسي فعاليت موسسات باصطلاح غير دولتي و مستقل مثل مركز جين شارپ براحتي مي توان به نقشه ها و سناريوهاي نه چندان پيچيده اي كه كارگردانان غربي "انقلابهاي رنگين " بر اساس آنها عمل مي كنند پي برد.

تئوريسينها و عملگرايان "اداره مناقشات و بحرانها "

نام موسسه "آلبرت انيشتين " كه مقر آن در بوستون مي باشد، بعيد است كه آمريكاييها را به ياد "انقلاب رنگين " در اوكراين بياندازد. درحالي كه فقط با يك نگاه گذرا به وب سايت اين موسسه به عكس اين مسئله پي مي بريم. بعد از تحولات و حوادث اوكراين در صفحه اول وب سايت اين موسسه افراد كنجكاو مي توانستند يك لينك را با عنوان نچندان عادي ببينند: "روشهاي تحول اوكراين از ديكتاتوري به دموكراسي كه توسط جنبش دموكراتيك در اوكراين بكار گرفته شده بود ". همچنين در اين سايت لينك دانلود جزوه مربوط به روشهاي ايجاد نافرماني مدني و جمعي تحت عنوان "از ديكتاتوري تا دموكراسي " نيز به زبانهاي اوكرايني و انگليسي وجود دارد.

در واقع ارتباط روشهاي طراحي شده توسط "جين شارپ " با دموكراسي، شبيه داستانهاي افسانه اي است كه در آنها وعده داده مي شود كه با يك معجزه قورباغه به شاهزاده و احمق به يك نابغه و نهايت كمال تبديل خواهد شد. در واقع ماهيت اين روشها كاملا مشابه هم است و مي توان گفت كه شباهتي به دموكراسي ندارند. هدف آنها تلاش براي تاثير گذاشتن بر افكار عمومي از طريق ايجاد تصور واهي است. در اين روشها از نمونه هاي موفق تاثيرگذاري يك فرد و يا گروهي بر جامعه مشخص بشري استفاده مي شود. به تعبير گسترده تر اين روشها شگردهاي "تسخير روان " بصورت انبوه مي باشند كه خود "جين شارپ " از آنها به عنوان شگردهاي "اداره منافشات و بحران " تعبير مي كند.
شارپ در خصوص چگونگي دستيابي به معادله "اداره بحران " چنين مي گويد: "در نروژ من با افرادي تماس داشتم كه در مبارزات ضد فاشيستي مشاركت داشتند. سعي كردم روشهاي آنها را تفسير كرده و با دست آوردهاي خودم كه در نتيجه بررسي و مطالعه در باره مناقشات، تحريمها و بايكوتها كسب كرده بودم تلفيق دهم. به اين ترتيب ليستي از روشها و شگردها بدست آمد. در اين ليست من، شايد حدود 18 روش "اقدامات بدون خشونت " وجود داشت. مردم نسبت به اين كار من علاقه مند شدند. در نهايت تمام ليستها در بخش سوم اثر من تحت عنوان "سياست اقدامات بدون خشونت " جاي گرفت و به يك فصل مجزا تبديل شد. چرا كه ليست روشها به 198 مورد افزايش يافته بود ".

در واقع با مشاهده 198 روش مذكور آدم دست و پاچه مي شود. كار بسيار عظيمي صورت گرفته كه از سوي منابع دولتي و خصوصي بطور نامحدودي تامين مالي شده است. صرف نظر از سهمي كه اينگونه مطالعات مي تواند در امر توسعه علوم اجتماعي داشته باشد، اين گونه مطالب از نظر تاثيري كه بر سلامت معنوي جامعه دارند بسيار خطرناك هستند. در واقع اين اثر تلفيقي از ايده ها و نظريات ماكياولي و تولستوي بوده كه با شرايط زماني معاصر كشورهاي جهان وفق داده شده و بر مبناي موثر بودن "آشوب بزرگ " استوار شده است.
در واقع اين جزوه فهرستي است از هرگونه اقدام ضروري و ممكن براي سازماندهي يك جنبش نافرماني موثر و كارآمد در مقابل نهادهاي دولتي و كمك براي تسخير دولت. اين روشها در همه جاي دنيا و در هر زمان لازم قابل استفاده مي باشند. در عين حال امروزه بسياري از توده ها تحت تاثير اين روشها قرار دارند. بخصوص اين روشها در جاي كارايي كامل و خوب دارند كه در آنجا "دموكراسي " وجود داشته. جايي كه امكان انجام هر اقدام هدف مند در مطبوعات، انجام آزمايشهاي لازم براي برگزاري انتخابات قابل كنترل، ايجاد آشوب و بي ثبات كردن نهادهاي دولتي از طريق تبليغ نظريه "جامعه مدني " فراهم باشد.
در واقع امروزه اين روشها به واقعيت زندگي روزمره تبديل شده اند. براي مثال "سخنرانيهاي عمومي، نامه هاي ارسالي در حمايت و در انتقاد و اعتراض كه توسط افراد نامدار و مشخص نوشته و امضاء شده باشند، انجام اقدامات هدف مند در رسانه ها، اهانت به آرامگاهها و مقدسات، بي اعتبار كردن دولت حاكم، ايجاد توهم در خصوص آزادي مطبوعات، بحث و جدل در خصوص مسائل ملي، اعتصابات گسترده، انسداد راه هاي ارتباطي زميني و ريلي و غيره، كارشكني مخفي كارمندان و مقامات دولتي، استفاده از رنگهاي نمادين در تظاهرات گسترده، ايجاد لابيهاي گروهي، برگزاري شبه انتخابات، بي ثباتي سيستم مالي و پولي " نمونه هاي از آنها هستند. همچنين مواردي مانند: ايجاد تعداد زيادي از سازمانها و موسسات اجتماعي و مدافع حقوق بشر، ايجاد افكار عمومي منفي، ايجاد نهادهاي اجتماعي جايگزين نهادهاي موجود دولتي و تحصيل تابعيت دوگانه و ايجاد دولت سايه و موازي.

تمامي موارد مذكور تنها بخش بسيار كوچكي از ليست 198 موردي روشهاي موثر در سازماندهي "مقاومت بدون خشونت " است. به عقيده "جين شارپ " مسئله مهم در اقدامات "بدون خشونت " طراحي جزء به جزء هر اقدام گسترده و عمومي و تدارك و اجراي بسيار دقيق آنها است. وي نسبت به قابل توجيه بودن اين روشها و كارايي آنها ايمان دارد و به هيچ وجه نمي خواهد به نظرات مخالفين خود گوش دهد. به اعتقاد مخالفين نظريه "مقاومت بدون خشونت " كه فاقد اصول معنوي و اخلاقي است در واقع به يك نوع تكنيك شورش و ابزار خشونت تبديل مي شود. اين نظريه ابزار تجاوز و خشونت است و روشي براي تاثير گذاري بر افكار عمومي از طريق سلاح بسيار قوي و خطرناك مثل "تسخير رواني " است. اين روش نيز مانند تمامي تكنيكهاي روانشناختي بسيار خطرناك است. تكنيكهاي روانشناختي با تاثير بر بخش فعاليتهاي غير ارادي مغز، قدرت كنترل و ارزيابي آن را از بين برده و انسان را وادار به اقدام غير ارادي و حتي مخالف با اراده اش مي كند. در چنين شرايطي انسان مي تواند نه تنها به ضرر اطرافيان، بلكه به ضرر خود نيز دست به اقدام بزند. مگر مي توان از اين اقدامات به عنوان "اقدامات بدون خشونت " تعبير كرد؟!

كودتا به سبك "پست مدرن "

در تشخيص ماهيت "انقلابهاي رنگين " محققين غربي اختلاف نظرات كمي دارند. بسياري از دانشمندان اينگونه تحولات را به عنوان يك نمونه موردي تحول ژئوپليتيك در جهان و پوششي براي كودتاي دولتي تعبير مي كنند كه در روند تحقق آن تامين مالي، طراحي و سازماندهي كودتاي "رنگين " از خارج از مرزها مسئله كليدي است. اين اقدامات تحت پوشش شعارهاي آزادي بخش ملي و يا دموكراتيك صورت مي گيرد كه در جهت از بين بردن دولت ملي و برقراري حكومتي كه فراملي بوده و از بيرون مرزها اداره و هدايت مي شود، حركت مي كند. اتفاقي نيست كه "جاناتان موات "، محقق انگليسي، اثر خود را در خصوص "انقلابهاي رنگين " تحت عنوان "كودتاي دولتي مخفي: الگوي دموكراتيك واشنگتن براي "نظم جديد جهاني " نامگذاري گرده است.

اگر اصطلاحات و پوششها را كناربگذاريم و از هر چيزي با نام واقعي آن ياد كنيم، مي توانيم بگوييم كه "انقلابهاي رنگين " در واقع شكل معاصر تروريسم رواني در ابعاد بين المللي مي باشند. جالب تر از همه آن است كه در كشورهاي كه موضوع كودتاي مخفي و "انقلابهاي رنگين " بدلايل مختلف، مثل جلوگيري از تشويش اذهان عمومي و غيره به بحث و بررسي گذاشته نمي شود، در واقع خود در معرض تهديد قرار مي گيرند و به دليل عدم آگاهي جامعه از روشهاي "انقلابهاي رنگين " بطور ناخودآگاه در جهت جريانات كنترل شده اي حركت مي كنند كه از سوي نظريه پردازان وقيحي مثل "جين شارپ " و غيره طراحي و مطرح مي شود.

لازم به يادآوري است، قبل از اينكه روسيه كنوني غرق در شعارها و ارزشهاي باصطلاح دموكراتيك شود، در سال 1983 دولت ريگان حكم تاسيس بنياد ملي دموكراتيك را صادر كرد كه هدف از آن تسلط بر حوزه هاي نفوذ شوروي و فروپاشي "امپراتوري شر " بود. تحقق اين هدف قرار بود از طريق تقويت نهادها و موسسات دموكراتيك به كمك موسسات غير انتفاعي و غير دولتي در سراسر جهان صورت بگيرد. در واقع اين استراتژي ادامه منطقي "جنگ سرد " و "طرح مارشال براي اذهان " بود. بدين ترتيب تحت پوشش برنامه هاي زيركانه اي مثل "سياست تنش زدايي " و تحميل نظريه هاي "همگرايي " سيستمهاي متضاد كه در دهه 80 آغاز شد، امكان تهاجم به حوزه نفوذ شوروي براحتي و آشكارا صورت گرفت.
در اين روش از "واكسن " ايدئولوژيكي براي تحريف نامحسوس ارزشها و ايده ها نيز استفاده مي شد. موسساتي كه زير اين پرچم جنگ صليبي عليه نفوذ سوسياليسم ايجاد شده بود، مثل موسسه ملي دموكراتيك در امور بين الملل (NDI)، موسسه بين المللي جمهوري (IRI)، بنياد بين المللي سيستمهاي انتخاباتي (IFES)، شوراي مطالعات بين المللي و تبادل (IREX)، خانه آزادي (Freedom House) و صدها تشكيلات جيره خور ديگر منابع مالي عظيمي را براي تحقق اهداف پيش روي در اختيار داشته و هزينه مي كردند. اين منابع مالي از سوي كنگره و وزارت امور خارجه آمريكا براي آنها در جهت ايجاد زيرساختارهاي نفوذ آمريكا در كشورهاي خارجي تحت توجيهات انسان دوستانه تخصيص داده مي شدند. اين هزينه ها در اكثر مواقع تحت پوشش كمك سازمانهاي غير دولتي براي ايجاد "جامعه مدني " و دفاع از حقوق بشر و كمك براي برگزاري انتخابات باصطلاح دموكراتيك و ايجاد مطبوعات جايگزين صورت مي گرفت.

آلن واينشتين (Allen Weinstein)، اولين رئيس بنياد ملي دموكراتيك و كارشناس در زمينه امور آرشيو داري و بايگاني در آمريكا تاكتيك فوق الذكر و ساده نفوذ در حوزه هاي منافع اوراتلانتيك را در مصاحبه با واشنگتن پست چنين توصيف مي كند: "خيلي از آن اقداماتي كه ما امروزه آزادانه انجام مي دهيم 25 سال پيش سازمان سيا بصورت مخفي انجام مي داد ".

ويليام بلوم، در تحقيقات خود در باره موسسات غير دولتي مي نويسد: "بنياد ملي دموكراتيك و موسسات غير انتفاعي و غير دولتي آن به نوعي باعث حفظ اعتبار در خارج از مرزها براي اين موسسات شده بود در حالي كه چنين اعتباري براي دولت آمريكا وجود نداشت ".
97% از منابع مالي بنياد ملي دموكراتيك از طريق كنگره آمريكا تامين مي شد. بسياري از محققين آمريكايي معتقدند كه ادعاهاي آژانس توسعه بين المللي آمريكا مبتني بر اينكه مي توان دموكراسي را در سراسر جهان ترويج داد بدون اينكه در امور ديگر كشورها دخالتي صورت بگيرد و فعاليت سياسي انجام شود خيال واهي بيش نيست.

در تحقيقات موسسه كارفرمايي آمريكا آمده است: "بنياد ملي دموكراتيك و خانواده آن در واقع تحت پوشش ايجاد "جامعه مدني " مشغول تغيير تعادل سياسي در كشورهاي هدف بودند. اين خانواده دست آوردها و موفقيتهاي زيادي در اين راه كسب كرده بود از جمله دخالتهاي موفق براي تامين نتيجه مورد نظر در انتخابات فيليپين، پاكستان، تايوان، شيلي، نيكاراگوه، ناميبيا، اروپاي شرقي و در كل جهان ".

"انقلابهاي رنگيني " كه در قلمرو شوروي سابق روي داده اند تفاوت زيادي با مدلهاي كه در بالا ذكر شده است نداشتند. طي اين انقلابها تحت پوشش همان دلايل شبه انسان دوستانه اي كه كارايي خود را در زمان جنگ سرد اثبات كرده اند و با مشاركت موسسات غير دولتي كه از سوي دولتها و سرويسهاي امنيتي خارجي بشدت تامين مالي شده اند يك هدف اصلي دنبال مي شد.
اين هدف: كنترل انتخابات محلي، سركار آوردن دولت غربگرا و در درجه اول ضد روسي بود. از نظر زبيگنو برژينسكي، شخصي كه نظراتش تاثير بسزايي بر سياست بين المللي گذاشته است، اوكراين به عنوان "حوزه جديد و مهم در صفحه شطرنج اوراسيا نقش محور ژئوپليتيكي را دارد. چرا كه حتي اوكراين مستقل نيز باعث دگرگوني روسيه مي شود. بدون اوكراين، روسيه ديگر نمي تواند امپراتوري روسيه باشد. اگر روسيه بتواند اوكراين را با 52 ميليون جمعيت و منابع عظيم تحت كنترل خود در بياورد و به درياي سياه راه پيدا كند بطور خودكار منابع و امكان لازم را براي تبديل به يك امپراتوري، كسب مي كند ".

سريرم چوليا (Sreeram Chaulia)، محقق آمريكايي ضمن توضيح مفصل تاريخچه كودتاي سال 2004 اوكراين و خيانتي كه مقامات محلي اين كشور به منافع ملي كردند مي نويسد: "هيچ كدام از مكانيزمهاي تقلب و تحريك فوق الذكر نمي توانست بدون زير سئوال بردن نتايج انتخابات، جمع كردن مردم در خيابانها و مهندسي دموكراسي از طريق عدم اطاعت جمعي و مدني نتيجه بخش باشد. اينجا بود كه بنياد ملي دموكراسي و خانواده موسسات غير دولتي بين المللي بيش از هر وقت ديگري مفيد واقع شده و بكار آمدند " .

ترديدي نيست كه مكانيزم و طرحهاي كه از سوي موسسات غير دولتي غربي و ساير سازمانهاي مدافع حقوق بشر بكار گرفته مي شوند در كمال تعجب تكراري بوده ولي بسيار موثر هستند. اين مكانيزمها و روشها عبارتند از انتشار نتايج نظر سنجي هاي صورت گرفته از راي دهندگان در محل اخذ راي و آژانسهاي نظرسنجي بين المللي كه از قبل و پيشاپيش خبر پيروزي كانديداي غربگرا و مخالف را مي دهند، انكار نتايج انتخابات از سوي ناظرين باصطلاح بيطرف و مستقل غربي، سروصدا در مطبوعات محلي با انعكاس وسيع در غرب، آوردن مردم به خيابانها و تامين عدم اطاعت جمعي و مدني بر اساس روشهاي شارپ و ديگر كارشناسان سياسي.

بدون ترديد در سناريوي "انقلابهاي رنگين " مهمترين نقش در وهله اول بر عهده تامين مالي بين المللي اين كودتا ها است تا تهيه طرحهاي دقيق. در نتيجه اين تامين مالي شبكه اي از فساد مالي ضد سيستم و نظام ملي ايجاد مي شود كه شامل تجار تازه بدوران رسيده، افراد علاقه مند و ذي نفع از بين اقليتهاي غربگرا، مقامات دولتي، نظامي و انتظامي مي باشند. همچنين تيمي از روزنامه نگاران ايجاد و تربيت مي شود كه بخوبي تامين مالي شده اند و همچنين جواناني كه در نتيجه نااراميها به پول زيادي دست پيدا مي كنند جذب اجراي اين سناريوها مي شود.
سازمانهاي انسان دوستانه و مدافع حقوق بشر بين المللي از سال 1990 بلطف فعاليت لئونيد كرافچوك رئيس جمهور غربگرا، در اوكراين نفوذ كردند. اين سازمانها به نوبه خود سازمانهاي غير دولتي محلي ايجاد مي كردند و نه تنها آنها را تامين مالي مي كردند بلكه دستور كار و جهت گيري آنها را نيز تعيين و كنترل مي كردند.
گروه ضربتي جوانان حاضر در ميدان استقلال (محل وقوع انقلاب نارنجي اوكراين) متشكل از گروه نوليبرال "پورا " (PORA) بود كه از سوي موسسه "ائتلاف براي انتخاب آزاد " تامين مالي شده بود. موسسه "ائتلاف براي انتخاب آزاد " به نوبه خود در سال 1999 توسط ايالات متحده آمريكا، بانك جهاني، بنياد ملي دموكراسي و بنياد سوروس تاسيس شد.
اعتقاد بر اين است كه دولت آمريكا براي تحقق "انقلاب رنگين " اوكراين حدود 14 ميليون دلار هزينه كرده است ولي روزنامه نگاران آمريكا مبلغ 57.8 ميليون الي 65 ميليون دلار را به اين مبلغ اضافه مي كنند. در واقع اين همان بودجه اي است كه از سوي واشنگتن براي توسعه "جامعه مدني " در اوكراين طي سالهاي 2003 و 2004 اختصاص داده شده بود. منجمله مبالغي كه خارج از گزارشات حسابداري و بطور غير رسمي براي تامين گستردگي اقدامات و حوادث هزينه شده بود .

در واقع ويژگي تكنيكي الگوهاي بكار رفته در كودتاهاي پست مدرن همان تبديل سريع آنها از يك اتفاق به جنبش انقلابي جمعي و تحريك عدم اطاعت گسترده گروههاي مدني است. علي رغم همه مسائل اين گونه تكنيك ها هزينه هاي هنگفت را مي طلبد كه صرف تهيه اعلاميه ها، تيشرتها، روسريها، آشپزخانه هاي صحرايي و غيره مي شود.
به نوشته "لورا روزن " محقق آمريكايي ، همزمان با توسعه پرسرعت تلفنهاي همراه و ماهواره اي، فن آوريهاي كامپيوتري و اينترنت "در عصر رسانه و اطلاعات اولويتهاي تغيير كرده و از اين پس بجاي رژيم هاي خودكامه بر گروههاي مدني تكيه مي شود ". يكي ديگر از ويژگيهاي كودتاي پست مدرن تامين گسترده "انقلابهاي رنگين " از طريق بازيهاي تخصصي كامپيوتري و وبلاگهاي است كه از لحاظ اجتماعي بسيار حساب شده مي باشند. مخاطبين اين وبلاگ ها نو جوانان و جوانان در سراسر جهان مي باشند. در آرشيو تاريخ "انقلابهاي رنگين " اشاره هاي زيادي در خصوص نقش "ديسكش من " و دوستش "توليپ گرل " در كودتاهاي رنگين مي توان پيدا كرد كه در واقع از طريق وبلاگ خود به نام "Le Sabot Post Modern " فعاليت بين المللي را تامين مي كردند و رهنمود و دستورات لازم را براي انجام كودتا مي دادند. اين بخش از فعاليتهاي مربوط به سازماندهي شورشهاي بين المللي جوانان هنوز بدرستي مطالعه نشده است و موضوع خوبي براي تامل است. شركت كنندگان در آغتشاشات اخير در مجارستان و فرانسه نيز از خدمات "ديسكش من " استفاده مي كردند. اين وبلاگ ذهن خواننده را به سمت مسائل مربوط به اصلاحات در مسيحيت، مراكز آموزش و تمرين چگونگي تحول و دگرگوني كشورهاي بلوك شرق سابق ميبرد. اين مراكز براي مثال در مجارستان به كمك "مارك پالمر " سفير سابق آمريكا در اين كشور و كمكهاي مالي سوروس ايجاد شده اند.

تمام تشكيلات شبكه اي و موسسات باصطلاح غير دولتي كه با پول ماليات دهندگان كشورهاي مختلف فعاليت مي كنند و به ظاهر اهداف انسان دوستانه را دنبال مي كنند و مرتب به بهانه توسعه دموكراسي از دولتها و گروههاي حامي خود پول دريافت مي كنند در واقع امر به تدريج "انقلابهاي رنگين " و تحولات انقلابي در نقاط مختلف جهان را به نوعي تجارت شيادي تبديل كرده اند.

ادامه دارد......
--------------------------------

خبرگزاري فارس بررسي مي‌كند:
 
نقش فيس بوك و توييتر در جنگ رواني سايبرنتيك عليه ايران

خبرگزاري فارس: شبكه‌هاي خبري مانند سي‌ان‌ان با اجراي سياست "اسب تروا "، مطالب جعلي خود را در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي از جمله توييتر منتشر و به ارتباط‌گيري با مخاطبان قبلي اقدام مي‌كنند.


