
امام خمینی (ره)
دوراندیش باشید
عواقب امور را بسنجید؛ عقبه های خطرناکی که
دارید، به یاد آورید و از فشار قبر، عالم برزخ ،
مشکالت و شدایدی که به دنبال آن است، غفلت
نکنید.
امام خامنه ای رهبر معظم انقلاب
اگر مجاهدت فداکارانه جوانان این مرز و بوم
که به این شهادتها منتهی شده است نمی بود، همه
روزهای این ملت، در زیر چتر سیاه ظلم و تجاوز
و دخالت دشمنان اسالم و ایران، به شبهای تار
بدل می گشت.

کاری کنید که به بهشت خدا بروید*!آیت اهلل مجتهدی تهرانی:اگر ما از ترس جهنم نماز بخوانیم خیلی چنگی به دل نمیزند،
اما اگر گفتند: نماز صبح هم نخوانی به جهنم نمیروی و در
این صورت نماز صبح خواندی ، این خوب است. اگر عبادت
برای بزرگی خدا باشد، انشااهلل این خیلی قیمتی است و این
فرد در روز قیامت هم به بهشت خدا می رود فادخلی فی
عبادی وادخلی جنتی... خداوند می فرماید برای من عبادت
کن، من تو را در بهشت خودم میبرم لذا بعضی ها را ما در
بهشت نمی بینیم، به خدا عرض می کنیم که چرا رفیقمان
در بهشت نیست؟
خطاب می رسد :
فی مقعد صدق عند
ملیک مقتدر... آنها
به حضور رسیده اند.
آن هایی که عبادت
برای خدا می کنند
و نه از ترس جهنم ، آن ها به بهشت خدا می روند. آنجا خیلی
عالی است، دعا کنیم که به آنجا برویم.اگر عبادتمان برای خدا
باشد انشااهلل به آنجا می رویم
نکته مهم
برای قضاوت در مورد
موفقیت خودت ببین
چه بدست آورده ای
و در قبال آن چه از
دست داده ای
about judge To
,achievement your
about think
earned you what
what of instead
lost y
یا ابا صالح مددی
همه جا بروم به بهانه تو
که مگر برسم در خانه تو
همه جا دنبال تو می گردم
که تویی درمان همه دردم
یا ابا صالح مددی موال
نشوم به جز از تو گدای کسی
بی والی تو من نکشم نفسی
که تو لیالی من مجنونی
همه هست من دلخونی
یا ابا صالح مددی موال
اگرم نبود دل الیق تو
نظری که دلم شده عاشق تو
به خدا هستی همه هستم
به تو دل بستم به تو دل بستم
یا ابا صالح مددی موال
دل خود زده ام گره بر در تو
چه شود که رسم بر محضر تو
من نا قابل به تو دل بستم
نکشی دامان خود از دستم
یا ابا صالح مددی موال
همه درد و غمم، تو دوای منی
تو صفای صفا، تو منای منی
تو گل زیبای منی مهدی (عج)
تو مه شبهای منی مهدی (عج)
یا ابا صالح مددی مولا