به گزارش فارس، در هفته‌هاي منتهي به انتخابات و جريان‌هاي بعدي، ايران شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني بود كه توسط سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي مانند فيس بوك و تويتر صورت گرفت.
اين در حالي است كه عقبه طراحي كننده اين اقدامات كه در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارد، همچنان در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده خود است.
سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غربي و بيان ديدگاه‌ها، پيدا كردن دوست، ارتباط با دوستان و فرستادن پيام‌هاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاه‌ها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي از افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً عضوگيري براي سازمان‌هاي جاسوسي و تروريستي غربي مي‌نمايند.
هرچند عضويت در اين سايت‌ها مجاني است ولي هيچ چيزي واقعاً مجاني نيست و در ازاي استفاده مجاني از سرويس‌هاي الكترونيكي اين وبگاه‌ها، افراد بخش عمده اسرار زندگي خود را به راحتي در اختيار آنها قرار مي دهند.
كاركرد ديگر اين وبگاه‌ها، خبر رساني از نوع شايعه است.
از آنجا كه خبر رساني از نوع شايعه و غوغا سالارانه اگر ابتدا از يك بنگاه خبري بزرگ صورت بگيرد، پس از معلوم شدن عدم صحت سبب تخريب شديد وجهه آن خبرگزاري مي شود، استفاده از شخصيت‌هاي حقيقي ساختگي بر روي اينگونه سايت‌ها تا حدود زيادي از هزينه شايعه پراكني براي بنگاه‌هاي پروپاگاندا مي كاهد.
همچنين بسياري از شبكه‌هاي خبري همچون بي‌بي‌سي، سي‌ان‌ان، فاكس نيوز و العربيه با اجراي سياست "اسب تروا " و دوباره بسته بندي كردن ( Repackaging ) مطالب جعلي‌شان در پوشش افراد حقيقي بر روي سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي اقدام به ارتباط گيري با مخاطبان قبلي خود مي كنند.
در هفته هاي اخير، به خصوص هفته بعد از انتخابات رياست جمهوري، سايت فيس بوك نقش اساسي در آموزش حملات مخرب به خصوص حملات اينترنتي داس ( DOS - Denial Of Service ) به سايت‌هاي ايراني به خصوص سايت‌هاي مخالف آمريكا را داشت.
در همين زمان بنگاه‌هاي دروغ پراكني غربي به طور دائم اين ادعا را مطرح مي‌كردند كه دولت ايران اقدام به كند كردن و قطع اينترنت در داخل كشور نموده و اينگونه وانمود مي‌كردند كه حكومت جمهوري اسلامي در سدد ايجاد اختناق است.
همچنين صفحات زيادي به اعلاميه‌هاي عناصر گروهك‌هاي اوپوزيسيون اختصاص يافته و تلاش شده بود كه مردگان سياسي را هر گونه كه هست زنده كرده و به ايشان شخصيت ببخشند.
اين عمل سايت فيس بوك با سوت و كف كشورهاي غربي همراه بود، اين حركت ها در حالي است كه چند ماه قبل در جريان حملات ناجوانمردانه رژيم اشغالگر قدس به مردم مظلوم غزه همين سايت اقدام به خاموش كردن معدود صداهايي نمود كه تلاش در خبر رساني در مورد مظلوميت مردم فلسطين مي‌نمودند.

*توييتر در كنار فيس بوك

سايت ديگري كه در كنار فيس بوك در خدمت امپراطوري خبري دشمن فعاليت جدي را دنبال مي‌نمايد تويتر است. عملكرد تويتر به صورت يك وبلاگ خلاصه و شبيه به پيامك‌هاي اس‌ام‌اس بوده و در طول هفته‌هاي اخير به صورت جدي در اختيار سازمان‌هاي خارجي براي تهييج و هماهنگي با اعضا و هوادارانشان در داخل كشور براي تجمع و اغتشاش قرار گرفت.
بدين ترتيب تويتر نقش بي‌سيم و شبكه ارتباطي نيروهاي اپوزيسيون را بازي مي‌كند بطوريكه در كنار حركت‌ اين سايت‌ها شاهد فشار دستگاه حكومتي آمريكا بر تويتر بوديم كه حتي تعميرات ماهيانه خود را انجام ندهد تا اينكه ارتباط آشوبگران لحظه‌اي قطع نشود.
اين علميات با همكاري و سرمايه گذاري كشورهاي غربي همراه بوده و با ايجاد و ارسال نرم افزارهاي فيلترشكن مانند Psiphon كه محصول دانشگاه تورانتو كانادا است، ديش‌هاي ارسال و دريافت ماهواره‌اي، دوربين‌هاي قلمي و مواردي ديگر حمايت شد.
براي آگاهي بيشتر از نحوه عمل و دلايل پشت صحنه اين ماجرا لازم است اندكي به قبل بازگرديم و نگاهي به گردانندگان اين سايت‌ها، ارتباط ايشان با كابينه اوباما و سابقه خدماتشان به تشكيلات حاكم بر غرب بياندازيم.

*سايت فيس بوك و گردانندگان آن

مارك زوكربرگ ( Mark Zuckerberg )، متولد 1984 ميلادي در شهر نيويورك آمريكا مؤسس و گرداننده رسمي شركت فيس بوك است. بنا بر سايت ويكي پديا، اين يهودي‌زاده كه به گفته خود ملحد ( Atheist ) مي باشد، نسخه نرم‌افزاري فيس بوك را درسال 2004 ميلادي، در زمان تحصيل در دانشگاه هاروارد به نام خود ثبت نمود اما اين سايت در پايين توضيح مي‌دهد كه سه همكلاسي زوكربرگ از او شكايت كردند كه اودر واقع نرم‌افزار( ConnectU ) را از آنها ربوده و در نهايت پس ازسه سال تلاش در سال 2008 ميلادي با قرار دادگاه زوكربرگ مجبور به پرداخت غرامتي معادل 65 ميليون دلار به آنها شد.
فيس بوك در طول عمر نه چندان بلند خود شاهد چندين رسوايي بزرگ بوده كه شامل جريانات مربوط به مزاحمت‌هاي الكترونيكي ناشي از سرويس خوراك خبري ( News Feed ) در سال 2006 ميلادي و حفره‌هاي امنيتي ناشي از نرم‌افزار برج مراقبت فيس بوك ( Facebook Beacon ) در سال 2007 مي باشد.
در كنار اين رسوايي ها، معرفي سكوي فيس بوك ( Facebook Platform ) در سال 2007 ميلادي به عنوان پايه‌اي براي ساخت نرم‌افزارهاي جانبي سبب جذب تعداد زيادي برنامه نويس شد وتا به امروز بيش از چهارصد هزار برنامه نويس در دنيا حداقل يكبار براي سكوي فيس بوك اقدام به توليد برنامه جانبي نموده اند.
هر چند اينگونه به نظر مي‌رسد كه اين موفقيت بي ارتباط با كمك 240 ميليون دلاري مايكروسافت در سال 2007 به ازاي دريافت سهم ناچيز 1.6 درصد از سهام شركت فيس بوك نباشد. مايكروسافت همچنين متعهد شد كه به فروش تبليغات براي فيس بوك دست بزند.
فيس بوك از سال 2007 به بعد شاهد تغييرات جدي شد و در سال 2008 به همراه سي‌ان‌ان و تويتر به عنوان بنگاه سخن پراكني نقش عمده‌اي در انتخابات رياست جمهوري آمريكا بازي كرد.
گزارش‌هاي نيويورك تايمز، ام‌اس ان‌بي‌سي، استارتريبون و بسياري از بنگاه‌هاي اطلاع رساني غربي حاكي از استفاده جدي اوباما و همراهانش از اين سايت‌هاي اينترنتي براي جذب و هدايت آراء مردم آمريكا بود و به طور جدي از طريق بانك اطلاعاتي تويتر براي ارتباط گيري با افراد بهره برداري شد.

*سايت توييتر و گردانندگان آن

جك دورسي ( Jack Dorsey )، اسحاق استون (Isaac Stone) و اون ويليامز (Evan Williams) در سال 2006 ميلادي اقدام به راه اندازي شبكه تويتر نمودند.

اين سرويس با سه هدف اصلي شروع به كاركرد:
1-ايجاد روش ارزان تر و آسان تري براي فرستادن پيامك به تعداد زيادي از افراد به منظور استفاده در تبليغات، ارتباطات اجتماعي و در كنار آن تشويق به استفاده بيشتر از سرويس پيامك و در نتيجه درآمدزايي براي شركت‌هاي ارتباطات.
2- استفاده از فرهنگ دنبال كردن ديوانه وار افراد معروف (Celebrity Obession) كه در كشورهاي غربي به صورت هدفمند تبليغ مي‌شود به منظور جلب توجه تبليغات چي‌هاي هاليودي.
3 - در راستاي فرهنگ عريانگري غربي كه در چند سال اخير موج جديد آن در ساختمان سازي هاي با پنجره‌هاي بلند و بدون پرده و مدهاي لباس جديد غربي روز به روز افزون مي‌شود، به منظور عادت دادن مردم به اينكه كارهاي خود را لحظه به لحظه گزارش داده و چيزهايي كه توسط ساير سايت‌هاي ارتباطات اجتماعي غير قابل اكتشاف بود بدين وسيله از مردم استخراج نموده و در اختيار سازمان‌هاي اطلاعاتي غربي قرار دهند.
اين مطلب را تا حدودي خود دورسي در يك وِب كَست در30 سپتامبر 2007 در سايت يوتيوب اعتراف نمود و اذعان داشت: " برتري سايت ما بر ديگر سايت‌هاي ارتباط اجتماعي در اين است كه مردم تشويق مي‌شوند كارهاي معمولي خود را به هم اطلاع دهند، كاري كه به دليل ساختار ساير سايت‌ها، صورت نمي‌گيرد. به اين ترتيب شما مي‌توانيد لحظه به لحظه از يكديگر مطلع باشيد. "
در سال 2008 ميلادي تويتر به عنوان يك بخش مهم از تبليغات انتخاباتي اوباما در كنار سي‌ان‌ان و فيس بوك قرار گرفت و نقش اساسي در استفاده از رأي خاموش در به قدرت رساندن اوباما داشت.
در ژانويه سال 2009 ميلادي تويتر به عنوان سريع ترين روش اطلاع رساني عرض اندام نمود و در حادثه سرنگوني يك فروند هواپيماي US Airways در رود هادسون نيويورك سرويس تويتر به عنوان منبع اصلي اطلاع رساني توسط رسانه‌هاي آمريكايي مورد استفاده قرار گرفت.

ويژه ‌نامه "كودتاي مخملي " در خبرگزاري فارس




تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:50 | نویسنده : مرتضی |

خبرگزاري فارس: امروزه ‌مدل برگزاري مراسم‌ ساده و آسان ازدواج به مراسم پر دردسر،‌ پرهزينه و كمرشكن تبديل و باعث شده است برخي از جوانان عطاي ازدواج را به لقايش ببخشند.


به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس،‌ يكي از مهم‌ترين سفارش‌هاي اسلام، ازدواج در سنين جواني است، چرا كه در اين سن احتمال ‌گرايش به آلودگي‌هاي اخلاقي بيش‌تر از دوران ديگر ‌وجود دارد.
‌‌قرآن كريم ازدواج را مقدمه رسيدن به محبت و آرامش روحي و جسمي انسان بيان كرده است بنابراين ازدواج باعث مي‏شود انسان در كنار دغدغه‌هاي متفاوت،‌ توان بيش‌تري براي مقابله با مشكلات زندگي پيدا مي‌كند
هرچند كه ارضاي غرايز جنسي در مقايسه با ارزش‌هاي معنوي و رواني ازدواج اهميت چنداني ندارد ولي پرداختن به نياز جنسي در انسان گاهي وي را به بيراهه‌هاي غير قابل بازگشت مي‌كشاند، به همين دليل بايد به تمام جوانب ازدواج اهميت داده شود.
ازدواج درست و با تكيه بر اعتقادات ديني نه تنها باعث آرامش زوجين مي‌شود بلكه تنها راه درست براي حفظ ارزش‌ها و استحكام نسل‌هاي آينده است.
برخي‌ها از افراد ادامه تحصيلات و ورود به دانشگاه و برخي هم عدم وجود شرايط مالي مناسب را بهانه تأخير در امر ازدواج خود بيان مي‌كنند.
با توجه به اينكه همه ما هم مسلمانيم و در جامعه‌اي ديني و مذهبي زندگي مي‌كنيم و خداوند وعده داده است كه " اگر كسي ازدواج كند روزي وي را از فضل خود مي‌رساند " ولي هنوز هستند جواناني كه به ازدواج گرايش ندارند.

* ترويج فرهنگ برهنگي باعث افزايش سن ازدواج در جامعه مي‌شود

با توجه به اينكه هر كس از زاويه ديدي كه از زندگي دارد براي خود همسري را انتخاب مي‌كند،‌ برخي‌ها به دليل آزاد بودن روابط بين دختران و پسران،‌ به ازدواج به عنوان مقوله‌اي جدي نگاه نمي‌كنند.
فرزانه نيكوبرش مشاور امور بانوان سازمان تبليغات اسلامي در اين‌باره مي‌گويد: ترويج فرهنگ برهنگي در بين دختران و پسران و برقراري ارتباط آزادانه با جنس مخالف باعث عدم گرايش جوانان به ازدواج مي‌شود به همين دليل بايد نهادهاي اجتماعي و فرهنگي برنامه‌هاي آموزنده‌اي را در خصوص ترويج ازدواج ارائه دهند.
وي افزود: در حال حاضر مهم‌ترين مشكل افرادي كه مي‌خواهند ازدواج كنند،‌ داشتن مشكلات اقتصادي به خصوص تأمين هزينه‌هاي اوليه ازدواج است‌.

* هزينه‌هاي سنگين ازدواج باعث بالارفتن سن ازدواج شده است

محمدحسين نقوي‌حسيني عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اظهار داشت:‌ ساماندهي و رسيدگي در امر ازدواج به خصوص با توجه به اين كه سن ازدواج در دهه اخير افزايش يافته است،‌ از مهم‌ترين برنامه‌هاي مجلس و دولت بايد باشد.
وي افزود:‌ با توجه به فرهنگ حاكم در جامعه،‌ شروع يك زندگي مشترك نياز به ابزاري دارد كه مهم‌ترين آن‌ها داشتن محل سكونت براي زوجين همچنين شغل و درآمد مكفي است.
حسيني با بيان اين‌كه داشتن همين دو ابزار هم در شرايط فعلي كار بسيار سختي است،‌ گفت:‌ بيشتر افرادي كه در سن ازدواج قرار دارند، براي كسب درآمد و اندوخته مالي به منظور ساماندهي مراسم ازدواج تا 30 سالگي بايد كار كنند.
وي به گرايش زنان به تحصيلات عاليه و توقعات اين افراد نسبت به ازدواج اشاره كرد و گفت: بر اساس آمار،‌ ‌گرايش زنان به تحصيلات عاليه و افزايش ورود زنان به دانشگاه‌ها نسبت به مردان نيز باعث افزايش سن ازدواج در جامعه شده است.

* مسئولان به موضوع ازدواج به طور جدي نگاه نمي‌كنند

منيره نوبخت رئيس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان با بيان اين‌كه در حال حاضر ديدگاه مسئولان به ازدواج جدي نيست‌، افزود: بررسي كاهش سن ازدواج ‌نيازمند داشتن برنامه‌هاي جامع و پيوسته در طولاني مدت است؛‌ بايد جست‌وجو كرد كه چرا بيش‌تر افرادي كه در سن ازدواج قرار دارند، به اين امر نمي‌پردازند.
وي با اشاره به اين‌كه بيش‌تر مشكلات مربوط به ازدواج ريشه در فرهنگ دارد،‌‌ تصريح كرد:‌ عوامل آموزشي،‌ تربيتي، ‌اقتصادي و اعتقادي ابعاد تأثيرگذار در امر ازدواج هستند كه اگر هر يك از اين ابعاد در جاي خود مورد توجه و اهميت قرار ‌‌‌‌‌‌گيرد فرد مي‌تواند،‌ ازدواج كند.
رئيس شوراي فرهنگي اجتماعي زنان به نقش رسانه‌ها در پرداختن به موضوع ازدواج اشاره كرد و افزود: تنها برخي مطبوعات هستند كه به امر ازدواج به صورت جدي نگاه مي‌كنند و يكي از دغدغه‌هاي رسانه‌ خود را،‌ پرداختن به علل بالارفتن سن ازدواج و مشكلات اين مقوله مي‌دانند.

* 70 درصد مشكلات جوانان براي ازدواج مربوط به مسائل اقتصادي است

هادي مقدسي ،‌ عضو كميسيون اجتماعي مجلس درباره بالارفتن سن ازدواج گفت: بيش از 70 درصد مشكلات جوانان براي ازدواج مربوط به مسائل اقتصادي است.
وي يكي از راه‌هاي ازدواج جوانان را ترويج فرهنگ ازدواج آسان در بين خانواده‌ها بيان كرد و گفت:‌ عدم گرايش بسياري از افراد در جامعه به امر ازدواج،‌ الگوبرداري از فرهنگ غرب در برگزاري مراسم ازدواج است.
مقدسي تصريح كرد: بيش از 70 درصد مشكلات جوانان براي ازدواج مربوط به مسائل اقتصادي است و دولت بايد برنامه‌ريزي‌هاي دقيقي را براي تسهيل در اشتغال و ازدواج جوانان ارائه دهد.

* نتايج بالا رفتن سن ازدواج در جامعه

تمام مسائلي كه باعث مي‌شود جوانان از ازدواج سر باز زنند مربوط به مسائل مادي و اقتصادي نيست در واقع بايد گفت ‌بيشتر اين امر به مسائل فرهنگي مرتبط است.
جامعه‌‌اي كه در آن پرداختن به امر ازدواج به عنوان يك اصل مهم و جدي نگاه نشود،‌ انگيزه ازدواج كاهش يافته و در نتيجه بي‌بند و باري و فساد رشد مي‌كند.
در جامعه‌اي كه پرداختن به امر ازدواج به صورت صحيح و شرعي كمرنگ شود روابط حرام در آن پررنگ مي‌شود كه اينگونه روابط علاوه بر آثار سوئي كه بر خود فرد دارد بر روح و پيكره جامعه نيز آثار جبران‌ناپذيري مي‌گذارد.
گسترش فساد و فحشا در جامعه باعث مي‌شود افراد سالم و پاك هم به دليل ترس از نبود افراد سالم از ازدواج دوري كرده و با وسواس بيشتري فردي را براي ازدواج انتخاب كنند.
ريشه بيشتر گرفتاري‌هاي مربوط به ازدواج گرايش جوانان به فرهنگ بي‌بند و باري و آزادي روابط بين دختران و پسران همچون كشورهاي غربي است كه البته در بسياري از مواقع اين نوع ارتباط‌ ها از طريق جوانان توجيه مي‌شود.

*‌سخن آخر

هرچند دولت در چند سال اخير تلاش كرده است كه با ارائه وام و برنامه‌هايي در خصوص اشتغالزايي خدماتي را در زمينه گرايش افراد به ازدواج انجام دهد ولي پرواضح است كه خروشان شدن اين رود طغيان‌زده بي‌‌ِبند و باري و بالارفتن سن ازدواج تنها با رفع مشكلات اقتصادي آرام نمي‌‌گيرد.
با تمام اشاره‌هايي كه به مشكلات ازدواج شد،‌ نبايد نقش خانواده‌ها را در اين خصوص ناديده گرفت،‌ بسياري از خانواده‌ها با توقعات نامتعارف براي برگزاري مراسم ازدواج همچنين مطالبه مهريه‌هاي سنگين، تيشه به ريشه اين سنت حسنه و فرهنگ اصيل ايراني مي‌زنند كه متأسفانه اينگونه موارد در بسياري از خانواده‌ها باعث بالارفتن سن ازدواج و ايجاد تنش در زندگي‌ها شده است.
در جامعه‌اي كه نه تنها مسئولان و نهادهاي فرهنگي بلكه خانواده‌ها هم ،‌برگزاري مراسم پرهزينه ازدواج را به عنوان عرفي معمول در امر ازدواج،‌ پذيرفته‌اند،‌ نمي‌توان انتظار داشت كه سن ازدواج كاهش يابد؛‌ كاهش سن ازدواج نيازمند ارائه برنامه‌‌هاي دقيق و مدون مسئولان فرهنگي و رسانه‌اي كشور است.
گزارش از مريم خلجي
انتهاي پيام/ر



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:45 | نویسنده : مرتضی |
ايران فريب ظاهر سياست‌هاي آمريكا را نمي‌خورد

خبرگزاري فارس: شماري از مهم‌ترين خبرگزاري‌هاي خارجي در بازتاب سخنان امروز رهبري در ديدار جمعي از دانش‌آموزان، بر اين بخش از سخنان ايشان متمركز شدند كه ايران فريب ظاهر سياست‌هاي آمريكا را نمي‌خورد.


به گزارش فارس، تنها ساعتي پس از سخنان مقام معظم رهبري در آستانه سيزدهم آبان، روز ملي مبارزه با استكبار جهاني در جمع هزاران نفر از دانش آموزان، دانشجويان و خانواده‌هاي شهدا، رسانه‌هاي خارجي مواضع ايشان را انعكاس دادند.
خبرگزاري فرانسه در اين خصوص نوشت: رهبر [جمهوري اسلامي] ايران تاكيد كرد كه ايران هرگونه مذاكره با آمريكا را كه پيشاپيش نتايج آن از طرف آمريكا تعيين شده باشد رد مي‌كند.
شبكه تلويزيوني الجزيره قطر نيز با پوشش خبر سخنان رهبري در جمع دانش‌آموزان نوشت كه رهبري ايران هنوز آمريكا را استكباري مي‌داند و [دولت] اين كشور را "قدرت استكباري " توصيف كرد.
الجزيره به نقل از راديو رسمي ايران كه سخنان رهبري را پخش كرد نوشت كه "ملت ايران فريب لحن به ظاهر آشتي‌جويانه آمريكا را نمي‌خورد. "
خبرگزاري رويترز نيز با تيتر "آمريكا قدرتي استكباري است " به سخنان رهبر معظم انقلاب پرداخت و نوشت كه جمعيت حاضر در تاييد رهبري ايران شعارهاي بسياري سر داد.
رويترز به نقل از ايشان نوشت كه ايران فريب ظاهر آمريكا را نخواهد خورد و ايران تنها به دنبال احقاق حقوق اساسي خود است.
خبرگزاري انگليسي بي.بي.سي در بخش عربي خود با انتشار خبر سخنان رهبري در جمع دانش‌آموزان، به اين بخش از سخنان رهبر فرزانه انقلاب اشاره كرد كه ايشان سياست‌هاي آمريكا را به ظاهر آشتي‌جويانه توصيف كرده‌اند.
بي.بي.سي نيز با اين تيتر كه ايران فريب ظاهر سياست‌هاي آمريكا را نمي‌خورد به نقل از رهبر معظم انقلاب نوشت كه آمريكا قدرتي استكباري است.
روزنامه فرامنطقه‌اي القدس العربي نيز در پايگاه خبري خود نوشت كه رهبري ايران بار ديگر سياست‌هاي "باراك اوباما " رئيس جمهوري آمريكا را محكوم كرد.
القدس العربي افزود: رهبري ايران اعلام كرده است كه آمريكا از يك طرف از گفت‌وگو سخن مي‌گويد و از طرف ديگر تهديدات خود را ادامه مي‌دهد.
انتهاي پيام/.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:43 | نویسنده : مرتضی |
سفير ايران در روسيه در گفتگو با فارس:
روس‌ها مصمم به راه‌اندازي هر چه سريع‌تر نيروگاه بوشهر هستند

خبرگزاري فارس: سفير جمهوري اسلامي ايران در مسكو گفت كه روس‌ها كوچك‌ترين ترديدي در اراده خود براي راه‌اندازي هر چه سريع‌تر نيروگاه اتمي بوشهر ندارند.

سخنگوي سازمان انرژي اتمي:
رآكتور تهران تا دو دهه ديگر نيز قادر به فعاليت است

خبرگزاري فارس: سخنگوي سازمان انرژي اتمي با بيان اينكه رآكتور تهران تا دو ...

 
يك منبع مطلع سوري در گفتگو با فارس:
سفر دو روزه وليد المعلم به تهران

خبرگزاري فارس: يك منبع مطلع سوري از سفر فردا بعدازظهر (چهارشنبه) وزير خارجه ...

يك منبع مطلع در وزارت خارجه در گفتگو با فارس:
دولت افغانستان به مسئوليت خود در تامين امنيت اماكن ديپلماتيك عمل كند

خبرگزاري فارس: يك منبع مطلع در وزارت خارجه كشورمان ضمن تقبيح ربايش و قتل كارمند محلي سركنسولگري ايران در مزار شريف، از دولت افغانستان خواست به مسئوليت خود در تامين امنيت اماكن ديپلماتيك و افراد تابعه آن عمل كند.

88/08/12 - 18:11:29
گزارشي از بي‌عدالتي‌هاي اعمال شده نسبت به زندانيان ايراني در آمريكا

خبرگزاري فارس: موسسه مردم نهاد ره‌جويان دادگستر درصدد تهيه فهرستي از زندانيان ايراني در آمريكاست كه بيشترين بي عدالتي‌ها نسبت به آنها صورت گرفته است.

88/08/12 - 17:37:30
بازتاب سخنان رهبر معظم انقلاب در رسانه‌هاي خارجي
ايران فريب ظاهر سياست‌هاي آمريكا را نمي‌خورد

خبرگزاري فارس: شماري از مهم‌ترين خبرگزاري‌هاي خارجي در بازتاب سخنان امروز رهبري در ديدار جمعي از دانش‌آموزان، بر اين بخش از سخنان ايشان متمركز شدند كه ايران فريب ظاهر سياست‌هاي آمريكا را نمي‌خورد.

88/08/12 - 17:30:44
كارمند محلي سفارت ايران در افغانستان به قتل رسيد

خبرگزاري فارس: سفارت جمهوري اسلامي با ناجوانمردانه خواندن قتل كارمند خود از دولت افغانستان خواستار دستگيري عاملان اين جنايت شد.

88/08/12 - 16:37:27
19 آبان برگزار مي‌شود؛
ميزگرد دفتر مطالعات وزارت خارجه با موسسه سياست امنيتي و توسعه سوئد

خبرگزاري فارس: ميزگرد دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت امور خارجه كشورمان و موسسه سياست امنيتي و توسعه سوئد (ISDP) سه‌شنبه 19 آبان در محل اين دفتر برگزار مي‌شود.

88/08/12 - 16:29:04
سخنراني وزير خارجه اسبق ايتاليا در دفتر مطالعات وزارت خارجه

خبرگزاري فارس: رئيس موسسه «ايپالمو» و وزير خارجه اسبق ايتاليا چهارشنبه 20 آبان ماه در دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت خارجه كشورمان سخنراني مي‌كند.

88/08/12 - 16:21:26
استاندار خراسان رضوي در گفتگو با فارس:
ايران و تركمنستان شركاي تجاري مهمي براي يكديگر هستند

خبرگزاري فارس: "محمود صلاحي " با اشاره به مناسبات عميق تاريخي و فرهنگي ايران و تركمنستان تاكيد كرد: به ‌رغم سطح بالاي مناسبات اقتصادي 2 كشور، هنوز زمينه‌هاي زيادي براي گسترش همكاري‌ها وجود دارد.

88/08/12 - 16:07:00
دانشگاه مذاهب اسلامي:
گراميداشت روز 13 آبان شيطان بزرگ را نااميدتر مي‌كند

خبرگزاري فارس: اساتيد و دانشجويان شيعه و سني دانشگاه مذاهب اسلامي در بيانيه‌اي اعلام كردند كه گراميداشت روز تاريخي 13 آبان به افزايش ظرفيت استكبار ستيزي ملت بزرگ ايران و تحقق انديشه‌هاي جهاني امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري مي‌انجامد و شيطان بزرگ را نااميدتر مي‌كند.

88/08/12 - 16:05:52
رضايي در ديدار با سفير استراليا:
آمريكا ادبيات خود در خصوص ايران را بايد اصلاح كند

خبرگزاري فارس: دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به سياست سازنده ايران در خاورميانه، افزود: آمريكا براي حل مسائل و مشكلات بايد ادبيات خود در خصوص ايران را اصلاح كند.

88/08/12 - 15:49:06
در ديدار متكي با امير كويت مطرح شد؛
حمايت كويت از فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران

خبرگزاري فارس: امير كويت در ديدار وزير امور خارجه كشورمان فعاليت‌هاي ايران در زمينه انرژي هسته‌اي را صلح‌آميز خواند و گفت: اين فعاليت‌ها مورد تاييد و حمايت ماست.

88/08/12 - 15:40:37
لاوروف در سفر به قبرس به بررسي مسائل خاورميانه و ايران مي‌پردازد

خبرگزاري فارس: وزير امور خارجه روسيه در جريان سفر خود به قبرس، علاوه بر مسائل دوجانبه، به بررسي مسائل مربوط به روند اوضاع در خاورميانه و برنامه هسته‌اي ايران خواهد پرداخت.

88/08/12 - 15:14:29
يك ديپلمات ايراني در سوريه:
وزير خارجه سوريه امروز وارد تهران مي‌شود

خبرگزاري فارس: وزير خارجه سوريه براي ديدار با مقامات ايراني امروز بعد از ظهر وارد تهران خواهد شد.

88/08/12 - 14:02:06
از سوي هيئت رئيسه مجلس؛
لايحه موافقتنامه همكاري‌ گردشگري بين ايران و لبنان اعلام وصول شد

خبرگزاري فارس: لايحه موافقتنامه همكاري‌ گردشگري بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت جمهوري لبنان از سوي هيئت رئيسه مجلس اعلام وصول شد.

88/08/12 - 13:43:07
منابع آگاه وزارت انرژي تركيه خبر دادند:
افزايش قيمت گاز صادراتي ايران به تركيه در سال 2010

خبرگزاري فارس: منابع آگاه در وزارت انرژي تركيه از افزايش 50 درصدي قيمت گاز در اين كشور به دليل افزايش قيمت گاز صادراتي ايران و روسيه طي سال 2010 خبر داد



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:43 | نویسنده : مرتضی |
 

خبرگزاري فارس:

سال‌هاست تلويزيون در خانه‌ها به يكي از اعضاي اصلي خانواده تبديل شده است و در ميان مخاطبان مختلف تلويزيون، كودكان به عنوان اثرپذيرترين مخاطبان اين جعبه جادويي، بخش عمده‌اي از وقت خود را در مقابل آن سپري مي‌كنند.


به گزارش خبرنگار اجتماعي باشگاه خبري فارس «توانا»، تلويزيون به عنوان يك رسانه ديداري و شنيداري در تمام كشورهاي دنيا به دليل قدرت و امكان در دسترس بودن براي تمامي افراد يك جامعه، نقش بسزايي در ايجاد سلامت رواني و كاهش ميزان جرم و معضلات اجتماعي دارد.
شخصيت و كاراكتر بازيگران از مهم‌ترين مؤلفه‌هايي است كه روي مخاطبان خصوصاً كودكان و نوجوانان تأثير‌گذار است و نه تنها اين جنبه روي رفتارهاي ظاهري اين افراد مؤثر است بلكه روي ضمير ناخودآگاه و الگوهاي مثبت و منفي ذهن آنها نيز مؤثر خواهد بود.
براي نمونه رفتار و سكنات بازيگران تأثيرگذار و نوع تكه كلام‌ها، طرح حركات و حتي نوع و رنگ لباس آنها روي ذهن و رفتار مخاطب تأثير مي‌گذارد لذا ضروري است در اين زمينه تأملي جدي صورت گيرد و با يك برنامه‌ريزي دقيق تهديدات موجود را به مرز تحولات و فرصت‌هاي مناسب رساند كه مطمئناً اين امر، نياز به يك نگاه علمي و كارشناسي دقيق دارد و رويكرد سليقه‌اي و تجربي در اين زمينه جوابگو نخواهد بود.

* اهميت تلويزيون نزد مردم

در بين رسانه‌هاي جمعي تلويزيون تنها وسيله‌اي است كه از حواس بينايي و شنوايي در آن واحد استفاده مي‌شود و داراي پوشش وسيع و سرعت انتقال پيام است.
يك برنامه‌ تلويزيوني براي رسيدن به مخاطب خود نيازي به واسطه ندارد و به علت ارتباط مستقيم و فوري با بيننده و عينيت دادن به رويدادها، رسانه‌اي پرقدرت است؛ تلويزيون مي‌تواند خدمتي عمومي در امر تسهيل و بهينه‌سازي فرآيند‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، تكامل فرهنگ، ارتقا آموزش و پرورش، سرگرمي و تفريح مردم باشد.

* احساس نا امنى با ديدن يك فيلم

فيلم‌هاى سينمايى و سريال‌هاى تلويزيونى، پيام‌هاى مثبت و منفى بسيارى را به بينندگان منتقل مى‌كنند، در اين ميان، پيام‌هاى منفى بر روى افراد حساس تأثير بيشترى دارد.
افراد خيال‌پرداز با هم‌زاد‌پندارى با شخصيت‌هاى داستاني، تصويرسازى و فرضيه‌سازى در مورد خود و اطرافيانشان به ترس‌ها و نگرانى‌هاي خود دامن زده و در نتيجه اضطراب زيادى را از اين طريق تجربه مى‌كنند، همچنين برخى از سريال‌هاى بى‌پيام تلويزيونى، بلاتكليفى، انتظار و سردرگمى را در مخاطب القا مى‌كنند.
از آنجا كه تماشاى برنامه‌هاى تلويزيونى بهترين و بيشترين سرگرمى خانواده‌هاست، دست اندركاران و برنامه‌ريزان اين رسانه، بايد از راهنمايى روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، استادان دانشگاه و كارشناسان تعليم و تربيت در جهت شناسايى سوژه‌هاى مورد نياز جامعه بهر‌ه‌مند شوند و درصدد تهيه و پخش برنامه‌هايى متناسب براى گروه‌هاى سنى مختلف برآيند و كودكان و نوجوانان را نيز به عنوان بيننده برنامه بزرگسالان مدنظر قرار دهند.

* تنها به منظور سرگرمي تلويزيون تماشا مي‌كنيم

رضا جمشيدي، كارمند اداره پست كه داراي 2 فرزند نوجوان است، مي‌گويد: پسرم خيلي به سريال‌هاي تلويزيوني علاقه ندارد و بيشتر وقت خود را، با ورزش كردن سپري مي‌كند.
وي ادامه مي‌دهد: بر خلاف پسرم، دختر و همسرم بيشتر سريال‌هاي تلويزيوني از ايراني تا خارجي را دنبال مي‌كنند كه فقط به منظور اينكه سرگرم باشند به تماشاي سريال‌ها مي‌پردازند.
اين كارمند بيان مي‌كند: بنده نيز مشتاق سريال‌هاي اكشن هستم و قبل از پدر شدن به نتيجه و آموزشي كه سريال‌هاي تلويزيوني مي‌دادند توجهي نداشتم ولي حال به دليل وجود مشكلات در جامعه ايران و سن بلوغ فرزندانم از اين نكته غافل نمي‌شوم.
جمشيدي اضافه مي‌كند: در جامعه كنوني افراد سود‌جو با ديدين سريال‌هاي ضعيف و بدون آموزش موقعيت را به دست آورده و راه‌هاي نادرست مانند دزدي و قاچاق را از تلويزيون آموزش مي‌بينند.
وي تصريح مي‌كند: مسئولان در اين زمينه بايد شرايط را براي اين افراد مهيا نكرده و فيلم‌هاي آموزنده پخش كنند تا افراد جامعه به خصوص جوانان رسانه تلويزيون را مانند كتاب دوست و آموزنده بدانند.

* برخي سريال‌ها تجمل‌گرايي را نمايش مي‌دهند

نجمه سماواتي، معلم دوره متوسطه، مي‌گويد: برخي از برنامه‌هاي تلويزيوني سرگرم كننده است و در بسياري از سريال‌ها واقعيت اجتماع به خوبي نمايش داده مي‌شود.
اين معلم مي‌گويد: متأسفانه يكي از مشكلاتي كه برخي از سريال‌هاي ايراني به همراه دارند، تجمل‌گرايي‌ است كه در بيشتر سريال‌ها، نمايش خانه‌ها و افراد شيك اين تجمل‌گرايي را در ميان خانواده‌ها به خصوص زنان گسترش مي‌دهد.
وي بيان مي‌كند: با توجه به اينكه امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف نام‌گذاري شده است ولي هنوز اين فرهنگ نه ‌تنها در سريال‌ها بلكه در برخي ادارات بزرگ رعايت نمي‌شود.
سماواتي اضافه مي‌كند: مسئولان موظفند كه اين موضوع را در جامعه نهادينه كرده و رسانه‌هاي ملي به خصوص تلويزيون در اين امر الگو همه افراد جامعه شوند تا دوري از تجمل‌گرايي و صرفه‌جويي در جامعه فرهنگ‌سازي شود.

* در برخي سريال‌ها واقعيت‌ نمايش داده نمي‌شود

علي اكبر سعيدي، دانشجوي كارشناسي ارشد روان‌شناسي، مي‌افزايد: نمايش برخي سريال‌ها كه در آن زوج‌هاي جوان داراي شغل و خانه مرفه و مجلل هستند، براي جواناني كه به سن ازدواج رسيده‌اند، تأثير خوبي ندارد.
وي مي‌گويد: در حقيقت بيشتر جواناني كه قصد ازدواج دارند، شرايط فراهم كردن امكانات زندگي در سطح بالا را ندارند، ولي در برخي سريال‌ها مشاهده مي‌كنيم كه زوج‌هاي جوان با بالاترين امكانات زندگي مي‌كنند كه اين با واقعيت جامعه هماهنگ نبوده و تأثيرات منفي و ناهنجاري‌هايي را در جامعه به وجود مي‌آورد.
اين دانشجو ادامه مي‌دهد: بهتر است در سريال‌ها‌ي تلويزيوني، واقعيت را به صورت واضح نمايش داده و تنها هدف سازندگان سريال‌ها، پر كردن وقت مردم نباشد.

* سريال‌ها بايد با فرهنگ خانواده‌ها همخواني داشته باشند

رسول رباني، يك جامعه‌شناس مي‌گويد: اگر سريال‌ها با فرهنگ خانواده‌ها همخواني داشته باشند، مفيد خواهند بود، در غير اين صورت تعارض‌هايي را در خانواده به وجود مي‌آورند.
وي مي‌افزايد: معمولاً سريال‌ها چه داخلي چه خارجي در افزايش و كاهش يك سري از رفتارهاي افراد خانواده‌ تأثيرگذار هستند.
اين جامعه‌شناس ادامه مي‌دهد: برخي سريال‌ها زندگي‌هاي شيك و مدرن را نمايش مي‌دهند و در اين صورت اگر مخاطب آن، خانواده‌هايي باشند كه از نظر مالي ضعيف يا متوسط هستند، ‌باعث بروز تعارض در آنها مي‌شود.
رباني با اشاره به اينكه سريال‌ها در سطحي يكسان توليد مي‌شود ولي مخاطبان آن متفاوتند، بيان مي‌كند: از آنجا كه مخاطب سريال‌ها، خانوده‌هايي هستند كه در سطوح مختلفي قرار دارند، اثرات متفاوتي هم ايجاد مي‌كند.
وي مهم‌ترين عامل در رشد اجتماعي افراد را خانواده مي‌داند و مي‌گويد: از طريق افزايش رشد فكري والدين مي‌توان فرزندان را به جهت‌هاي مناسب سوق داد.
اين جامعه‌شناس يكي ديگر از عوامل مؤثر در رشد اجتماعي افراد به خصوص جوانان را الگوهاي رفتاري و گروه‌هاي مرجع ذكر مي‌كند و مي‌افزايد: جوانان به دنبال الگو هستند كه اين الگو مي‌تواند از گروه ورزشكاران يا هنرمندان باشد.
وي با اشاره به متفاوت بودن الگو‌ها در هر دوره، تصريح مي‌كند: در هر زمان و دوره‌ ارزش‌ها متفاوت است؛ گاهي تجمل‌گرايي و ثروت و گاهي فقر ارزش است.
رباني مي‌افزايد: بايد الگوهاي متناسب با شرايط ارائه شود و به نظرم در حال حاضر الگوهاي علمي بهترين الگو براي جوانان است.

* ساعت‌هاي تماشاي تلويزيون را براي كودكان محدود كنيم

برخى والدين براى ساكت كردن بچه‌هايشان آنها را تشويق مى‌كنند كه بيشتر تلويزيون نگاه كنند و به هيچ وجه به برنامه‌اى كه از تلويزيون در حال پخش است، توجه نمى‌كنند.
در بسيارى از خانه‌ها نيز كودكان تا اواخر شب همراه پدر و مادر مشغول تماشاى برنامه‌ها و سريال‌هاى پليسى و خشن و يا فيلم‌هايى با موضوع دعواهاى خانوادگى هستند و اين در حالي است كه والدين به اين نكته توجه ندارند كه ممكن است در چنين شرايطي بچه‌ها پرخاشگر و با احساس ترس و ناامنى پرورش يابند.
محققان تأكيد دارند، چنانچه كودكان بيش از 5 ساعت تلويزيون تماشا ‌كنند در معرض بسيارى از اختلالات جسمى و فكرى قرار مى‌گيرند زيرا تماشاى زياد تلويزيون بر عملكرد طبيعى مغز اثر مى‌گذارد و باعث چاقى، خشونت و پرخاشگرى مى‌شود و اختلالاتى در حافظه ايجاد مي‌كند.
تحقيقي در امريكا نشان مى‌دهد، كودكانى كه در سنين بسيار كم تلويزيون تماشا مي‌كنند، وقتى به سن مدرسه مي‌رسند، قدرت تمركز و دقتشان كاهش مى‌يابد.
از اين رو محققان توصيه مي‌كنند، كودكان كمتر از دو سال اصلاً تلويزيون تماشا نكنند زيرا ممكن است تكه كلام‌هاى نامناسب، رفتارهاى پرخاشگرانه پيدا كنند و حتي به رفتارهاى خطرناك دست بزنند.

*جوانان با شخصيت سريال‌ها همانندسازي مي‌كنند

سيد جواد آرامي، يك روان‌شناس بيان مي‌كند: يكي از راه‌هاي اجتماعي شدن در كليه سنين تقليد يا همان آموزش‌هاي غير رسمي است كه در چارچوب و معيارهاي مشخصي صورت نمي‌گيرد.
وي ادامه مي‌دهد: در واقع درصد بالايي از يادگيري‌ها غير رسمي است و آن چيزي است كه ما به عنوان يادگيري‌هاي غير آكادميك و غير آموزشي در نظر مي‌گيريم.
اين روان‌شناس مي‌افزايد: يكي از راه‌هايي كه امكان انتقال آموزش‌ها و يادگيري‌ها وجود دارد، همانند سازي است به ويژه زماني كه الگوها به صورت واقعي، غير واقعي و يا به صورت الگوي جانشيني باشند.
وي مي‌گويد: گاهي نوجوانان با فردي هم سن و سال خود يا بزرگتر، يك نوع نزديكي احساس مي‌كنند و سعي دارند رفتارهايي كه مورد پسند آن اشخاص است، خود نيز انجام دهد.
آرامي مي‌گويد: بيشتر مواقع اين يادگيري‌ها به صورت جايگزيني است يعني نوجوان خود را در موقعيت فرد مورد نظر قرار مي‌دهد و با توجه به پاداش‌ها و تقويت‌هايي كه ممكن است فرد الگو در آن موقعيت به دست آورد، نوجوان نيز آن رفتار را از خود نشان مي‌دهد.
وي مي‌گويد: خيلي از فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني و حتي فيلم‌هاي سينمايي كه مورد استقبال عموم قرار مي‌گيرند بُرد بسيار مؤثري است بر نيازي كه در همه ما وجود دارد و آن همانندسازي است.
اين روان‌شناس عنوان مي‌كند: دوران نوجواني، دوره‌اي است كه فرد در حال پيدا كردن هويت خود است و سعي دارد كه خود را بروز دهد و امتيازات اجتماعي به دست آورد، جايگاهي براي خود در گروه همسالان و اجتماع به دست آْورد.
وي مي‌افزايد: بنابراين نوجوان سعي دارد الگوهاي انتخاب كند كه متناسب با ارزش‌ها، نيازها، تحصيلات و فرهنگ خانواده‌اش باشد، البته گاهي اوقات ممكن است اين الگوها متفاوت با ارزش‌هاي فرد باشد ولي در هر صورت هرگاه كسي با فرد ديگري به عنوان الگو همانند سازي مي‌كند دليل اين همانند سازي رسيدن به اهدافي است كه انتظار دارد به آن دست پيدا كند.
آرامي عنوان مي‌كند: نياز به حس قهرمان پروري، هوش بالا، شجاعت، امتيازات ظاهري و امتيازاتي كه ممكن است قابل توجه تمام سنين قرار گيرد در دوران نوجواني بيشتر است.
وي ادامه مي‌دهد: از آنجا كه نوجوانان هنوز براي پذيرش مسئوليت‌هاي اجتماعي آماده نيستند، نقش‌هاي خود را تمرين مي‌كنند تا بتوانند به يك بزرگسال پخته تبديل شوند، از اين رو با شخصيت‌هاي فيلم‌ها و سريال‌ها همانند سازي مي‌كنند.
اين روان‌شناس مي‌افزايد: در اينجا مسئله قابل توجه اين است كه الگو چه كسي است و بر اساس چه آرمان‌ها، ارزش‌ها، فرهنگ و اصولي انتخاب شده‌ است و مسئله ديگر اين است كه عده‌اي به ويژه نوجوانان اين افراد را الگوي خود قرار مي‌دهند.
وي مي‌گويد: از اين رو لازم است متوليان، مسائل فرهنگي، اجتماعي، مذهبي، مالي، همه فاكتورهاي مهم و تأثيرگذار را در زمان تهيه فيلم در نظر گيرند.
آرامي مي‌گويد: چنانچه نيازهاي نوجوانان به صورت مناسب برطرف نشود و با هنجارها و فرهنگ جامعه سازگاري نداشته باشد، متأسفانه نوجوان در مسير اشتباه قرار مي‌گيرد و با كسي همانند سازي مي‌كند كه مورد تأييد نيست.
وي عنوان مي‌كند: نياز به همانندسازي در تمام دوره‌ها و سنين وجود دارد اما اين نياز در دوران نوجواني به دليل اينكه شخصيت نوجوان هنوز به صورت كامل شكل نگرفته است بيشتر به چشم مي‌خورد.
اين جامعه‌شناس ادامه مي‌دهد: از آنجا كه معمولاً يكپارچگي و انسجام در رفتارهاي نوجوانان ديده نمي‌شود، اگر الگوي مناسبي نداشته باشند ممكن است با مشكلاتي جبران ناپذير مواجه شوند.
وي مي‌گويد: يكي ديگر از مسائلي كه بايد مورد توجه قرار گيرد مسئله مطرح شدن و پذيرفته شدن نوجوانان است، آنها مي‌خواهند خود را در موقعيت‌هاي اجتماعي به عنوان يك فرد بزرگسال مطرح كنند و از همسالان خود پيشي گيرند بنابراين در جست‌وجوي افرادي هستند كه داراي اين فاكتورها بوده تا آنها را الگو قرار دهند.
انتهاي پيام/ر



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:41 | نویسنده : مرتضی |
علي(ع) از فتنه مي‌گويد

خبرگزاري فارس:

حسن رحيم پور ازغدي در گفتاري بروز فتنه و نتايج آن را در دوران اميرالمومنين تشريح كرد.


* وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي‌خوريد

به نظرم آمد قبل از امام‌زادگان عشق از امام عشق اميرالمومنين سخن بگوييم. براي حفظ عشق بايد حتما به معرفت شناسي عشق توجه كرد، به ريشه‌هاي معرفتي عشق كه اگر آگاهي نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراين اگر بخواهيم پرچم عشق را سر دست نگه داريم بايد آگاهي را نيز سر دست نگه داريم كه يك راه مهم آن مطالعات اسلامي حساب شده و متراكم است. بدون كتاب خواندن و بدون زحمت كشيدن هيچ كس حافظ هيچ فرهنگي نمي‌تواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است و هم انديشه‌هاي صحيح نهادينه و ريشه دار نمي‌‌شود.
با وزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو مي‌شود؛ شما خالصيد، صادقيد اما وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي‌خوريد.
در اينجا بنده به يك نمونه از بازي خوردگان در تاريخ اشاره مي‌كنم كه شما اگر ايمان و عشق بازي و عشق ورزي و شهادت طلبي را كه بالاترين درجه خلوص يك انسان است داشته باشيد ولي اگر از پشتوانه معرفتي درستي برخوردار نباشيد هر آينه ممكن است بلغزيد يا اگر هم نلغزيد چون ثبات نداريد بعد از مدتي دچار ترديد يا پشيماني خواهيد شد.
به نظرم آمد اگر به دوره چند ساله ولايت و حاكميت اميرالمومنين نظري بيندازيم متوجه خواهيم شد كه از جهاتي به شرايط ما كمك خواهد كرد؛ دوراني كه حكومت به اميرالمومنين رسيد، به لحاظ زماني شبيه دوران ما است. سال 35 هجري يعني 25 سال از رحلت پيامبر(ص) گذشته است.

* تاريخ را مي‌خوانيم تا تكليفمان معلوم شود و عبرت بگيريم

قبل از اين بعنوان مقدمه عرض كنم كه تاريخ را به 2 شيوه مي‌توان مطالعه كرد؛ هم قصه وار و به قصد آفرين يا نفرين گفتن به افرادي كه اين شيوه خوبي است ولي اصلاً كافي نيست. روش دومي هم براي بازخواني تاريخ و سيره پيامبر(ص) وجود دارد كه ما را به اين نحوه باز خواني تاريخ توصيه كرده‌اند كه فقط قصه خواني نيست و به قصد اعتبار و عبرت گرفتن است.
عبرت‌گيري يعني جوهر تاريخ را بشناسيد و موارد مشابه را در دوران خود پيدا كنيد و از سوراخي كه افرادي در اين دوره گزيده مي‌شوند شما ديگر گزيده نشويد؛ عبرت گرفتن از تاريخ يعني مواجهه صحيح تجربه اندوزانه با تاريخ؛ برخي ممكن است بگويند كه اين يك نوع شبيه سازي است اما شبيه سازي غير از عبرت است و در واقع شبيه‌سازي تحريف تاريخ است.
شبيه سازي يعني اينكه شما فقط ظواهر و شباهت‌هاي سوري اين دوره و آن دوره را پيدا كنيد؛ مانند شباهت اسمي يا شباهت راجع يك زمان يا مكان خاصي كه يك شباهت ظاهري است كه بعد از آن مي‌خواهند نتيجه‌اي از آن بگيرند و راجع به امروز يا آن روز داوري كنند. اين را مي‌گويند شبيه سازي كه كار درستي نيست و البته خيلي‌ها هم اين كار را كرده‌اند اما عبرت گرفتن نوعي شبيه ‌يابي است نه شبيه سازي؛ يعني شما تاريخ را فقط به قصد آفرين يا نفرين گفتن مطالعه نمي‌كنيد بلكه مي‌خوانيد تا تكليف خودتان معلوم شود. اينكه امروز من چه بايد كنم. آن وقت بايد خط و ربط‌هاي آن زمان و امروز را بشناسيد و به اين شكل است كه مي‌توانيد در فتنه و شبهه درست موضع بگيريد و بازي نخوريد.

* خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند

ممكن است كسي صادق باشد ولي بازي بخورد، ممكن است كسي پرشور و عاشق باشد ولي بازي بخورد، چنانكه بخشي از خوارج اين گونه بودند. مي‌دانيد كه خوارج انسان‌هاي منافق و كافر و فاسق نبودند بلكه آدم‌هاي بسيار پاك باز و مومني بودند و در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند. اصلاً مي‌دانيد كه خوارج وقتي براي ترور حضرت امير(ع) و دو نفر ديگر در مسجدالحرام پيمان بستند و گفتند كه تمام مشكلات جهان اسلام زير سر اين سه نفر است: علي(ع)، معاويه و عمر و عاص؛ ما بايد اين سه نفر را در يك شب ترور كنيم و اگر خودمان هم كشته شديم شهيد در راه خدا هستيم و اگر اين سه نفر را ترور كنيم جهان اسلام از اين جنگ هاي داخلي و اختلافات رها مي‌شود.
البته از سه ترور فقط يك ترور موفق بود و آن ترور علي (ع) بود.
آگاهي از تاريخ و معرفت اسلامي، آشنايي با قرآن، سنت و عقل لازم است. بعد از رحلت پيامبر(ص) مسائلي راه افتاد كه بهترين تعبير از آن تعبير به فتنه و شبهه است.

* هيچ يك از درگيري‌هاي زمان علي(ع) دعواي اسلام و كفر نبود

دهه سوم بعد از رحلت پيامبر(ص) بعنوان رهبر اصلي نهضت و بنيانگذار اسلام، درگيري‌هايي كه در زمان علي(ع) پيش مي‌آيد هيچ كدام دعواي بين اسلام و كفر نيست. تقريبا لشكر كشي‌ها و نبردهاي جهاد، اسلام و كفر بود كه در زمان سه خلفاي قبل در جهان اسلام مدام گسترش مي‌يافت البته در اين زمان، ايران و بخش‌ مهمي از رم فتح شده بود. در زمان علي(ع) فتوحات خارجي و جنگ اسلام و كفر تقريباً وجود ندارد و خيلي كم رنگ شده است؛ در زمان علي(ع) 3 درگيري وجود دارد آن هم بين مسلمانان؛ در هر 3 درگيري (جمل، صفين و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان هستند. يعني خويشان،‌ اصحاب و بستگان پيامبرند و افرادي هستند كه سابقه سربازي براي اسلام داشتند، سابقه داران جهاد و مبارزه انقلابي بودند، افرادي كه براي اسلام شمشير زده بودند و بارها تا مرز شهادت پيش رفته بودند. لذا درگيري‌ها سياسي بود كه بعد نظامي شد و به اين شكل 3 جنگ در يك دوره حدود 5 ساله بر علي(ع) تحميل شد.

* جنگهاي زمان حضرت علي(ع) همگي مصداق فتنه بود

هر 3 دعواهاي جناحي بود و اصلاً دعواي حق و باطل نبود لذا از آن تعبير به فتنه مي‌شود؛ فتنه يعني مسئله‌اي كه نه فقط عوام بلكه گاهي خواص نيز در آن اشتباه مي‌افتند.
اميرالمؤمنين(ع) در نهج البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان فرمود كه حق را با آدم‌ها نسنجيد، ملاكتان انسان‌ها نباشد چرا كه انسان‌ها تغيير مي‌كنند. همه در معرض فساديم، هيچ كس خائن و فاسد به دنيا نيامده است، همه ما كم‌ كم فاسد يا خائن مي‌شويم. فردي كه علي(ع) را ترور كرد كافر نبود جزء سربازان علي بود، مجاهدي رزمنده بود كه سابقه فعاليت در جبهه داشت. شمر كه سر حسين(ع) را بريد مجاهد بود، رزمنده‌اي بود كه 35 سال قبل جزو افسران حضرت امير(ع) بود اما دو دهه بعد در كربلا سر امام حسين (ع) را مي‌برد و شد جزو افسران يزيد. همه ما در خطريم، هيچ كس نبايد به سابقه خود تكيه و اعتماد كند؛ بايد بدانيم كه تا مرجع تقليد شويم در خطريم، ما مرجع تقليدي داشتيم كه مي‌خواست عليه امام خميني (ره) كودتا كند، مرجع تقليدي كه هم مقلد داشت و هم رساله.

* فتنه بروز عملي شبهه است

حضرت امير (ع) مي‌فرمايد: شيطان با هيچ كس شوخي ندارد و سراغ همه مي‌رود و از هيچ كس نمي‌گذرد، سراغ قوي‌ترين رزمندگان، مجاهدان و شهادت‌طلبان تاريخ رفته و آنها را فاسد كرده است. سر كينه، رقابت، جاه طلبي، رياست طلبي و قدرت طلبي، ثروت طلبي و شهوت طلبي و به همين خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطريم و بايد دانست كه فتنه بروز عملي شبهه است.
در آيات 2 و 3 سوره عنكبوت آمده است كه آيا مردم فكر كردند كه رها مي‌شوند و هيچ آزموني در كار نيست، بايد گفت كه يكي يكي شما را به صلابه آزمايش مي‌كشيم و نمي‌گذاريم كسي بگويد كه ما مؤمنيم.
خداوند صريح مي‌فرمايد: آيا مردم گمان كرده‌اند كه همينطور رها مي‌شوند و همين كه بگويند ما ايمان آورديم مورد آزمايش قرار نمي‌گيرند؟ بايد امتحان پس دهيد و بايد معلوم شود كه به چه دل بستيد؟ آيا منافع، جاه طلبي، قدرت و ثروت را زير پا مي‌گذاريد يا خير؟ بايد مشخص شود كه خداي تو كيست، خداي تو چيست، بايد معلوم شود كه حقيقتاً خدا پرست هستي يا نه. نام هر كسي را كه در تاريخ مي‌خوانيد در آزمون قرار داده‌ايم، بر سر انتخاب قرار داديم كه بين دين و دنيا انتخاب كند، خداوند مي‌فرمايد نمي‌گذاريم هيچ كدامتان از دنيا برويد مگر اينكه بين دين و دنيا انتخاب كنيد.
بايد معلوم شود كه چه كساني صادق و چه كساني كاذب هستند. به ظاهر شما ما بازي نمي‌خوريم بلكه همه شما بايد آزمون پس دهيد تا معلوم شود چه كساني صادق‌اند و چه كساني كاذب.

* بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود

اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد زماني كه اين آيات بر پيامبر(ص) نازل شد من خدمت ايشان بودم و از ايشان پرسيدم و ايشان آيه را خواند و فهميديم عمده فتنه‌هايي كه در اين آيات نام برده شده، فتنه‌هايي است كه بعد از پيامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد كه حق و باطل مخلوط شده است چرا كه زمان پيامبر(ص) جنگ اسلام صريح و كفر صريح بود اما بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود ولي هر دو اسلام بودند و هر دو طرف مي‌گفتند ما حامي پيامبريم، اصحاب پيامبريم، مجاهد راه قرآنيم. بنابراين دعوا خيلي پيچيده‌ شد و تشخيص حق از باطل سخت شد. البته براي برخي افراد سخت شد و الا اگر كسي دقت مي‌كرد و مباني را مي‌شناخت باز هم آسان بود.
حضرت امير(ع) مي‌فرمايد از پيامبر (ص) پرسيدم اين چه فتنه‌اي است، رسول خدا فرمود: علي پس از من اين امت به فتنه خواهند افتاد و دچار انواع امواج آزمون خواهند شد.
پيامبر(ص) به علي(ع) بشارت داد كه تو شهيد خواهي شد اما نه در اين جنگ بلكه در زماني كه مردم دچار فتنه شده‌اند و با ايمان خود بر خداوند منت مي‌گذارند و بر اساس شبهات عمل مي‌كند و موضع مي‌گيرند و وارد عمل مي‌شوند.
اميرالمؤمنين(ع) در ادامه مي‌فرمايد: از پيامبر(ص) پرسيدم يعني از دين برگشتگي؟ يعني همه كافر مي‌شوند؟ پيامبر(ص) فرمود: نه؛ بلكه فريفتگي؛ اين افراد بازي مي‌خوردند البته خود آنها نيز دلشان مي‌خواهد كه بازي بخورند.

* مخلوط شدن دوست و دشمن از عوارض چهارگانه فتنه است

طي اين 30 سال انقلاب در موارد متعددي براي كشورمان فتنه‌هايي پيش آمد كه خود مردم و نيروهاي انقلاب گاهي با يكديگر درگير شدند و نفهميدند كه حق و باطل چيست.
حضر اميرالمؤمنين(ع) در حكمت 3 مي‌فرمايد: نگوييد خدايا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بي‌استثنا دچار فتنه خواهيد شد چراكه بايد امتحان پس دهيد و بايد مشخص شود كه شما صادقيد يا كاذب.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه بحث مي‌كنند و مي‌فرمايند: فتنه چون شتري مست مردم را پي در پي پايمان مي‌كرد و ناخن در ايمان آنها مي‌زد. فتنه مسئله‌اي است كه به ايمان افراد ناخنك مي‌زند و بعد اميرالمؤمنين(ع) فرمود: فتنه كه مي‌آيد چند چيز نيز به دنبال آن مي‌آيد:
اول: ترديد يعني اينكه همه به شك مي‌افتند.
دوم: اختلاف
سوم: بي‌ثباتي و تزلزل در ايمان
چهارم: گم كردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛
حضرت امير(ع) فرمودند كه اينها از عوامل فتنه است.

* شروع فتنه از هواي نفس و بدعت نظري در مفاهيم است

امام علي(ع) در خطبه 50 نهج‌البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع مي‌شود صحبت مي‌كنند و مي‌فرمايند كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي؛ افرادي پيدا مي‌شوند كه خود محورند، ديكتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پيروزي خودشان هستند.
دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است؛ يعني تغيير دادن اصول يا تحريف آن.
حضرت اميرالمؤمنين(ع) در خطبه 50 اين دو عامل را نقطه شروع فتنه مي‌داند.
سپس گروهي از گروه ديگري كمك مي‌خواهند؛ يعني يك عده انحرافات فكري را تئوريزه مي‌كنند و عده‌اي هم براي نفسانيت آنها ‌هيزم مي‌ريزند و آنها هم با نفسانيت خود روي مفاهيم تئوريك آنها نفت مي‌ريزند.
* خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمي‌كند

امام علي(ع) در خطبه 50 نهج‌البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع مي‌شود صحبت مي‌كند و مي‌فرمايد كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي و دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است.
يك عده در اصول و مفاهيم بدعت مي‌گذارند، آن را تحريف مي‌كنند و عده‌اي هم براي قدرت‌ طلبي و دنياخواهي پيش مي‌آيند؛ امام علي(ع) فرمود فردي او را ياري مي‌كند،‌ فردي در مفاهيم بدعت مي‌‌گذارد. ايشان مي فرمايد كه اگر باطل با حق در نياميزد و مخلوط نشود حق‌طلبان به راحتي آن را تشخيص مي‌دهند و كار باطل پيش نمي‌رود ولي در فتنه،‌ فتنه‌گران اندكي از حق و باطل را مي‌گيرند و آن را مخلوط مي‌كنند؛ يعني زماني كه سخنراني يا منبر آنها را گوش مي‌كنيد و يا مقاله و كتاب آنها را مي‌خوانيد متوجه مي‌شويد كه مباحث درستي در آن وجود دارد ولي در واقع مقداري از حق و مقداري از باطل با هم مخلوط و ارائه شده‌ است؛ يعني اين مطالب باطل صريح نيست.
حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: اينجاست كه بازار شيطان گرم مي‌شود و در جامعه يارگيري مي‌كند. با اين حال اينجا هم اگر كسي اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امير مي‌فرمايند كه خداوند رهايش نمي‌كند.

* در زمان فراگيري شبهه اگر حق و باطل را تشخيص نمي‌دهيد بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد

امام علي (ع) در خطبه 151 نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: مردم شما هدف‌گيري شديد و مورد آماج بلا و امتحان هستيد، بيدار شويد و از مستي وفور نعمت و از سختي عقوبت بترسيد؛ آنگاه كه غبار شبهه برانگيزد برجاي خويش بمانيد، حرفي نزنيد و اقدامي نكنيد و اگر نمي‌توانيد حق و باطل را تشخيص دهيد بر اساس تعصب و احساسات موضع نگيريد. فرمودند وقتي نمي‌دانيد حق و باطل چيست اگر تقواي حق‌طلبي داريد، آرام باشيد. زماني كه متوجه نمي‌شويد و حجت عقلي و شرعي نداريد و بخواهيد بر اساس احتمال، حدس، گمان، تبليغات و تلقينات موضع بگيريد بيدار باشيد و آنگاه كه غبار شبهه برمي‌خيزد، بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد. فرمودند وقتي فتنه‌ها‌ پيدا شود و راه كج پيش پاي هر يك از شما بگذارد و آسيابش بچرخد، فتنه آغازش چون ابتداي جواني، دلربا، فريبنده و جذاب است اما وقتي پايان يابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانه‌هاي ضربت سنگ.
حضرت امير(ع) ‌فرمودند: فتنه وقتي مي‌آيد در ابتداي آن نمي‌فهميد كه فتنه است چرا كه همه‌ چيز مرتب، قشنگ، درست و تئوريزه شده است. فرمودند كه اينجا جاي صبر و دقت است. آغاز فتنه از افرادي است كه بر سر قدرت، ثروت و رياست مسابقه مي‌گذارند و چون سگان اين مردار را از دندان يكديگر مي‌ربايند و يكديگر را مي‌جوند و پس از مدتي پيروان از رهبران اعلام بيزاري و برائت مي‌كنند و رهبرانشان از پيروانشان گلايه مي‌كنند. هر يك تقصير را برعهده ديگري مي‌گذارد و چون دشمنان از يكديگر جدا مي‌‌شوند، هيچ يك مسئوليت آنچه كردند و مسئوليت فتنه را برعهده نمي‌گيرند و يكديگر را با لعنت ديدار مي‌كنند.

* حضرت امير به مردم سفارش مي‌كند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنه‌ها تنها بگذاريد

حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: وقتي شبهه برمي‌خيزد بر جاي خويش بمانيد، آنگاه كه شبهه گرد و غبار مي‌كند، فتنه از رهگذرهاي پنهان و غير آشكار در مي‌آيد، پس آنگاه به رسوايي و زشتي مي‌گرايد.
امام علي(ع) در خطبه 93 نهج‌البلاغه مي‌فرمايد: فتنه زماني كه مي‌آيد از روبرو شناخته نمي‌شود، وقتي كه تمام مي‌شود از پشت سر شناخته مي‌شود يا در جاي ديگري مي‌فرمايد اي مردم امام حاكم خود را در اين فتنه‌هاي تنها مگذاريد تا بعدها خود را سرزنش كنيد. خود را در آتش فتنه‌اي كه پيشاپيش آن رفته‌ايد بي‌انديشه در مي‌آوريد همانا من براي شما چراغم در تاريكي، هر كس در تاريكي است و حق را از باطل نمي‌شناسد به اين چراغ بنگرد،‌ به من بنگرد و راه را بيابد.

* دشمنان علي(ع) در جمل از خوش‌سابقه‌ترين اصحاب پيامبر(ص) بودند

حضرت امير(ع) فرمود: در فتنه دل‌هاي سابقاً مؤمن دو دل و سست مي‌شوند، مردان سالم گمراه مي‌شوند، رأي درست و نادرست در هم مي‌آميزد، فرزند با پدر كينه مي‌توزد، پدر و فرزند عليه يكديگر كينه مي‌ورزند.
در زمان امام علي(ع) يكي از مواردي كه خود حضرت آن را فتنه ناميدند، شورش جمل بود كه منتهي به جنگ جمل شد و اين جنگ، اولين جنگي بود كه بر علي(ع) تحميل شد يا خود حضرت در نهج‌البلاغه، شورش طلحه و زبير را فتنه ناميدند و از مردم خواستند كه آن را سركوب‌ كنند و طي نامه‌اي به مردم كوفه نوشتند كه ديگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه به سوي رهبر خود بشتابيد و در جهاد عليه فتنه شتاب كنيد كه تأخير خطرناك است.
دشمنان حضرت علي(ع) در جنگ جمل جزو خوشنام‌ترين خوش‌سابقه‌ترين افراد و اصحاب پيامبر(ص) بودند؛ كساني كه حضرت امير(ع) مي‌فرمايد ما از كودكي و خردسالي با هم بزرگ شديم و در جبهه‌ها هميشه همه در كنار هم بوديم.
طلحه و زبير بارها در جهاد در خط مقدم بودند. شخص ديگر كيست؟ عايشه؛ ام‌المؤمنين و همسر پيامبر(ص). عايشه جزو نزديك‌ترين افراد به پيامبر(ص) بود.
عثمان خليفه سوم كشته و پس از آن شورش شروع مي‌شود. اين شورش به حدي است كه سه روز جنازه خليفه روي زمين مي‌ماند و هيچ كس حاضر نمي‌شود كه او را دفن كند؛ يعني فضاي مدينه اينگونه بود. مي‌دانيد كه جنازه عثمان، خليفه سوم را در نيمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت اميرالمؤمنين(ع) براي دفن بردند. ابتدا مردم مدينه نگذاشتند كه او در قبرستان مسلمانان دفن شود و به همين خاطر عثمان را در مقبره و باغ يك كسي دفن و بعد روي آن ديوار خراب كردند تا كسي نبش قبر نكند كه بعدها همانجا جزو قبرستان بقيع شد.
در واقع خود قضيه قتل خليفه نيز يك فتنه بود و از مواردي بود كه حق و باطل با يكديگر مخلوط شده بودند. حضرت امير(ع) هم منتقد روش حكومتي عثمان بودند و هم در عين حال مخالف قتل خليفه.

* آنچه كه براي اجراي عدالت پيش رو داريم انواع و اقسام رنگ‌ها و چهره‌ها و صداها است

خليفه كشته مي‌شود و مردم به سمت حضرت علي(ع) هجوم مي‌آورند. اصحاب، مهاجرين و انصار و همه به سمت علي(ع) هجوم مي‌آورند كه بايد رهبري را برعهده بگيريد. در ابتدا حضرت مي‌فرمايند كه من را رها كنيد و سراغ افراد ديگري برويد. هستند افرادي كه دلشان مي‌خواهد و براي تحويل حكومت آمادگي دارند. از من بگذريد. من اگر در حاشيه باشم و كمك كنم و نظارت داشته باشم بهتر از اين است كه مسئوليت حكومت را برعهده بگيرم. آنچه كه براي اجراي عدالت پيش رو داريم انواع و اقسام رنگ‌ها و چهره‌ها و صداها است. بعد از اين خود شما درست تشخيص نخواهيد داد و برخي از شما مقابل من خواهيد ايستاد. عده‌اي از شما كنترل احساسات خود را از دست خواهيد داد و ايمان قبلي‌تان خواهد لرزيد و عقل‌هايتان ثبات نخواهد داشت.
همه شما قدرت تشخيص نخواهيد داشت؛ يعني اين كار به لحاظ نظري هم ثبات عقلي يعني تشخيص درست حق از باطل مي‌خواهد و هم ايمان و قلب محكم؛ ولي اكثر شما اين شرايط را نداريد؛ نه قلب‌هاي شما براي اين كار محكم خواهد بود و نه عقل‌هايتان ثبات خواهد داشت تا حق را از باطل به درستي تشخيص دهيد. من از همين حالا مي‌بينم كه آفاق تيره و نيمه تاريك و نيمه روشن خواهد بود و اين را بدانيد اگر من مسئوليت حكومت را قبول كنم ديگر گوشم بدهكار وراجي‌ها و سرزنش‌هاي ديگران نخواهد بود و به آنچه كه خودم درست مي‌دانم عمل خواهم كرد. بنابراين با چشم باز با من بيعت كرده و به من رأي دهيد.

* بيعت‌كنندگان با علي(ع) سه جنگ را به ايشان تحميل كردند

حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: من نمي‌خواستم مسئوليت حكومت را قبول كنم ولي چونان جمعيت به سمت من هجوم آورد كه لباسم از دو طرف پاره شد، دختران از فرط اشتياق حجاب خود را كنار گذاشتند و به سمت من مي‌آمدند و پيرمردهايي كه با عصا راه مي‌رفتند چنان به سويم مي‌آمدند كه عصاي خود را پرت كردند.
من وقتي ديدم مردم اين چنين به سمت من آمدند و بيعت عمومي است و همه مي‌گويند كه ما پاي تو ايستاده‌ايم، ديگر بهانه‌اي نداشتم كه اين مسئوليت را قبول نكنم و حجت بر من تمام شد. با اين حال مي‌دانستم كه برخي از همين افراد با من چگونه رفتار خواهند كرد و زماني كه خلافت و رهبري را پذيرفتم، گروهي از همين افراد پيمان شكستند(ناكثين)، گروه ديگري از دين خارج شدند(مارقين) و دسته سوم ستم كردند (قاسطين) و همين‌ها سه جنگ را به من تحميل كردند. گويا نشنيده بودند كه خداوند در قرآن فرموده بود كه آخرت از آن افرادي است كه در دنيا دنبال فساد و برتري طلبي نباشند و اين خانه و دار آخرت را مخصوص افرادي قرار داديم كه اراده*********** علو يعني برتري طلبي، رياست و قدرت طلبي و اراده فساد نداشته باشند.
حضرت امير(ع) مي‌فرمايند: چطور شما در قرآن اين آيه را مي‌بينيد ولي باز با من درگير شديد. چرا اين آيه در ذهن همه شما وجود دارد اما دنيا چشم شما را پر كرده است و به وقتش آيه‌هاي اين چنيني را فراموش مي‌كنيد. علتش اين است كه منافع شما به خطر مي‌افتد. سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد اگر آن گروه بسيار براي بيعت با من هجوم نمي‌آوردند و حجت بر من تمام نشده بود و اگر نبود كه خداوند از عالمان و آگاهان پيمان گرفته است كه بر گرسنگي ستم ديدگان و شكم‌بارگي ستم‌گران آرام نگيرند به خدا سوگند مسئوليت حكومت را قبول نمي‌كردم و مهار شتر حكومت را روي كوهان آن مي‌انداختم تا هرجا دلش مي‌خواهد برود و آب پايان آن را به جام آغاز آن مي‌دادم، و مي‌دانيد و مي‌دانستيد كه دنياي شما در نزد من بي‌ارزش‌تر است از عطسه بز.
ابن عباس روايت مي‌كند: در دومين روزي كه مردم مدينه با علي بيعت كردند امام علي همان اول آمد و سخنراني كرد كه از همين سخنراني جنگ‌ها بيرون آمد و فهميدند كه با علي نمي‌شود ساخت و بايد با او جنگيد و حكومت وي بايد براندازي و ساقط شود.
ابن عباس روايت مي‌كند حضرت امير(ع) در بخشي از سخنراني خود گفت: مردم در روز اول حكومت به شما بگويم، اي مردم بدانيد كه هر زمين و امكاناتي كه از بيت‌المال در دوره قبل گرفتيد و به شما داده شده، از اموال خدا و اموال مردم و بيت‌المال به هر كس دادند همه آنها بدون استثنا به بيت‌المال باز خواهد گشت، همه را مصادره مي‌كنم و از شما پس مي‌گيرم، هر كس هر آنچه را كه از بيت‌المال بيش از سهم خود برداشته است به بيت‌المال باز مي‌گردانم اولين قدم اول حكومت بنده است، بعد هم نگوييد كه بر گذشته‌ها صلوات.
حضرت امير(ع) فرمود: حقي كه زمان بر آن گذشته است باطل نمي‌شود، حق و حقوق و عدالت مشمول عبور زمان نمي‌شود، اگر اين اموالي را كه از بيت‌المال برداشتيد و رفتيد و با آن ازدواج كرديد و يا مهريه همسرتان كرديد همان را از شما پس مي‌گيرم، و اگر هم در نقاط مختلف سرمايه‌گذاري كرديد همه را از شما پس خواهم گرفت چرا كه اينها مال شما نيست، اينها مال خداست و متعلق به فقرا و محرومان است، هركدامتان هم بگوييد كه عدالت سخت است، حضرت فرمودند اتفاقاً آسان است، در اجراي عدالت گشايش، سعه و راحتي است براي همه، اتفاقاً اگر عدالت اجرا شود همه راحت زندگي مي‌كنند، اگر كساني فشار عدالت را سخت مي‌دانند بدانند كه فشار بي‌عدالتي سختي بيشتري دارد.
حرف‌هايي را هم كه بيان مي‌كنم شعار نيست يعني گردن من به آنچه مي‌گويم گرو است، گردن من در گروه صحبت‌هاي من است و جانم را در راه صحبت‌هايم مي‌دهم.
فرمودند: افرادي كه تقوا داشته باشند در شبهات وارد نمي‌شوند، چرا كه از اين به بعد عده‌اي در افكار عمومي شبهه ايجاد مي‌كنند آن هم با عنوان‌هاي قشنگ تا مقابل مرا بگيرند، ولي در اين ميان افرادي كه تقوا داشته باشند وارد شبهات نمي‌شوند و بازي نمي‌خورند ولي افرادي كه دلشان مي‌خواهد بازي بخورند بازي مي‌خورند، آگاه باشيد كه بلا و آزمايش شما و آزمون بزرگ شروع شد عين روز اولي كه پيامبر (ص) آمد.
مانند 30 سال پيش، آن موقع بين اسلام و كفر انتخاب كرديد دوباره كاري مي‌كنم كه مجبور شويد بين اسلام و كفر انتخاب كنيد، دوباره سر دوراهي قرارتان مي‌دهم، بازي تمام شد، نمي‌شود روش كفار را پيش بگيريد ولي با ظاهر مذهبي، نمي‌گذارم، بايد بين عدل و ظلم انتخاب كنيد، دوباره بايد معلوم شود كه چه كسي مؤمن است چه كسي كافر و فاسق، غربال مي‌شويد، يا بر من با با من يعني يا با حق يا بر حق، تصميم خود را بايد بگيريد، انقلاب يا ضد انقلاب، حق يا باطل، عدل يا فساد.
* بزرگان اسلام در زمان پيامبر بر سر قدرت با اميرالمومنين درگير شدند

حضرت امير(ع) فرمود: چنان در دوران حكومت من بر هم زده خواهيد شد و كاري مي‌كنم با كف‌گير آزمون مجدد انقلاب، آن‌هايي كه پائين هستند بالا و افرادي كه بالا هستند پائين بيايند و به اين شكل زير و رويتان مي‌كنم. مي فرمايد كه اين گونه نيست يك بار امتحان دهيد و تا آخر عمرتان گارانتي شويد.
اينكه ما 20 سال پيش زمان پيامبر(ص) امتحان داده ايم، كافي نيست بلكه دوباره بايد امتحان دهيد چراكه هيچ كسي گارانتي نيست. فرمود كه در اين امتحان مجدد، گاهي كساني كه سابقه‌هاي درخشان و طولاني از زمان پيامبر(ص) در اسلام داشتند در اين مسابقه و آزمون دوباره عقب مي‌افتند و افرادي كه در آن دوره كسي نبودند و كسي آنها را نمي‌شناخت جلو مي‌افتند.
فرمود اين يك آزمون دوباره است و يك بار براي هميشه نيست، دوباره بايد آزمون پس دهيد و به خدا سوگند من فريبتان ندادم و نخواهم داد و چيزي را از شما مخفي نكردم. به خدا سوگند هيچ حقيقتي را از شما پنهان نكردم. من حكومتي را تشكيل دادم كه در آن با شما مردم چيزي را مخفي ندارم و هيچ‌گاه به شما دروغ نگفتم و مرا به اين مقام و به اين روز خبر داده‌اند.
جالب اين است اول كسي كه با علي(ع) دست بيعت داد طلحه بود. بعد زبير بيعت مي‌كند و همين‌ها چند ماه بعد با اميرالمؤمنين آن هم بر سر قدرت درگير مي‌شوند. حضرت امير مي‌فرمايند: كساني از شما كه برادران خود من هستيد، كساني از شما در اين سال‌ها در اين دنيا غرق شدند و اموالي را تصاحب كردند. من وقتي مقابل اين افراد را بگيرم و خواهم گرفت و فقط حقوق خود آنها را به آنها خواهم داد از دست من عصباني خواهند شد. فرياد خواهند زد كه پسر ابوطالب ما را از حقوقمان محروم كرد و به ما ظلم كرد. آگاه باشيد هر كس از مهاجرين و انصار و از اصحاب پيامبر و خويشان پيامبر و از بستگان پيامبر و همه كس خيال و گمان كند كه به خاطر سابقه‌اش، به خاطر هم‌نشيني با پيامبر بر ديگران نسبت به بيت‌المال برتري دارد بداند كه خطاست.

* طلحه و زبير سهم بيشتري از بيت‌المال از امام مي‌خواستند

فرمود هر كاري انجام داديد براي خدا انجام داده‌ايد پس پاداش آن را در آخرت از خدا بخواهيد. در دنيا همه مساوي اند. شما قديمي‌ترين و باسابقه‌ترين مسلمان، با مسلماني كه همين امروز مسلمان مي‌شود نزد ما به لحاظ سهمش از بيت‌المال مساوي است. هر كس كه رو به قبله ما آورد شايسته برخورداري از حقوق اسلامي و حدود اسلام است. شما همه بندگان خدا هستيد و بيت‌المال، مال خداست و آن را ميان همه شما به طور مساوي تقسيم خواهم كرد و هيچ كس بر ديگري برتري و مزيت ندارد. پرهيزكاران و سابقه‌داران در فرداي قيامت پاداش خود را از خداوند بخواهند و خداوند دنيا را پاداش پرهيزكاران و مجاهدان قرار نداده است. آنچه نزد خداست براي نيكوكاران بهتر است، فردا بيائيد تا اموال را به روش جديد تقسيم كنيم.
روز بعد طلحه و زبير به مسجد آمدند. در گوشه‌اي دور از مسجد تجمع ديگري انجام شده و مردم را به دو بخش تقسيم مي‌كنند. مردمي كه پشت علي(ع) نماز را اقامه مي كردند به طلحه و زبير عبدالله‌ابن زبير، مروان و جمعي ديگر از مردان قريش پيوستند و ساعتي آهسته با يكديگر پچ پچ مي‌كردند. بعد مخالفت آنها آشكار شد. عمار آمد پيش علي(ع) و گفت: اين سخنراني چه بود كه شما انجام داديد. كمي آرام‌تر؛ همين روز اول اين افراد دارند پرچم برمي‌دارند و فتنه و خلف وعده مي‌كنند. كمي ملاحظه كنيد كه دوباره حضرت امير رفت بالاي منبر و سخنراني كرد.
حضرت علي(ع) روز سوم حكومت، همچنان كه شمشير بر كمر بسته بود سخنراني كرد و گفت: اي مردم برترين مردم نزد خداوند از نظر مقام فردي است كه تابع كتاب و سنت باشد و به تكليفش عمل كند. سپس به عمار گفت برو به طلحه و زبير كه گوشه مسجد نشسته‌اند بگو بيايند اينجا من با آنها كار دارم. وقتي آمدند حضرت به آنها گفت: شما را به خدا سوگند آيا چنين نبود كه شما با ميل خودتان و با آزادي كامل سراغ من آمديد و با من بيعت كرديد؟ آيا من شما را مجبور به بيعت كردم؟ من قدرت طلب بودم يا شما از من خواستيد؟ گفتند چرا ما گفتيم. حضرت امير گفت: شما مجبور بوديد و زور بالاي سرتان بود كه با من بيعت كنيد يا خودتان خواستيد؟ گفتند: ما با شما بيعت كرديم و فكر مي‌كرديم كه شما روش ديگري داريد، نمي‌دانستيم كه اين‌گونه است. ما بيعت كرديم به شرطي كه شما در كارها با ما مشورت كنيد و بدون نظر ما كاري نكنيد و فكر كرديم اگر ما رهبري شما را تاييد مي‌كنيم، شما هم هواي ما را داريد و بالاخره سهم و حق ما محفوظ است و فضيلت ما را بر ديگران در نظر مي‌گيريد.
حضرت امير(ع) فرمود: آيا من حقي از شما سلب كردم و يا به شما ستمي نموده ام؟ گفتند: نه، فرمود: آيا حقي از مسلماني ضايع و پايمال كردم، يا حكمي از احكام خدا را زير پا گذاشتم؟ گفتند: نه، حضرت فرمود: پس چرا از من دلگيريد؛ اگر من نه حق كسي را پايمال كردم و نه حكمي را زير پا گذاشتم پس چرا شما با من مشكل داريد؟ گفتند: به خاطر روش حكومت تو و حرف‌هايي كه مطرح مي‌كني و اينكه چرا در حكومت نظر ما را نمي‌پرسي. حضرت امير(ع) گفت: من اگر در جايي نياز به مشورت داشته باشم نظر شما را مي‌خواهم آنچه كه تا الآن گفتم نياز به مشورت نبود چرا كه نظر صريح خداوند و سنت پيامبر بود.
بعد طلحه و زبير آمدند پيش حضرت امير و گفتند كه ما مي‌خواهيم به عمره برويم. حضرت فرمود: شما قصد عمره نداريد و من مي‌دانم شما كجا مي‌خواهيد برويد. اين اجازه براي عمره نيست. دعوا و درگيري را شروع كرديد و حالا مي‌رويد تدارك پيمان‌شكني و درگيري را ببينيد.
آنها قسم خوردند كه اين‌گونه نيست. حضرت امير لبخندي زد و گفت‌: پس دوباره تجديد بيعت كنيد. آنها دوباره پيمان بسته و سوگند خوردند و و زماني كه رفتند، حضرت امير(ع) فرمود: به خدا سوگند ديگر اينها را نخواهيد ديد الا اينكه به روي ما شمشير مي‌كشند و جنگ را بر ما تحميل مي‌كنند و هر دو آنها كشته خواهند شد.

* فتنه‌گران از همسر پيامبر براي رهبري شورش استفاده كردند

همه همسران پيامبر(ص) براي ما محترم‌اند. حتي عايشه؛ ما عايشه را ام‌المؤمنين مي‌دانيم و نبايد به او اهانتي شود ولو اينكه او با علي‌ابن ابيطالب(ع) درگير شده است. خود حضرت امير(ع) هم احترام عايشه را نگه داشت حتي بعد از جنگ كه جناب عايشه اسير شد و اميرالمؤمنين(ع) اجازه نداد كوچكترين اهانتي به وي شود.
طلحه و زبير نامه‌اي به عايشه مي‌نويسند و در آن مي‌گويند كه به ما ملحق شو تا مقابل علي(ع) بايستيم چرا كه علي اوضاع را به هم مي‌ريزد. ام سلمه مكه بود. آنجا از جريان مطلع مي‌شود و مي‌فهمد كه طلحه و زبير در حال برنامه‌ريزي توطئه‌اي عليه علي‌(ع) و حكومت ايشان هستند.
ام سلمه شروع به افشاگري و سخنراني به نفع امام علي(ع)‌مي‌كند كه اي مردم! خود شما با علي بيعت كرديد و نبايد با او درگير شويد چرا كه حكومت علي(ع) حق است. خبر به عايشه مي‌رسد كه جناب ام‌سلمه دارد افكار مردم را به نفع علي(ع) آگاه مي‌كند. ‌عايشه به ملاقات ام سلمه مي‌آيد و مي‌گويد اي اختر ابا اميه! تو نخستين زن از زنان مهاجر رسول خدا و از بزرگان اهل بيت پيامبر(ص) هستي. بيشترين آيات الهي در خانه تو بر پيامبر نازل شد و جبريل بيش از همه در خانه شما بر رسول خدا نازل مي‌شد.
ام‌سلمه خطاب به عايشه مي‌گويد شما كه جزء مخالفان خليفه سوم(عثمان) بوديد چطور حالا به عنوان انتقام او مي‌خواهيد در برابر علي(ع) بايستيد؟ و بعد ام سلمه شروع مي‌كند به يادآوري برخي مسائل براي عايشه؛ اينكه آيا يادت مي‌آيد يه روزي علي آمد و پيامبر در مورد علي چه گفت و ... .
هر چه مي‌گويد عايشه تأييد مي‌كند و مي‌گويد بله يادم هست. بعد ام سلمه مي‌گويد: پس با اين وضع ديگر اين چه قيام و شورشي است كه عليه حكومت مشروع به راه انداخته‌ايد.
عايشه مي‌گويد: مسائلي وجود دارد كه بايد حل و اصلاح شود و بعد ام سلمه مي‌گويد كه خودت مي داني.
ام سلمه نامه‌اي خطاب به علي(ع) مي‌نويسد و خبر مي‌دهد كه اينها دارند شورش را به پا مي‌كنند. حضرت امير(ع) در جايي سخنراني مي‌كند و مي‌فرمايد: كساني كه در حال حاضر به اسم خون عثمان حرف مي‌زنند همه آنها مي‌دانند كه برخي از خود اينها در خون عثمان دست داشتند و كسي كه براي مهار و كنترل شورش تلاش مي‌كرد كه خليفه كشته نشود من بودم. عايشه گفته بود بله من به عثمان منتقد و معترض بودم ولي شنيدم خليفه قبل از اينكه كشته شود توبه كرده بود بنابراين زماني كه توبه كرده نبايد كشته مي‌شد و الا قبول دارم كه من هم جزو منتقدان و معترضان عثمان بودم ولي او توبه كرده بود پس چرا او را كشتند؟
حضرت امير (ع) مي‌فرمايند: ‌جواب دادند كه ما با هم دنبال قاتلان عثمان باشيم تا قاتل او را پيدا كنيم. حضرت آنجا توضيح مي‌دهند كه من هم منتقد و معترض به عثمان بودم و هم در عين حال مخالف قتل عثمان بودم و با افراطيوني كه عثمان را به قتل رساندند مخالف بودم و در برابر آنها ايستادم.

* مقدس‌مآباني مثل اشعري براي مقابله با فتنه حجت شرعي مي‌خواستند

حضرت امير(ع) كه به خلافت رسيد قصد داشت ابوموسي اشعري را كه از زمان خليفه قبل حاكم كوفه بود عزل كند اما مالك اشتر و عده‌اي به علي‌(ع) گفتند كه ابوموسي اشعري هم عده‌اي مريد در شهر دارد كه او را قبول دارند حالا بگذاريد باشد تا ببينيم چه مي‌شود. بعداً حضرت امير(ع) مي‌گويد من از اول مي‌خواستم ابوموسي اشعري را بردارم چرا كه او را انسان صالحي نمي‌دانستم ولي چون گفتند عده‌اي او را قبول دارند و براي اينكه مردم نگويند تا علي آمد همه را برداشت گذاشتم بماند.
ابوموسي اشعري در آن زمان امتحان خود را پس مي‌دهد. حضرت امير(ع) به ابوموسي اشعري كه حاكم كوفه بود نامه‌اي نوشت و گفت كه طلحه و زبير و عايشه قصد شورش دارند و حق هم با ماست. بنابراين براي ما نيرو بفرست و مردم كوفه را بسيج و كمك كن تا برويم بصره چرا كه آنها آمدند و بصره را اشغال كرده‌اند.
بعد از آن ابوموسي اشعري شروع كرد با ادبيات مقدس مآب صحبت كردن؛ اينكه جنگ مسلمان با مسلمان و با كدام حجت شرعي اصحاب در برابر اصحاب بايستند؟ بله، شما علي هستيد، اولين مسلمان هستيد ولي آن طرف هم ام‌المؤمنين است، طلحه و زبير هستند،‌ زبير سيف‌الاسلام است، يعني چه جنگ مسلمان با مسلمان، اين جنگ شبهه شرعي دارد. مردم! آرامش داشته باشيد و به هيچ كدام از دو طرف ملحق نشويد چرا كه ما بيطرف هستيم، اين جنگ خلاف شرع است.
حضرت امير(ع) گفت: اين جنگ را بر ما تحميل كرده‌اند، ما شروع نكرديم كه به من مي‌گوييد خلاف شرع است. اينها عليه حكومت شورش كردند و مي‌خواهند حكومت را براندازي كنند. بايد به آنها بگوييد و شما بايد طرف حق را بگيريد و نبايد بگوييد كه در هر صورت كاري نمي‌كنيم.
حضرت امير دو بار نامه فرستاد ولي ابوموسي اشعري اعتنايي نكرد. بعد از اين حضرت امير(ع) محمدبن ابوبكر را به كوفه فرستاد و ابوموسي اشعري را عزل كرد.
امام علي(ع) شهر را به ابن عباس و محمد بن ابوبكر سپردند و با نيروها براي جنگ رفتند اما باز هم ابوموسي اشعري با حضرت مخالفت كرد و سخنراني كرد مبني بر اينكه اي مردم به جنگ نرويد چرا كه آن طرف جنگ نيز اصحاب پيامبر اند، كساني هستند كه نزد پيامبر سوابق دارند و خويشان پيامبر اند و بزرگان اسلامند، با چه كساني مي‌خواهيد بجنگيد؟
ابوموسي اشعري شروع به سخنراني و ايجاد ترديد و شبهه در دل مردم كرد تا اينكه حضرت امير (ع) مالك اشتر را به كوفه فرستادند و او نيز ابوموسي اشعري را با حالت ذلت بازداشت و از سمتش عزل كرد.
* بناي امام در مواجهه با فتنه‌گران در ابتدا گفتگو و نصيحت بود اما آنها بناي ديگري داشتند

ابن عباس روايت مي‌كند: روزي ديدم اميرالمومين نشسته‌ و كفش پاره‌اي را مدام وصله مي‌زنند. گفتم آقا تو را به خدا از اين كفش دست بردار شما خليفه مسلمين هستيد، بزرگترين امپراطوري جهان در اختيار شماست.
حكومت حضرت امير(ع) بزرگترين قدرت سياسي - نظامي آن موقع جهان بود؛ چون امپراطوري ايران و امپراطوري رم در آن زمان متلاشي شده بودند و اسلام تقريباً قدرت اول سياسي، نظامي و اقتصادي و يا يكي از دو قدرت اصلي جهان بود.
ابن عباس مي‌گويد: آقا! شما حاكم نصف زمين هستيد، اين همه عاشق و مريد داريد، اين چه كفشي است؟ من خجالت مي‌كشم؟ حضرت امير(ع) سر خود را بالا كرد و لبخندي زد و گفت: ابن عباس اين كفش چقدر مي‌ارزد؟ ابن عباس گفت: آقا هيچي. اين كفش، ارزشي ندارد. حضرت امير(ع) فرمود: به خدا سوگند ارزش اين كفش پيش من از حكومت بر شما بيشتر است. به خدا سوگند تمام حكومت بر اين جهان را با اين كفش معامله نمي‌كنم. فقط به يك دليل حكومت را قبول كردم و به خاطر آن مي‌جنگم و وارد مبارزه شدم؛ اينكه احقاق حقي كنم و ابطال باطلي. فقط براي اين حكومت را پذيرفتم و وارد سياست و حكومت شدم كه يك حقي را برقرار كنم و باطلي را محو كنم؛ من به خاطر عدالت و حق آمده‌ام والا حكومت براي من ارزشي ندارد.
حضرت امير(ع) سپس مي‌فرمايند: من از هيچ چيزي نمي‌ترسم و الآن هم كه عده اي به فتنه و آشوب دچار شده‌اند با اينها مي‌جنگم؛ من اهل عقب‌نشيني نيستم، من نصيحت و موعظه مي‌كنم.
حضرت امير(ع) نامه‌اي را براي حاكم كوفه مي‌فرستند و تا آخر هم مي‌گفتند مصالحه، مذاكره، گفتگو و نصيحت. به ياران خود مي‌گفتند با اينها با زبان خوش سخن بگوييد و آنها را تحريك نكنيد. ما نمي‌خواهيم بجنگيم بلكه مي‌خواهيم با هم باشيم و كوتاه بياييد اما اينها اين كار را نكردند.
وقتي دشمنان حضرت امير (ع) بصره را اشغال كردند، حاكم بصره عثمان بن حنيف از طرف حضرت امير (ع) بود. (وي همان كسي است كه يك بار حضرت امير (ع) او را توبيخ كردند. حضرت در نهج‌البلاغه به عثمان ابن حنيف مي‌فرمايد: نيروهاي اطلاعاتي به من گزارش دادند كه شما را به يك ميهماني دعوت كردند كه ثروتمندان و سرمايه‌داران را سر سفره راه مي‌دادند اما فقرا را راه نمي‌دادند و فقرا به جاي ديگري منتقل مي‌كردند. تو را به اين چنين ميهماني دعوت كردند و تو هم رفتني و سر اين سفره نشستي و در كنار اغنياء شام خوردي در حالي كه فقرا را راه نمي‌دادند. البته عثمان ابن حنيف بعد عذرخواهي كرد و گفت من نمي‌دانستم كه اين تخلف است.
دشمنان حضرت آمدند و بصره را گرفتند. در ابتدا حدود 80 - 70 نفر از ياران حضرت در اين شهر را اعدام كردند و خون ريختند؛ يعني آمدند و جنگ را شروع كردند و بعد تمام سر و صورت عثمان ابن حنيف، حاكم كوفه را تراشيدند و بعد با حالت تحقير كننده اي او را بيرون انداختند و گفتند حالا برو پيش علي. وقتي عثمان ابن حنيف خدمت حضرت امير (ع) رسيد گفت: آقا! من وقتي به كوفه رفتم يك فرد كامل و پيرمردي با وقاري بودم اما حالا مانند يك پسر بچه برگشته‌ام؛ نه ريشي، نه مويي، تمام سر و صورت مرا تراشيدند و 70 نفر را نيز كشتند. حضرت امير(ع) 3 بار آيه " انا لله و انا اليه راجعون " را خواندند.

* سران فتنه بر سر رهبري مردم دچار اختلاف شدند

زماني كه سپاه طلحه و زبير شهر بصره را گرفتند و وقت اقامه نماز رسيد، سر اينكه چه كسي امام جماعت باشد بين‌شان اختلاف افتاد.
شهر و بيت‌المال بصره در اختيار آنها قرار گرفت؛ وقتي هنگام نماز شد طلحه جلو ايستاد، بعد زبير آمد جلوتر ايستاد. بحث شد بر سر اينكه بايد معلوم شود چه كسي امام جماعت باشد چراكه هر يك از طلحه و زيبر مي‌خواستند امامت كنند.
ميان آنها اختلاف پديد آمد و سرانجام با ميانجيگري جناب عايشه قرار شد يك وعده فرزند طلحه امام جماعت باشد و يك وعده فرزند زبير كه دعوا صورت نگيرد.
قبل از جنگ جمل اميرالمومنين(ع) با جناب طلحه و زبير، با رفقاي سابق و هم رزمان و سابقه‌داران اسلام احتجاج مي كند. حضرت امير(ع) استدلال مي‌كند و مي‌فرمايد: ما دنبال خونريزي و خشونت نيستيم. بياييد با هم صحبت كنيم و مسئله را به نحوي حل كنيم. اگر هنوز در ذهن شما سوء تفاهمي هست كه نيست، ولي اگر هست مي‌خواهم حجت تمام شود، نمي‌خواهم درگيري ايجاد شود، خون مسلمانان نريزد، مردم دو دسته نشوند و به جان هم نيفتند؛ فتنه راه نيندازيد.
امام علي (ع) مي‌فرمايند: دوباره به شما مي‌گويم هر چند مي‌دانيد اما كتمان مي‌كنيد، من دنبال بيعت شما و مردم نبودم، من به دنبال حكومت نبودم و به يك معنا حكومت بر من تحميل شد. من با شما بيعت نكردم بلكه شما سوي من آمديد و شما اولين كساني بوديد كه با من بيعت كرديد. هيچكس با من از سر ترس يا به طمع پول بيعت نكرد؛ نه به خاطر مال و نه از جهت تسلط و غلبه؛ شما خود پيش از ديگران و از روي رضا و رغبت با من بيعت كرديد. شما اولين كساني بوديد كه آمديد و به من گفتيد كه شما شايسته‌ترين فرد براي رهبري هستيد و هيچكس شايسته‌تر از شما براي رهبري نيست و اين را چند بار تكرار كرديد.
من چند بار خودم را كنار كشيدم، شما اصرار كرديد كه نه فقط شما بايد رهبر باشيد. از شما به حق آن برادري‌هاي سابق و به حق آن ايمان سابق مي‌خواهم كه از اين فتنه باز گرديد و مسلمين را به جان هم نيندازيد و زودتر توبه كنيد.
اگر آن موقع تظاهر كرديد كه مايليد با من بيعت كنيد و در دل اين گونه نبوديد؛ خوب پس خود را محكوم كرد‌ه‌ايد و من عليه شما بايد احتجاج كنم كه چرا درون و بيرون شما دو شكل بود كه آن هم تازه به نفع شما نيست. شما ظاهراً اظهار طاعت و بيعت كرديد اما در باطن از اول هم رهبري مرا قبول نداشتيد و مدام سنگ پيش پاي من انداختيد. به جان خودم سوگند بيعت شما از سر ترس و تقيه نبود. شما از مهاجران به تقيه سزاوارتر نبوديد، اما نپذيرفتن بيعت پيش از آنكه درون آن وارد شويد آسان‌تر بود از خروج شما از بيعت پس از پذيرفتن آن.
حضرت مي‌فرمايد: شما اگر رهبري را قبول نداشتيد، اگر اول با من بيعت نمي‌كرديد راحت‌تر بود چرا اول بيعت كنيد بعد بشكنيد. اينكه سخت‌تر است. به راستي شما پنداشته‌ايد كه من در خون عثمان، خليفه سوم، دست داشته‌ام؟ كساني از مردم مدينه كه از بيعت با من و شما سرباز زده‌اند و بي‌طرف‌ هستند آنها ميان من و شما حكم كنندكه بين من و شما چه كساني در خون عثمان خليفه دست داشته‌اند؟
حضرت سپس رو به طلحه و زبير كرده مي‌فرمايد: اي پير مردان! از اين رأي نادرست برگرديد. فرصت براي بازگشت من و شما زياد نيست. از سن ما ديگر گذشته است. اگر اكنون برگرديد، بزرگترين ضربه‌اي كه به شما مي‌خورد اين است كه به شما مي‌گويند ترسيدند و شكست خوردند؛ عيبي ندارد؛ بپذيريد پيش از آنكه نار و عار در قيامت سراغ شما بيايد. اگر الآن عقب برويد ممكن است عليه شما بگويند ترسيدند در حالي كه اين ترس نيست بلكه اين عقل است اما اگر با من بجنگيد هم نار است هم عار، هم ننگ دنياست و هم عذاب آخرت.

* عايشه حاضر به بحث و مناظره با علي(ع) نشد

بعد حضرت امير افرادي را پيش جناب عايشه مي‌فرستند تا با او صحبت كنند؛ اينكه مگر پيامبر به شما نگفت از خانه بيرون نياييد و وارد اين مسائل و دعواها نشويد. بعد هم اين افراد به جناب عايشه گفتند كه اميرالمؤمنين مي‌خواهد بيايد و با شما صحبت كند. جناب عايشه گفت كه من حوصله اينكه با علي بنشينم و جر و بحث كنم ندارم. كسي با علي نمي‌تواند مباحثه و مناظره كند. من پاسخي براي علي ندارم و در احتجاج، بحث و مناظره من حريف علي نيستم.
ابن عباس به جناب عايشه مي‌گويد: شما كه با مخلوق خدا حاضر نيستي بحث و مناظره كني در قيامت چگونه با خداوند بحث خواهي كرد؟ جواب خداوند را چگونه خواهي داد؟
حضرت امير(ع) به مردم فرمودند: اي مردم! من با اين گروه مدارا كردم تا شايد متنبه شوند و برگردند. آنها را به پيمان شكني‌هايشان توبيخ كردم. ستمي را كه كردند و مي‌كنند را دوباره به رويشان آوردم ولي باز به من پيغام رساندند كه آماده درگيري با نيزه‌ها و شمشيرهايشان باشم.
من پيوسته تا بوده‌ام هرگز كسي نتوانسته مرا به جنگ تهديد كند و من هرگز از هيچ جبهه‌‌اي نگريخته‌ام. من از 16 سالگي تا الآن كه 60 ساله‌ام در خط مقدم جبهه بوده‌ام. از 16 سالگي به استقبال شهادت رفته‌ام و تا الآن سر و صورت من پر از آثار نيزه و شمشير است؛ پر از آثار تير و تركش است؛ حضرت آنجا فرمود كه مرا از جنگ نترسانيد.
كساني كه ما را تهديد مي‌كنند و رعد و برق مي‌كنند، اين رعد و برقي است كه باراني ندارد. ما بدون رعد و برق بر سر آنها نازل خواهيم شد.
فرمود: اينها شعار مي‌دهند اما ما بدون اينكه شعار دهيم عمل مي‌كنيم. اينان گذشته مرا ديده‌اند؛ صلابت مرا دانسته‌اند؛ چگونگي مرا ديده‌اند؛ منم " ابوالحسن " كه قدرت مشركان را در همه جنگ‌ها در هم شكستم؛ منم كسي كه جماعت آنها را پراكنده مي‌ساختم؛ من با همان قلب محكم امروز نيز با دشمنان روبرو خواهم شد و در كار خود يقين دارم و هرگز ترديدي ندارم.
فرمود: اي مردم! به راستي كه مرگ چيزي است كه كسي نمي‌تواند از آن فرار كند و همه خواهند مرد. كسي فكر نكند كه اگر به جبهه نرود و موقع درگيري وارد عمليات نشود زنده مي‌ماند.
فرمود: همه خواهيم مرد منتها به دو شكل؛ مردم دو دسته‌اند؛ يك عده در راه حق كشته مي‌شوند و بقيه هم مي‌ميرند؛ بهترين مرگ‌ها كشته شدن در راه خداست.

* اطرافيان زبير اجازه گرفتن تصميم درست را از او گرفتند

بالاخره فتنه گران جنگ با اميرالمومنين را راه انداختند. در تاريخ نقل شده است كه تعداد نيروهاي اميرالمومنين 20 هزار و تعداد نفرات نيروهاي جمل 30 هزار نفر بودند. در اين جنگ 80 نفر از بدريون و 1500 نفر از اصحاب رسول‌الله در صف علي بن ابيطالب(ع) قرار داشتند. موقع جنگ حضرت خطاب به ياران خود فرمود كه دشنام ندهيد و اگر اينها شكست خوردند زنانشان را آزار ندهيد گر چه زنان به شما دشنام بگويند و به هچ شخصي هم توهين نكنيد.
در تاريخ طبري نقل شده بعد از اينكه حضرت امير(ع) همه صحبت‌ها را كرد ولي افرادي كه در جبهه مقابل بودند قانع نشدند.
البته در اين ميان لازم به ذكر است كه زبير و طلحه هيچ كدام به دست نيروهاي اميرالمؤمنين كشته نشدند. حضرت امير(ع) قبل از جنگ به زبير گفتند بيا مي‌خواهم با شما صحبت كنم؛ زبير جلو آمد و حضرت امير(ع) گفت: زبير ما با هم در يك صف و در كنار پيامبر بوديم؛ آيا يادت مي‌آيد كه روزي پيامبر از تو پرسيد كه نظرت راجع به علي چيست؟ و تو گفتي علي را دوست دارم و بعد جضرت فرمودند ولي با علي مي‌جنگي.
اينها را گفت كه يك مرتبه زبير يادش آمد؛ بعد از اين قضيه زبير برگشت. با وقوع اين صحنه پسر زبير خطاب به وي گفت: چه شد ترسيدي؟ گفت: نه، علي جمله‌اي را از پيامبر نقل كرد كه من فراموش كرده بودم و حديثي را از پيامبر به يادم آورد كه ترسيدم؛ زبير برگشت رفت كه اسلحه بگذارد و جبهه را ترك كرد؛ يك لحظه به خودش آمد و گفت اين جنگ درست نيست، ما اشتباه كرديم، حق با علي است. آمد برود كه پسرش و برخي از اصحاب گفتند فلاني را ببين! رفت و چشمش به شمشير علي افتاد و ترسيد. بعد زبير شمشير كشيد و به سمت نيروهاي اميرالمومنين حمله كرد.

* حضرت امير تلاش كرد به هر ترتيب زبير را بازگرداند

حضرت امير متوجه ماجرا شدند. فهميدند كه زبير پشيمان شده اما در رودربايستي گير كرده، چون خودش اين نيروها را به منطقه آورده است حالا اگر يك مرتبه بگويد كه نمي‌جنگم نمي‌شود و در واقع گير افتاده است.
حضرت امير فوري پيغام دادند و گفتند كه به رزمنده‌ها بگوييد زبير به هر سمتي از نيروهاي ما آمد مقابل او نايستيد بلكه وانمود كنيد كه او خيلي قوي است و حساب ما را رسيد و ما ترسيدم و عقب رفتيم.
حضرت امير فرمود: اگر به جناح چپ سپاه حمله مي‌كند، راه دهيد؛ بياييد عقب و بگذاريد او جلو بيايد. بگذاريد رجز بخواند و برگردد و اگر به سمت راست آمد جلوي راهش را خالي كنيد و با او نجگيند.
زبير چند دور زد تا شجاعت خود را نشان دهد و معلوم شود نترسيده است. بعد برگشت و گفت: ديديد من نترسيدم و بحث مرگ نيست؟ گفتند: بله، شما خيلي شجاع هستي؛ گفت: ولي من نمي‌جنگم چون جنگ با علي درست نيست.
آنجا زبير جبهه را ترك كرد. در پشت جبهه يكي از نيروهايش به او گفت: شما كجا مي‌رويد؟ گفت: من پشيمان شدم چون جنگ با علي درست نبود. گفت: بچه‌هاي مردم را آوردي خط مقدم و حالا كه جنگ در حال آغاز است، سر بزنگاه يك مرتبه شما تشريف مي‌بريد؟ اين گونه نمي‌شود. بعد از پشت زبير را زد و او را كشت.
در روايات آمده خبر كه به حضرت امير(ع) رسيد، حضرت براي زبير اشك ريخت چون آنها هم‌رزم يكديگر بودند و سال‌هاي سال در جبهه در كنار يكديگر جنگيده بودند.
طلحه هم به دست نيروهاي علي كشته نشد بلكه توسط برخي از نيروهاي خودشان كشته شد. نقل شده كه مروان از پشت تيري به طلحه زد و او را كشت. بنابراين هيچ كدام از اينها را نيروهاي اميرالمؤمنين(ع) نكشتند.

* ماجراي شهادت جواني كه جنگ با فتنه‌گران را ناگزير كرد

بعد حضرت امير(ع) يك قرآن برداشت و آمد طرف نيروهاي خود و فرمود: يك شهيد مي‌خواهم؛ چه كسي حاضر است اين قرآن را در دستش بگيرد و به سمت سپاه دشمن برود و آنها را براي آخرين بار به قرآن دعوت كند كه بين مسلمين جنگ راه نيفتد و البته بداند كه قطعاً كشته خواهد شد. جواني بلند شد و گفت من حاضرم بروم. حضرت امير فرمود: مي‌خواهم زماني كه قرآن را در دست گرفتي اگر دست تو را قطع كردند برنگردي و با دست ديگرت قرآن را برداري و به آنها عرضه كني، گفت: باشد. بعد حضرت فرمود: مي‌خواهم زماني كه دست ديگرت را هم قطع كردند باز هم بر نگردي.
آنجا آمده است كه اين جوان رفت و دو دستش را قطع كردند و بعد قرآن را به دندان گرفت و با دو دست بريده رو به سپاه جمل كرد كه به حق اين قرآن بين مسلمانان درگيري و جنگ راه نيندازيد و براي براندازي حكومت مشروع، مردم را تحريك نكنيد كه آنجا زدند و آن جوان را شهيد كردند.
به اين شكل بود كه حضرت امير فرمود: الآن ديگر نبرد واجب شد و از اين پس ما براي جنگيدن با اينها حجت شرعي داريم. فرمود كه به نام خدا شمشيرها را بكشيد و به نام خدا عمليات را شروع كنيد.
در اين جنگ چند هزار نفر از مسلمانان و حتي اصحاب پيامبر(ص) دو طرف كشته شدند و در آخر هم اين جنگ به نفع علي(ع) و جبهه حق به پايان رسيد.
پس از جنگ حضرت امير(ع) فرمود: جناب عايشه را با احترام برگردانيد. در روايات آمده كه جناب عايشه آنجا اظهار پشيماني كرد و حضرت ايشان را با 40 مأمور محافظ فرستادند. فقط آنجا عاشيه گلايه كرد و گفت: چطور همسر پيامبر(ص) را با 40 مرد نا محرم مي‌فرستيد؟ حضرت امير(ع) فرمود: شما با چند هزار مرد نا محرم به جبهه آمدي، آنها حساب نبودند؟ با اين 40 تا مشكل داريد؟ اينها خانم هستند و فقط لباس مردانه پوشيده‌اند و بعد ديدند هر 40 نفر جزء شيعيان و سربازان حضرت امير(ع) بودند.
اين خانم‌ها شبيه مردان لباس رزم پوشيده بودند كه از دور تصور مي‌شد اين‌ها مرد هستند. معلوم شد اين 40 نفر، 40 شريك جنگي و عملياتي حضرت امير(ع) هستند؛‌ اينها نيروهاي گارد ويژه اميرالمؤمنين بودند، حضرت به آنها فرمود: مراقب جناب عاشيه باشيد و ايشان را با احترام كامل به مدينه برگردانيد.
در صدر اسلام، بزرگان اسلام گرفتار شدند؛ كساني كه بايد بارها شهيد مي‌شدند،‌ از نزديك‌ترين خويشان پيامبر (ص) بودند، از نزديك‌ترين اصحاب و دوستان پيامبر(ص) و اميرالمومنين(ع) بودند كه گرفتار شدند.

* حق را نبايد با اشخاص سنجيد

اين مباحث را عرض كردم كه بدانيد فتنه و شبهه چيست؟
حضرت امير(ع) فرمود: حق را با آدم‌ها نسنجيد بلكه آدم‌ها را با حق مقايسه كنيد. ملاك حق و باطل را بشناسيد تا بفهميد چه كسي حق است و چه كسي باطل وگرنه اگر ملاك شما اشخاص باشند بايد بدانيد كه اشخاص لغزش دارند.
قرآن، سنت، عقل، ضوابط و اصول را بشناسيد و از روي اصول بفهميد كه چه كساني تابع اصول هستند و چه كساني تابع آن نيستند نه اينكه از روي افراد متوجه شويد اصول چيست.
اگر فردي بخواهد از روي اشخاص و سوابق خود حق و باطل را تشخيص دهد بايد بداند كه دچار اشتباه خواهد شد؛ بايد اصول را بشناسيد.
تقوا، معنويت و خلوص داشته باشيد و به دنبال برتري نباشيد و اينكه ملاك‌ها دست‌تان باشد؛ اگر معرفت و خلوص داشته باشيد و به امام حق نگاه كنيد حضرت مي‌فرمايد كه اشتباه نمي‌كنيد.
آن زمان اشتباه شد، الآن هم مي‌شود، بعد از اين هم خواهد شد.
حضرت امير(ع) فرمود: در فتنه هر كجا دچار شبهه شديد و نتوانستيد حق و باطل را تشخيص دهيد بر اساس تعصب، احساسات و دنيا خواهي موضع نگيريد و عمل نكنيد و از رهبري صالح تبعيت كنيد.
خود حضرت امير(ع) تا جايي كه مي‌توانستند مدارا مي‌كردند. حضرت امير(ع) خيلي مدارا كردند و فقط در جايي كه ديگر واقعاً امكان مدارا نبود و اگر بيشتر از آن مدارا مي‌شد به سقوط حكومت منجر مي‌شد و ديگر همه چيز از دست مي‌رفت وارد جنگ مي‌شدند و مدارا را كنار مي‌گذاشتند.
حضرت امير(ع) طرفدار اصالت جنگ و اصالت درگيري نبودند؛ بنا و اساس بر حداكثر مدارا، حداكثر استدلال و حداكثر رحمت بود و اگر به اين شكل كار پيش نمي‌رفت، وارد جنگ مي‌شدند.
حضرت امير(ع) خطبه‌اي دارند كه در آن 50 - 40 مورد را مي‌شمارند و مي‌گويند كه همه اينها خلاف و باطل است اما من نمي‌توانم آنها را درست و اصلاح كنم چون جامعه ظرفيت آن را ندارد و پس مي‌زند و خود جامعه و افكار عمومي به گونه‌اي تربيت شده كه مقابل اصلاح اينها مقاومت مي‌كنند بنابراين مجبورم با اينها مدارا كنم تا ببينم بعد چه مي‌شود.
به خاطر وحدت مسلمين خود حضرت امير(ع) فرمود كه استخوان در گلو و خار در چشم، من به خاطر وحدت مسلمين تحمل كردم.
بعد از جنگ جمل حضرت امير(ع) فرمود: نبايد به جناب عاشيه كوچكترين اهانتي شود چون ام‌المؤمنين و همسر پيامبر(ص) است و به خاطر پيامبر بايد احترام ايشان محفوظ باشد.
روزي فردي از جناب عايشه پرسيد: پيامبر(ص) چه كسي را بيش از همه دوست مي‌داشت؟ جناب عايشه گفت: حضرت فاطمه، بعد پرسيد: بين مردان چطور؟ عايشه گفت: همسر فاطمه (س)، علي را.
يعني با اين حال نبايد اهانت كنيم و بين مسلمين درگيري و اختلاف ايجاد كنيم.
همه اين مطالب را گفتم تا متوجه شويد چطور مي‌شود كه پاي خوش سابقه‌ترين افراد هم در مقاطعي بلغزد.
والسلام عليكم و رحمته الله و بركاته.
انتهاي پيام/ي



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:38 | نویسنده : مرتضی |
 پنجه عقاب در دانشگاه علم‌و‌صنعت- 2 و پاياني
قاسمي:دانشجويان پيرو خط امام(ره) آمريكا را به تعظيم در برابر ايران مجبور كردند

خبرگزاري فارس: سردار سعيد قاسمي گفت: در ماجراي فتح لانه جاسوسي براي اولين بار توانستيم آمريكا را مجبور كنيم كه به ما تعظيم كند و در پاي ميز محاكمه به جمهوري اسلامي ايران تعهد بدهد.

 
گروه مشاوران جوان رياست جمهوري:
13 آبان‌ يادآور تبعيت محض دانشجويان ايران از ولايت است

خبرگزاري فارس: در بيانيه گروه مشاوران جوان رياست جمهوري تاكيد شده است: سيزدهم آبان‌ماه هر سال يادآور سرسپردگي و تبعيت محض دانشجويان ايران اسلامي از آرمان‌هاي ولايت است.

 
اختصاصي فارس/
درخواست دولت از مجلس براي بازنگري ماده 13 لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها

خبرگزاري فارس: در نامه رئيس‌جمهور به رئيس ‌مجلس كه امروز توسط احمدي‌نژاد تقديم لاريجاني شد، درخواست دولت براي بررسي دوباره ماده 13 لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها مطرح شد.

 
حجت‌الاسلام ‌سقاي بي‌ريا‌ ‌در گفتگو با ‌فارس:
‌مردم اجازه سوء استفاده گروه‌ها از روز 13 آبان را نمي‌دهند

خبرگزاري فارس: مشاور رئيس جمهور در امور روحانيت با بيان اينكه امسال روز ملي مبارزه با استكبار معناي جديدي پيدا مي‌كند ابراز داشت: مردم ما هوشمند هستند و اجازه نمي‌دهند كساني از اين روز براي منافع خود استفاده كنند.

 
ميزگرد نمايندگان تشكل‌هاي دانشجويي در دانشگاه تهران -2
شاه‌آبادي:شعار "مرگ بر روسيه " ادامه راه بازرگان است، نه خط‌ امام(ره)

خبرگزاري فارس: عضو بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران گفت: شعار "مرگ بر روسيه " كه حاميان موسوي سر مي‌دهند، ادامه راه بازرگان است، نه خط‌ امام(ره).

 
باهنر در گفت‌وگو با فارس:
تقاضاي استرداد لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها يكشنبه آينده بررسي مي‌شود

خبرگزاري فارس: نايب‌رئيس دوم مجلس با اشاره به ارائه تقاضاي استرداد لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها توسط رئيس جمهور به مجلس، گفت: اين تقاضا حداكثر روز يكشنبه هفته آينده در صحن علني مجلس بررسي مي‌شود.

 
وزير مسكن و شهرسازي خبر داد:
اختصاص 5 هزار ميليارد تومان اعتبار از سوي دولت به بخش مسكن

خبرگزاري فارس: وزير مسكن و شهرسازي با بيان اينكه موضوع مسكن يك مسئله بخشي نيست از اختصاص 5 هزار ميليارد تومان اعتبار از سوي دولت به بخش مسكن خبر داد.

 
مناظره "رسانه و جنگ نرم " -1
موسوي:تهاجم فرهنگي يكي از ابعاد جنگ نرم بود

خبرگزاري فارس: سيدنظام الدين موسوي مدير مسئول روزنامه جوان گفت: آمريكاييها مرحله به مرحله ابعاد جنگ نرم را تغيير دادند كه تهاجم فرهنگي يكي از اين ابعاد بود.

 
دلخوش در گفت‌وگو با فارس خبر داد:
جلسه امشب هيئت رئيسه مجلس براي بررسي نامه رئيس جمهور

خبرگزاري فارس: عضو كميسيون اقتصادي مجلس گفت: رئيس جمهور امروز صبح پس از سخنراني در صحن علني مجلس تقاضاي استراداد هدفمند كردن يارانه‌ها را ارائه كرد و در اين خصوص هيئت رئيسه مجلس امشب جلسه خواهد داشت.

 
ميزگرد نمايندگان تشكل‌هاي دانشجويي در دانشگاه تهران -1
محمدي: آمريكا سال‌هاي سال عليه ملت ايران توطئه كرد

خبرگزاري فارس: عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران گفت: آمريكا سال‌هاي سال عليه ملت ايران توطئه كرد و ما قويا از تسخير لانه جاسوسي آمريكا دفاع مي‌كنيم.



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:36 | نویسنده : مرتضی |
مشروح بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در آستانه 13 آبان
 
آمريكايي ها نخواهند توانست ملت ايران را به عقب نشيني وادار كنند

خبرگزاري فارس: حضرت آيت الله خامنه اي تاكيد كردند: آمريكائى‌ها بدانند با هيچ وسيله‌اى نخواهند توانست ملت ايران را به عقب‌نشينى وادار كنند و به اين غائله‌هائى هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري، متن بيانات‌ حضرت آيت الله خامنه اي در ديدار دانش‌آموزان در آستانه سيزدهم آبان‌ به شرح ذيل است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى شما جوانان عزيز، دانشجويان، دانش‌آموزان و خانواده‌هاى معظم شهيدان.
روز 13 آبان را ملت ما و مسئولين ما نامگذارى كردند: روز مبارزه‌ى با استكبار جهانى. مبارزه يك امر مهم و پيچيده است. با هر پديده‌اى يك جور ميشود مبارزه كرد. با دشمنى كه در مرزها به كشور حمله ميكند، يك جور بايد مبارزه كرد؛ با دشمنى كه شيوه‌هاى امنيتى را به كار ميبرد، يك جور بايد مبارزه كرد؛ با دشمنى كه اساس يك ملت را، يك جامعه و يك كشور را تهديد ميكند و از بنِ دندان با يك ملت دشمنى ميورزد و انواع روشها را به كار ميبرد هم يك جور بايد مبارزه كرد. يك مبارزه‌ى صحيح، منطقى و معقول و در عين حال قاطع، احتياج دارد به چند چيز:
يكى انگيزه‌ى برخاسته از ايمان است. با دستور نميشود ملتى را، جوانانى را وادار كرد به ايستادگىِ در يك ميدان دشوار. بايد انگيزه از دل بجوشد؛ آن هم انگيزه‌ى ناشى از ايمان. اين در جوانهاى ما امروز به حد كافى وجود دارد؛ من با اطلاع عرض ميكنم، با آشنائى با نسل جوانمان و قشر جوانمان عرض ميكنم: امروز جوانهاى ما از آن روزى كه در سال 57، رژيم پهلوى - رژيم دست‌نشانده‌ى آمريكا - به جوانان ما تو همين خيابانها حمله كرد و خون آنها را ريخت، انگيزه‌ى‌شان بيشتر است و كمتر نيست.
از آن روزى هم كه يك عده جوان رفتند سفارت آمريكا را كه مركز و پايگاه توطئه‌ى عليه انقلاب شده بود تسخير كردند، امروز جوانان ما انگيزه‌شان كمتر نيست؛ اگر بيشتر نباشد. علت هم واضح است؛ چون سى سال تجربه، متراكم در تاريخ اين ملت ثبت شده است. ذهن بيدار جوان، چشم باز جوان، ولو آن روزها را نديده است؛ اما اين تجربه‌ها را تحويل ميگيرد. نسل به نسل تجربه‌هاى يك ملت غنى‌تر، عميق‌تر و مفيدتر ميشود. پس جوانان امروز ما از لحاظ انگيزه هيچى كسر ندارند. صرف‌نظر از يك عده انقلابى فرسوده‌ى پشيمان كه به دلائل گوناگون، زندگى راحت را، سازش را ترجيح دادند، يا به ساز دشمن رقصيدن را عيب ندانستند، جوانِ كشور، توده‌ى ملت كه اكثريت هم جوان هستند، اين انگيزه‌ى عميق را دارند. من به شما عرض كنم: اگر امروز حادثه‌اى مثل جنگ تحميلى كه در سال 59 پيش آمد، در كشور ما بُروز كند، هجوم جوانان به جبهه و داوطلبى آنها براى مواجهه‌ى با دشمنِ آشكار و رو به رو، از سال 59 و 60 بمراتب بيشتر خواهد بود.
يك عنصر ديگرى كه لازم است، بصيرت است. اينى كه ملاحظه ميكنيد بنده مكرر در ديدار جوانها، دانشجويان، قشرهاى مختلف مردم، بر روى بصيرت تكيه ميكنم، براى اين است كه در وضع بسيار مهم امروزِ دنيا و موقعيت استثنائى كشور عزيز ما - امروز در دنيا كه موقعيت ممتازى است - هرگونه حركت عمومى به يك بصيرت عمومى احتياج دارد. البته من اين را هم به شما بگويم: امروز بصيرت جوانهاى ما هم از جوانان آن روزگارِ اول انقلاب و در اثناى انقلاب، يقيناً بيشتر است. خيلى چيزها را شما امروز ميدانيد، براى شما جزو واضحات است، كه آن روزها بايد براى جوانها، آنها را شرح ميداديم، بيان ميكرديم؛ اما امروز جوانهاى ما اينها را ميدانند؛ بصيرت بالاست. در عين حال من تأكيد ميكنم بر روى بصيرت.
حالا اولين مسئله‌ى بصيرت اين است كه اين استكبار چيست كه بايد با آن مبارزه كرد. استكبار يعنى قدرتى در دنيا يا قدرتهائى در دنيا؛ چون نگاه ميكنند به خودشان، مى‌بينند داراى امكانات پولى و تسليحاتى و تبليغاتى هستند؛ بنابراين بايد به خودشان حق بدهند كه در امور زندگى كشورها و ملتهاى ديگر، دخالتهاى مالكانه بكنند؛ اين معناى استكبار است. روح سطله‌گرى؛ اين در كشور ما قبل از انقلاب به صورت واضحى بود. يعنى آمريكا مستكبرانه بر اين كشور پهناور، بر اين ملت بزرگ با اين تاريخ غنى پنجه انداخته بود و در امور مهم و اساسى كشور ما دخالت ميكرد. علت هم اين بود كه زمامداران كشور فاسد بودند، در ملت جايگاهى نداشتند، دنبال تكيه‌گاه ميگشتند، به آمريكا تكيه ميكردند. آمريكا هم كه مفت به كسى چيزى نميدهد؛ حمايت از آنها را در گرو دخالت كامل در امور كشور قرار داده بود. شايد براى شما تعجب‌آور باشد، اما بدانيد شاه - محمدرضا - براى اينكه يك نخست‌وزيرى را از كار بركنار كند و يك نخست‌وزير ديگر را جاى او بياورد، مجبور شد برود آمريكا، دو هفته، سه هفته در آمريكا بماند، تا موافقت آنها را جلب كند كه اين زيد را از كار بركنار كند، اين عمرو را به جاى او بگذارد! كار كشور ما به اينجا رسيده بود. در سالهاى آخرِ حكومت پهلوى از اين هم زشت‌تر بود. بحث رفتن به آمريكا ديگر نبود؛ همين‌جا سفير آمريكا و سفير انگليس به كاخ شاه ميرفتند، به او ميگفتند شما در قضيه‌ى نفت اينجورى عمل كنيد، در قضيه‌ى ارتباطات جهانى اينجورى عمل كنيد، با ملت اينجورى عمل كنيد، با مبارزين اينجورى عمل كنيد؛ دستور ميدادند. شاه هم قبول ميكرد. خوب، وقتى كه رئيس يك مملكت اينقدر ضعيف، اينقدر زبون، اينقدر در مقابل بيگانگان تسليم باشد، ديگران وضعشان معلوم است. اين وضع كشور ما بود. استكبار معنايش اين است.
آمريكا يك مستكبر به تمام معناست. مسئله‌ى ما هم فقط نيست، مسئله‌ى دنياست؛ مسئله‌ى دنياى اسلام است. آمريكائى‌ها نسبت به همه جاى دنيا اين روح استكبارى را دارند. در جنگ بين‌الملل دوم، بعد از آنى كه ژاپن را شكست دادند، پايگاه در آنجا درست كردند، كه هنوز پايگاه آمريكائى‌ها در ژاپن هست. ژاپنى‌ها با اين همه پيشرفتهاى علمى، هنوز نتوانستند پايگاه آمريكا را در ژاپن جمع كنند! آنجا پايگاه نظامى دارد؛ به مردم ظلم ميكنند، اذيت هم ميكنند، تو روزنامه‌ها هم آمد، خبرگزارى‌ها هم گفتند؛ تجاوز به نواميس و كارهاى‌خلاف ديگر؛ اما هنوز در آنجا هست. در كره‌ى جنوبى هم پايگاه‌هاى آمريكا هنوز هست. در عراق، نقشه‌ى آمريكا اين است كه پايگاه بسازد و پنجاه سال، صد سال در عراق مستقر بشود؛ و در افغانستان؛ چون افغانستان نقطه‌اى است كه اگر آنجا پايگاه داشته باشند، ميتوانند بر كشورهاى آسياى جنوب غربى، بر روسيه، بر چين، بر هند، بر پاكستان و بر ايران تسلط داشته باشند. دارند اين همه آنجا تلاش ميكنند، براى اينكه آنجا پايگاه دائم درست كنند و بمانند. اين معناى استكبار است.
ملت ايران با ساقط كردن رژيم دست‌نشانده‌ى آمريكا، آمريكا را از اين كشور بيرون كرد. خوب، آمريكائى‌ها ميتوانستند بعد از انقلاب بلافاصله به خود بيايند، ببينند كه اين ملت، اينچنين نيرومند است. رژيمى را كه شرق و غرب از او حمايت ميكنند، ميتواند از جا بكَند؛ ميتواند بساط پادشاهى را با سابقه‌ى 2500 ساله درهم بنوردد و جمع كند بيندازد دور. آنها ميتوانستند از ملت ايران عذرخواهى كنند؛ ميتوانستند ضربه‌هائى را كه به ملت ما زدند، آن مقدارى‌اش كه قابل جبران است، جبران كنند. اگر اين كار را ميكردند، مسئله‌ى آنها با ايران حل ميشد. اگر چه جمهورى اسلامى همچنان به خاطر ظلمهائى كه در دنياى اسلام ميكنند، معترض باقى ميماند، اما اين نقار شديدى كه بين آنها و جمهورى اسلامى و ملت ايران بود، به اين شكل باقى نميماند. اما آنها اين كار را نكردند. آنها نه عذرخواهى كردند، نه از سقوط رژيم سلطنتى عبرت گرفتند؛ بلكه از همان ماه‌هاى اول، شمشير را از رو بستند و سفارت شد مركز توطئه؛ لانه‌ى جاسوسى، مركز ارتباطات مشكوك براى تحريك اين و آن، براى اينكه شايد بتوانند جمهورى اسلامى را به زمين بزنند؛ شايد بتوانند جمهورى اسلامى را شكست بدهند. اين اشتباه بزرگ را آمريكائى‌ها كردند. بعد هم هر چه توانستند و هر چه از دستشان برمى‌آمد، با جمهورى اسلامى و با ملت عزيز و كشور ما كردند، كه يك نمونه‌اش حمله كردن به طبس است؛ يك نمونه‌اش قضيه‌ى سرنگون كردن هواپيماى مسافرى ماست كه نزديك سيصد نفر را در خليج فارس كشتند - هواپيماى مسافرى را زدند و انداختند توى آب - يك نمونه‌اش حمله به سكوهاى نفتى ماست - كه در خليج فارس به سكوى نفتى ما زمانِ ريگان حمله كردند - يك نمونه‌اش كمكهاى همه‌جانبه به صدام بعثى خبيث است، براى اينكه شايد بتوانند او را در جنگ بر ما پيروز كنند و جمهورى اسلامى را ضربه بزنند. از اين قبيل اگر بخواهيم براى جنايات آمريكا فهرست درست كنيم، يك كتاب ميشود. يكى از وزراى دفاع آمريكا در برهه‌اى، حرف دل آمريكائى‌ها را زد؛ گفت: ما بايد ريشه‌ى ملت ايران را بكَنيم. ملاحظه ميكنيد؛ ريشه‌ى ملت ايران، نه دولت ايران، نه جمهورى اسلامى. درست ميفهميد؛ ميفهميد كه جمهورى اسلامى يعنى ملت؛ مسئولين جمهورى اسلامى يعنى همه‌ى ملت ايران؛ لذا ميگفت بايد ريشه‌ى ملت ايران را بزنيم. اين روش آمريكائى‌ها بود. هر كار هم از دستشان برمى‌آمد، كردند.
امام بزرگوار ما، آن مرد استثنائى تاريخ كه حقاً استثنائى بود، در مقابل همه‌ى اينها گفت: هرچه توطئه كنيد، به ضرر خودتان هست و جمهورى اسلامى عقب‌نشينى نخواهد كرد؛ آمريكا هم هيچ غلطى نميتواند بكند. اين استكبار است. جمهورى اسلامى هيچ رودربايستى با هيچ دولتى ندارد؛ ليكن دولتى كه دستش از منابع عظيم مالى و انسانى كشور قطع شده بود و هرچه توانست توطئه كرد، دولت آمريكا بود. سى سال دولت آمريكا عليه نظام جمهورى اسلامى و عليه ملت ايران توطئه كرده، ضربه زده، تدابير گوناگون انديشيده؛ هر كار توانسته كرده. اگر شما فكر كنيد يك كارى بود كه آمريكائى‌ها ميتوانستند بكنند و نكردند، بدانيد كه چنين چيزى نيست؛ هر كار ممكن بوده، كرده‌اند. خوب، شما مى‌بينيد كه نتيجه‌ى اين روياروئى، بالندگىِ هرچه بيشتر ملت ايران، پيشرفت هرچه بيشتر جمهورى اسلامى، قوت روزافزون اين كشور و اين نظام بوده. آنى كه ضرر كرده است، آنهايند. گاهى هم حرفهاى به‌ظاهر آشتى‌جويانه‌اى در اين مدت زدند؛ اما هر وقت كه لبخندى به روى مسئولين جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت كرديم، ديديم خنجرى در پشت سرشان مخفى كرده‌اند؛ از تهديد دست برنداشته‌اند؛ نيتشان عوض نشده است. خنده‌ى تاكتيكى، لبخند و روى خوش تاكتيكى، فقط بچه‌ها و كودكان را فريب ميدهد. يك ملت بزرگ با اين تجربه، و مسئولين برگزيده‌ى يك چنين ملتى، اگر فريب بخورند، خيلى بايد ساده‌لوح باشند؛ يا بايد ساده‌لوح باشند، يا بايد غرق در هوى‌ و هوس باشند؛ دنبال زندگى راحت و خوش و همراه با عافيت باشند؛ بخواهند با دشمن بسازند. والّا اگر مسئولين كشور باهوش باشند، دقيق باشند، مجرب باشند، پخته باشند، دل در گرو منافع ملت با همه‌ى وجود داشته باشند، گول لبخند را نميخورند. همين رئيس جمهور جديد آمريكا، حرفهاى قشنگى زد؛ به ما هم مكرراً پيغام داد؛ شفاهى، كتبى، كه بيائيد صفحه را عوض كنيم، بيائيد وضع تازه‌اى درست كنيم، بيائيد در حل مشكلات عالم با همديگر همكارى كنيم؛ تا اين حد! ما هم گفتيم پيش‌داورى نكنيم؛ ما به عمل نگاه ميكنيم. گفتند، ميخواهيم تغيير ايجاد كنيم. گفتيم خوب، ببينيم تغيير را. از روز اول فروردين كه من در مشهد سخنرانى كردم - گفتم اگر دستكش مخملى روى پنجه‌ى چدنى كشيده باشيد و دستتان را دراز كنيد، ما دستمان را دراز نميكنيم؛ اين هشدار را من آنجا دادم - الان هشت ماه ميگذرد. در طول اين هشت ماه، آنچه ما ديديم، برخلاف آن چيزى بود كه اينها به زبان، به‌ظاهر ابراز ميكنند. صورت قضيه اين است كه بيائيد مذاكره كنيم؛ اما در كنار مذاكره، تهديد؛ كه اگر مذاكره به اين نتيجه‌ى مطلوب نرسد، پس چنين و چنان! اين شد مذاكره؟! اين همان رابطه‌ى گرگ و ميش است كه امام گفت: رابطه‌ى گرگ و ميش را ما نميخواهيم. بيائيد بنشينيد با ما سر ميز، مذاكره كنيد بر سر فلان موضوع؛ مثلاً بر سر موضوع هسته‌اى، ليكن شرطش اين است كه اين مذاكره، به فلان نتيجه‌ى معين برسد! مثلاً دست برداشتنِ كشور از فعاليت هسته‌اى، اگر به اين نتيجه نرسد، پس چنين و چنان؛ تهديد.
من تعجب ميكنم. چرا از وضع گذشته عبرت نميگيرند؟ چرا حاضر نيستند ملت ما را بشناسند؟ مگر نميدانند كه اين ملت، ملتى است كه در روزى كه دو ابرقدرت در اين دنيا بودند كه تقريباً در همه‌ى موضوعات با هم مخالف بودند، جز در دشمنى با جمهورى اسلامى - فقط در دشمنى با جمهورى اسلامى اين دو ابرقدرت: ابرقدرت آمريكا و شوروى سابق، با هم متحد بودند - ايستاد و هر دو ابرقدرت را به زانو درآورد. چرا شما عبرت نميگيريد؟ امروز شما قدرت آن روز را هم نداريد. جمهورى اسلامى امروز چندين برابر قدرتمندتر از آن روز است، باز با اين زبانها حرف ميزنيد؟ استكبار يعنى اين. از موضع تكبر حرف زدن با يك ملت، كار را با تهديد پيش بردن؛ اگر چنين نكنيد، چنان خواهد شد. ملت ما هم ميگويد كه ما مى‌ايستيم.
آنچه كه جمهورى اسلامى ميخواهد، بيش از حق معقول خودش نيست. جمهورى اسلامى دنبال استقلال خودش است، دنبال آزادى خودش است، دنبال منافع ملى خودش است، دنبال پيشرفت علم و فناورى در كشور است؛ اينها حقوق اين ملت است. به اين حقوق هر كسى تعرض بكند، ملت ايران با همه‌ى وجود در مقابل او قرار خواهد گرفت و او را به زانو درخواهد آورد.
آن روزى كه آمريكا دست از استكبار بردارد، آن روزى كه از دخالتهاى بيجا در امور ملتها دست بردارد، يك دولتى مثل بقيه‌ى دولتهاست، براى ما هم دولتى مثل بقيه‌ى دولتها خواهد بود؛ اما تا روزى كه آمريكائى‌ها هنوز به طمعِ برگشتن به ايران و تجديد روزگارِ گذشته و عوض كردن تاريخ و به عقب بردن زمان باشند و بخواهند بر كشور ما مسلط بشوند، با هيچ وسيله‌اى نخواهند توانست ملت ما را به عقب‌نشينى وادار كنند؛ اين را بدانند. و به اين غائله‌هائى هم كه بعد از انتخابات پيش آمد، دل خوش نكنند؛ جمهورى اسلامى قوى‌تر از اين حرفهاست، عميق‌تر از اين حرفهاست، ريشه‌دارتر از اين حرفهاست. جمهورى اسلامى با حوادث بسيار سخت‌ترى هم مواجه شده، كه بر همه‌ى اينها فائق آمده؛ حالا چهار نفر آدمهائى كه يا ساده‌لوح - حالا هرچه و با هر انگيزه‌اى؛ قضاوت نكنيم - هستند، يا با نيت بد و خباثت‌آلود، يا با نيت نه آنچنان بد، اما همراه با ساده‌لوحى و بد فهميدن قضايا، با جمهورى اسلامى مواجه شده‌اند، اينها نميتوانند براى آمريكا در كشور ما فرش قرمز پهن كنند؛ اين را بدانند: ملت ايران ايستاده است.
من به شما جوانها عرض ميكنم: جوانهاى عزيز! مملكت مال شماست، اين كشور مال شماست، اين تاريخ مال شماست. سهم ما انجام گرفت. آن مقدارى كه نسل ما و مجموعه‌ى امثال ماها بلد بودند - آن مقدارى كه خدا توفيق داد - انجام دادند. امروز كشور تحويل شماست، مال شماست. هم امروز مال شماست، هم فردا مال شماست. اين كشور را بايد محكم نگه داريد؛ با اراده‌ى مستحكم. اين كشور با عزم و اراده‌ى مستحكم شما كه از ايمان دينى برخاسته باشد، ميتواند روزبه‌روز مقتدرتر بشود. بايد كشورتان را به جائى برسانيد كه كسى جرأت نكند تهديد كند. اين در گرو عزم و اراده‌ى شماست.
جوانها بايد به علم بپردازند. بارها من گفته‌ام، باز هم تكرار ميكنم: اقتدار حقيقى يك ملت در گرو علم است. علم است كه بقيه‌ى منابع و مايه‌هاى اقتدار را به كشور ارزانى ميدارد. از علم غفلت نكنيد؛ چه دانش‌آموزتان، چه دانشجوتان؛ در هر رتبه‌اى كه هستيد. مسئله‌ى علم، مسئله‌ى تحقيق، مسئله‌ى مهمى است در كنار انگيزه‌ى دينى. دين خيلى باارزش است. دين فقط براى آباد كردن آخرت نيست، دين دنياى شما را هم آباد ميكند. دين به شما شور و نشاط و طراوت و تازگى ميبخشد. دين به شما اين روحيه را ميدهد كه در مقابل چشمتان همه‌ى اين قدرتهاى مادى كوچك بشوند، حقير بشوند، تهديد آنها اثر نكند، كار آنها اثر نكند. بدانيد پيروزى با شماست، نصرت الهى با شماست. همين ابرقدرتهاى تهديد كننده - حالا دنباله‌هاى داخلى‌شان كه جاى خود دارند - و مراكز قدرت استكبارى و تهديدها، چاره‌اى جز عقب‌نشينى در مقابل يك ملت مقتدر و باايمان ندارند. به خداى متعال اعتماد داشته باشيد، حسن ظن داشته باشيد. اينى كه خدا با تأكيد ميفرمايد: «و لينصرنّ اللَّه من ينصره انّ اللَّه لقوىّ عزيز»؛(1) بى‌شك، بدون ترديد خداى متعال آن كسانى را كه دين او را و اهداف او را يارى كنند، يارى خواهد كرد، اين سخن راستى است، اين وعده‌ى صادقى است. به اين اعتماد كنيد. با اقتدار، با عزم كافى، با تهذيب نفس، با خودسازى - هم خودسازى علمى و هم خودسازى اخلاقى - پيش برويد. ان‌شاءاللَّه روزى را خواهد ديد كه كشورتان به بركت مجاهدتهاى شما در اوج افتخار و در قله‌ى اقتدار باشد.
اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال همه‌ى شماها را به‌سلامت بدارد و تأييد كند و ان‌شاءاللَّه همه آن روزهاى شيرين و روشن را ببينيد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
1) حج: 40



تاريخ : سه شنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۸ | 20:34 | نویسنده : مرتضی |

انقلاب ما، يك انقلاب فرهنگي، ديني، سياسي بود. انقلاب فرهنگي اهداف مختلف و گوناگوني را دنبال مي‌كند. يكي از اهداف آن انعكاس و بازتاب و تبلور ارزش‌هاي اسلامي در محيط‌هاي فرهنگي جامعه ايران است، هدف ديگر انقلاب فرهنگي در آن است كه سطح دانش و تخصص را به گونه‌اي جهت و رشد دهد كه قادر شويم خود را به تدريج از وابستگي‌ها برهانيم. انقلاب شكوهمند اسلامي‌مان به رهبري عالمانه حضرت امام خميني (ره) شكل گرفته و در راستاي اهداف مقدس خود پيشرفت‌هاي چشمگيري داشته است تا جايي كه با رشادت‌ها و شهامت‌هاي امت اسلامي و جان‌فشاني‌هاي شهيدان درصدد صدور انقلاب به سرتاسر جهان هستيم. در اين رهگذر دشمنان قسم خورده هيچ‌گاه آرام نبوده و همواره در تلاش بوده‌اند كه اين نظام با عظمت را ساقط نمايند تا جايي كه جنگ هشت ساله را تحميل نمودند، اما دلاورمردان كشور و نوجوانان و جوانان سلحشور در برابر تجاوز دشمنان ايستادگي نموده و از آرمان‌ها و ارزش‌ها و كشورمان پاسداري كردند.
دشمنان و در رأس آنها استكبار جهاني آمريكاي سلطه‌گر وقتي ديدند با تهديدهاي نظامي نمي‌توانند نتيجه مطلوبي بگيرند، تهاجمات فرهنگي خود را به صورت همه‌جانبه شروع نموده و از تمامي امكانات و فرصت‌ها و تكنولوژي‌ها براي ضربه زدن به انقلاب فروگذار نكرده‌اند، لذا نوك پيكان تهاجم خود را به سوي نوجوانان و جوانان نشانه رفته تا آنها را از باورها و اعتقادات ديني و الهي‌شان جدا نمايند.
مقام معظم رهبري فرموده‌اند: تهاجم فرهنگي تلاش برنامه ريزي شده و سازمان يافته يك گروه و يا يك جامعه براي تحميل باورها، ارزش‌ها و اعتقادات، اخلاقيات و رفتارهاي مورد نظر خويش بر ساير گروه‌ها و جوامع است كه در آن عناصري از فرهنگ يك قوم بدون هيچ اجبار و الزامي به قوم ديگر منتقل مي‌شود.
تهاجم فرهنگي خطرناك‌تر از تهاجم نظامي است. در تهاجم نظامي طمع به خاك است و زمين، اما در هجوم فرهنگي طمع به اخلاق است و دين؛ هجوم نظامي با سر و صدا و سرعت همراه است، تهاجم فرهنگي آهسته و آرام آرام صورت مي‌گيرد، هجوم نظامي ترسناك و نفرت‌آفرين است، اما تهاجم فرهنگي فريبنده و جذاب؛ هجوم نظامي افراد را به دفاع و مقاومت وامي‌دارد، اما تهاجم فرهنگي به استقبال و پذيرش مي‌فرستد؛ هجوم نظامي، كشته‌اش شهيد است، ولي تهاجم فرهنگي مرده‌اش پليد، در هجوم فرهنگي دشمن اعلان جنگ مي‌كند، ولي در تهاجم فرهنگي اعلان دوستي و رفاقت؛ در هجوم نظامي درگيري در مرزهاست، اما در تهاجم فرهنگي درگيري در مغزها؛ در هجوم نظامي سلاح موشك و بمب و خمپاره و ... است، در تهاجم فرهنگي ماهواره و سي‌دي و امواج تصويري و صوتي و فيلم و ... است؛ در هجوم نظامي پادگان‌ها و مقرهاي نظامي و اقتصادي بمباران مي‌شوند، ولي در تهاجم فرهنگي مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها، خانواده‌ها، انديشه‌ها، عقيده‌ها و مطبوعات مورد هجوم واقع مي‌شوند، در تهاجم نظامي يك ملت مقاوم‌تر مي‌شود ولي در تهاجم فرهنگي سست‌تر، در تهاجم نظامي فشنگ و گلوله شليك مي‌شود ولي در تهاجم فرهنگي آهنگ و عكس و فيلم مبتذل پخش و توزيع مي‌شود، در تهاجم نظامي از خود مي‌گذرند تا به خدا برسند، در تهاجم نظامي مي‌توان دشمن را شناخت، ولي در تهاجم فرهنگي نمي‌شود شناخت؛ در تهاجم نظامي غيرت ديني بالاست ولي در تهاجم فرهنگي غيرت ديني كاهش مي‌يابد.
از ويژگي‌هاي تهاجم فرهنگي نامرئي و نامحسوس است، آرام و خزنده پيش مي‌رود ... معمار بزرگ انقلاب حضرت امام خميني (ره) در وصيت‌نامه سياسي الهي خود تذكر داده‌اند كه: «نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزش‌هاي خود منصرف كنند و به سوي شرق يا غرب بكشانند».
در اين راستا مقام معظم رهبري مي‌فرمايد: دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط فساد و فحشا، سعي مي‌كند جوان‌هاي ما را از دست ما بگيرد.
اهداف شوم تهاجم فرهنگي در درجه اول اسلام زدايي است، سپس بي‌اعتقاد كردن نسل جوان به ارزش‌هاي والاي اسلامي، موجه جلوه دادن فساد و فحشا در بين نوجوانان و جوانان، ضربه زدن به دين و ايمان مردم و خانواده‌ها، سست نمودن استحكام خانواده‌ها و ...
نوجوانان وجوانان مي‌توانند از اين هجوم شوم و خطرناك در امان باشند كه اولا خودشان را مجهز به سلاح تقواي الهي كنند و ايمان خود را به وسيله توجه خاص به نماز و ارتباط با پروردگار تقويت نمايند، خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: كسي كه از مقام دادستاني خدا بترسد پيرامون گناه نمي‌رود. (سوره نازعات – آيه 40)، امام علي (ع) مي فرمايد: بندگان خدا! بدانيد كه تقوا حصار بلند و غيرقابل تسلط است و بي‌تقوايي و هرزگي، حصار و بارويي است كه حافظ ساكنان خود نيست.
نوجوان و جواني كه به خود ارزشمندي دست يافته باشد براي رشد و شكوفايي خود تلاش نموده و همواره با ايمان و توكل در مقابل تمامي هجمه‌هاي فرهنگي دشمنان ايستادگي مي‌نمايد. توجه و ملزم بودن به دستورات الهي و توسل به اهل بيت عصمت و طهارت (ع) مي‌تواند قلبي مملو از عشق و محبت به خدا ايجاد نموده و انسان را به سرمنزل مقصود و قرب الهي نائل آورد كه آمده است:
هر كس كه تو را شناخت جان را چه كند
فرزند و عيال و خانمان را چه كند
ديوانه كني هر دو جهانش بخشي
ديوانه تو هر دو جهان را چه كند
منابع: شبيخون فرهنگي
احمد طهماسبي، مجله تربيت



تاريخ : جمعه هشتم آبان ۱۳۸۸ | 21:2 | نویسنده : مرتضی |

 

بچه هاي تفحص علاقه خاصي به شهيد حسيني مبذول ميدارند...

آخر او بعد از چهارده سال مفقودالاثر بودن هنگام تدفين تبسمي زد و خون

 تازه اي از بدنش جاري شد؛

تصوير سيد بر بالاي سنگ مزارش صحت اين مدعاست...

 از بچه هاي تفحص گفتيم خوب است يادي کنيم از:

((شهيد سعيد شاهدي))

اگه خوب دل بدي اين يک جمله سعيد خيلي معنا داره ، من که هر وقت زمزمه

 ميکنم تمام بدنم ميلرزه ...

يادش به خير هميشه مي گفت:

«برادر، شلمچه کجا بودي؟؟؟»

 



تاريخ : جمعه هشتم آبان ۱۳۸۸ | 20:57 | نویسنده : مرتضی |

 

تعداد تخميني بزرگسالان و كودكان زنده آلوده وبيمار مبتلا به ايدز در انتهاي سال2004

 

 تعداد تخميني بزرگسالان و كودكان آلوده شده درطول سال 2004

 

تعداد تخميني بزرگسالان و كودكان فوت شده  

GLOBAL SUMMARY OF THE HIV/AIDS EPIDEMIC
DECEMBER 2004

 


Number of people living with HIV/AIDS in 2004 Total 39.4 million (35.9 - 44.3 million)
Adults 37.2 million (33.8 - 41.7 million)
Women 17.6 million (16.3 - 19.5 million)
Children under 15 years 2.2 million (2.0 - 2.6 million)

People newly infected with HIV in 2004 Total 4.9 million (4.3 - 6.4 million)
Adults 4.3 million (3.7 - 5.7 million)
Children under 15 years 640 000 (570 000 - 750 000)

AIDS deaths in 2004 Total 3.1 million (2.8 - 3.5 million)
Adults 2.6 million (2.3 - 2.9 million)
Children under 15 years 510 000 (460 000 - 600 000)

 

The ranges around the estimates in this table define the boundaries within which the actual numbers lie, based on the best available information.


 

 

 

آمار اين صفحه٬ برگرفته از سايت سازمان ملل ميباشد. (۱ و ۲)

 



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | 23:45 | نویسنده : مرتضی |
كمك هاي مردمي
تبليغات
آموزش غير نظامي
عملكرد تجهيزات نظامي
مراسم فرهنگي عبادي در جبهه
آموزش نظامي
مهندسي رزمي
اعزام نيرو
اوقات فراغت در جبهه
 


تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | 23:43 | نویسنده : مرتضی |
ايدز" بيمار خود را انتخاب نمی کند. عدم آگاهی افراد به خصوص جوانان از راههای انتقال "HIV"، شانس ورود اين ويروس به بدن آنها را بالا برده و شيوع آلودگی به آن را در جامعه افزایش می دهد. هيچ تفاوتی هم ندارد که اين اشخاص به چه قشری تعلق داشته باشند.

ايدز يک "بيماری" است، "جرم" نيست. راه های پيشگيری و سرايت آن را ياد بگيريم و بدانيم که چگونه خود را از آلوده شدن به آن محافظت کنيم و در صورتی که با افراد آلوده به ويروس ایدز ( HIV+) مواجه شديم، با آنان مانند يک "بيمار" و نه مانند يک "مجرم" رفتار کنيم و بدانيم برخورد صحيح با آنان چگونه بايد باشد.

                     

شايعترين راه سرايت HIV در جهان ٬ "تماس جنسی نا امن" است.

         روبان قرمز (Red ribbon)

 .نماد بين المللي  آگاهي و توجه به ايدز است

دختران در سن کمتر و به ميزان بيشتری نسبت به پسران در معرض خطر آلودگی به HIV قرار دارند

آيا دختران نوجوان و جوان در معرض خطر آلوده شدن قرار دارند؟

 

جوانان يکی از گروه هايی بودند که به مراتب در مقابل HIV و ايدز ايمن بودند. اما امروزه بيش از نيمی از افرادی که آلوده می شوند را جوانان زير 25 سال تشکيل می دهند. در اين ميان دختران نسبت به پسران به ميزان بيشتری و در سنين پايين تری در معرض خطر آلودگی به HIV قرار گرفته اند. 2

 

دختران جوان در هنگام داشتن رابطه جنسی دارای قدرت تصميم گيری کمی هستند. به دليل کمتر بودن سن بلوغ جنسی و شروع فعاليت های جنسی در سنين پايين تر با مسايلی مانند رابطه امن تر معمولاً آگاهی کم تری دارند. و يا در استفاده از وسايل محافظتی مانند کاندوم يا شرايط انتخاب کردن را ندارند و يا آگاهی و دانش لازم در اين باره را ندارند. آنان همچنين برای محافظت از خود در برابر مشکلاتی مانند سوءاستفاده جنسی، بهره برداری جنسی و اعتياد بسيار آسيب پذير می باشند.

 

بسياری از دختران جوان به دليل داشتن شريک جنسی مرد بزرگتر از خود و گاه داشتن همسر مسن تر آلوده می شوند. همچنين ناحیه تناسلی يک دختر نوجوان به راحتی دچار زخم می شود و به نسبت يک زن مسن تر برای دريافت آلودگی بسيار مستعد تر می باشد.

دختران جوان بسياری دچار آلودگی شده اند به دليل اينکه در موقعيتی آسيب پذيری قرار داشته اند، برای نمونه کار کردن به عنوان کارمند و يا خدمتکار دختر در بين آشنايان و يا کارفرمايان ثروتمند که آنان را مورد تجاوز قرار داده اند. علاوه بر اين خيلی از دخترهای جوان وقتی به يک رابطه طولانی و يا ازدواج تن می دهند به دليل داشتن نياز و فقدان امنيت لازم به ارتباط با مردهای مسن تر و با اختلاف سنی قابل توجه تن می دهند.

بسياری از دختران جوان نيز ممکن است به علت نياز مالی به رابطه با يک مرد مسن تر تن بدهند که ممکن است از آن ها انتظار عدم استفاده از کاندوم را داشته باشد.

ديگر دلايل آسيب پذير تر بودن دختران جوان

 

•  معمولاً دختران جوان به نسبت پسرها و مردان دستيابی کمتری به مراقبت های پزشکی دارند. همچنين آنان معمولاً بايستی برای پرداخت هزينه های پزشکی و مراقبت های بهداشتی از مردان (همسر، پدر و يا برادر) خواهش کنند و از آنان بخواهند که اين هزينه ها را پرداخت کنند.

•  هنوز دختران جوان بسياری هستند که به ازدواج ناخواسته و زود هنگام تن می دهند که اين موضوع آنان را از دستيابی به آموزش کافی و مورد نياز باز می دارد. در موارد بسياری برای دختران از سوی اقوام تصميم گرفته می شود که چه زمانی خانه والدين را ترک کنند و به ازدواج تن بدهند.

•  مردان بسياری هستند که با داشتن سن بالا به جستجوی دختران باکره و به اصطلاح پاک و دست نخورده می پردازند.

•  بسياری از افراد جوان اچ.آی. وی. و ايدز را موضوع خود نمی دانند، بسياری از افراد بين 15 تا 19 سال گمان می کنند که در معرض خطر آلودگی قرار ندارند. (ضرب المثلی قديمی در اين باره می گويد که همه گمان می کنند که مرگ فقط مال همسايه است.)

بنابراين آسيب پذيری در دختران ترکيبی از مسايل طبيعی٬ زيستی٬ اجتماعی و فرهنگی می باشد.

 

 

 

 



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | 23:36 | نویسنده : مرتضی |
وصيت‌نامه شهید"محمد یوسف دمشق"(جواد عیتا) از فرماندهان جنگ 33 روزه چاپ ارسال به دوست
جنگ 33 روزه
11 شهریور 1388 ساعت 17:12
بالاتر از هر كار خيري، خير و نيكي ديگري است تا آنكه فردي در راه خدا كشته شود، و بالاتر از كشته شدن در راه خدا خير و نيكي نيست.رسول خدا(ص) با این عبارات انواع نیکی ها را به انواع جانفشانی ها و کشته شدن در راه خدا خلاصه کرد.و نشان داد که افراد در مراتب احسان وجانفشانی با یکدیگر متفاوت هستند.
 
وصيت نامه شهيد علی رضا لقیس شهيدي از جنگ سي و سه روزه چاپ ارسال به دوست
جنگ 33 روزه
07 شهریور 1388 ساعت 18:58
بسم الله الرحمن الرحیم
در حالی این وصیت نامه را می نویسم که تمام امید و آرزویم این است که خداوند مرا نیز در خیل شهداء قرار دهد و از او می خواهم که مرا در پیمودن این مسیر توفیق عنایت فرماید و قلبم را به عشق خودش و اهل بیت که جانشان را در راه برافراشته شدن بیرق حق گذاردند، منور سازد. ما باید معنا و مفهوم بذل جان برای دفاع از حق و اسلام را از سیره اهل بیت بیاموزیم و معنا و ارزش شهادت را نیز از سیره امام و آقایمان امام حسین آموخته و با آن زندگی کنیم.
 
وصيت نامه شهيد علی رضا لقیس شهيدي از جنگ سي و سه روزه چاپ ارسال به دوست
جنگ 33 روزه
07 شهریور 1388 ساعت 18:58
بسم الله الرحمن الرحیم
در حالی این وصیت نامه را می نویسم که تمام امید و آرزویم این است که خداوند مرا نیز در خیل شهداء قرار دهد و از او می خواهم که مرا در پیمودن این مسیر توفیق عنایت فرماید و قلبم را به عشق خودش و اهل بیت که جانشان را در راه برافراشته شدن بیرق حق گذاردند، منور سازد. ما باید معنا و مفهوم بذل جان برای دفاع از حق و اسلام را از سیره اهل بیت بیاموزیم و معنا و ارزش شهادت را نیز از سیره امام و آقایمان امام حسین آموخته و با آن زندگی کنیم.



تاريخ : دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ | 23:26 | نویسنده : مرتضی |