امام خامنه ای :هشت سال دفاع مقدس ما صرفا یک امتداد
زمانی و فقط یک برهه ی زمانی نیست؛
گنجینه ی عظیمی است که تا مدتهای طوالنی
ملت ما میتواند از آن استفاده کند، آن را
استخراج کند و مصرف کند و سرمایه گذاری کند
سلام بر آنهايى كه رفتند تا بمانند و نماندند تا بميرند و تا ابد به آنانكه
پلاكشان را از گردن خويش درآوردند تا مانند مادرشان گمنام و بى مزار
بمانند مديونيم ... به مادر قول داده بود بر مى گردد ...چشم مادر كه
به استخوان هاى بى جمجمه افتاد لبخند تلخى زد و گفت : بچه م سرش
مى رفت ولى قولش نمى رفت ... من مى خواهم در آينده شهيد بشوم
...معلم پريد وسط حرف على و گفت : ببين على جان موضوع انشا اين
بود كه در آينده مى خواهين چكاره بشين ، بايد در مورد يه شغل يا كار
توضيح مى دادى !!! مثلا پدر خودت چه كاره است ؟ آقا اجازه ... شهيد
...گفتند شهيد گمنامه ، پلاك هم نداشت ، اصلا هيچ نشونه اى نداشت ؛
اميدوار بودم روى زيرپيرهنيش اسمش رو نوشته باشه ...
نوشته بود : “اگر براى خداست ، بگذار گمنام بمانم”
ساقى جبهه سبو بر لب هر مست نداد
نوبت ما كه رسيد ميكده را بست نداد
حال خوش بود كنار شهدا آه دريغ
بعد ياران شهيد حال خوشى دست نداد
محمد026
كوچه هايمان را به نامشان كرديم كه هرگاه آدرس منزلمان را مى دهيم
بدانيم از گذرگاه خون كدام شهيد است كه با آرامش به خانه مى رسيم !
محمد026

به مناسبت هفته دولت
شهدای گرانقدر رجایی و باهنر
ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت های
عالم، ملتی که برای اسالم قیام کرده است، برای
خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام
کرده است، این ملت را با ترور نمی شود عقب
راند؛...گرچه خود واقعه و خود این افرادی که
شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند.
آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند
که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم
جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند
که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم
و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت
کنند.
)صحيفه امام، ج15 ،ص 134)
زندگینامه شهید رجایی
شهید رجائی در سال 1312هجری شمسی، در قزوین
متولد شد. در سن 4 سالگی از نعمت داشتن پدر محروم شد
و تحت تکفل مادری مهربان قرار گرفت. درسال 1327 به
تهران مهاجرت کرد و سال بعد وارد نیروی هوائی شد. در
مدت 5 سال خدمت در نیروی هوائی، دوره متوسطه را با
تحصیل شبانه گذراند. در سال 1335 به دانشسرای عالی
وارد شد و دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان
برد و به سمت دبیر ریاضی در وزارت فرهنگ استخدام
گردید.
در اردیبهشت 1342 به علت فعالیتهای سیاسی علیه
رژیم طاغوت دستگیر و 50 روز زندانی شد. پس از آزادی
با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیئت موتلفه پرداخت و
داوطلبانی را به جبهه فلسطین اعزام کرد. پس از بازگشت
در سال 1353 دستگیر و دو سال در زندانهای انفرادی
رژیم پهلوی انواع شکنجه ها را تحمل نمود.
شهید رجائی در سال 1358 ،مسئولیت وزارت آموزش
و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمایل مجلس
در تاریخ 18/5/1359 به عنوان اولین نخست وزیر
جمهوری اسالمی ایران به مجلس معرفی و با رأی قاطع
به نخست وزیری انتخاب شد و با عزل بنی صدر از جانب
امام به عنوان رئیس جمهوری اسالمی ایران معرفی گردید و
سرانجام در هشتم شهریور ماه 1360 توسط ایادی دشمنان
انقالب به فیض رفیع شهادت نائل آمد. اگر بخواهیم بهتر و
دقیق تر به زندگی شهید رجایی نگاه کنیمچیزی که بیشتر
به چشم میآید، سخت کوشی اوست. شهید رجایی پس از
آنکه از نعمت پدر محروم گردید برای تأمین زندگی خود
و خانواده از هیچ تالشی فروگذار نکرد او با انجام کارهای
به ظاهر کم ارزشی چون دستفروشی و... روزها را میگذراند
و شبها وقت خود را صرف درس خواندن میکرد چراکه
هدفی با ارزش در مقابل او قرار داشت و او را در راهی که
انتخاب کرده بود مصمم تر می کرد. زندگی افرادی چون
شهید رجایی میتواند الگویی مناسب برای ما باشد ما که
شاید لحظه ای نتوانیم تصور چنین شرائطی را برای خود
داشته باشیم. اما از همه مهمتر این است که او با تالش و
کوشش خود توانست سرانجام در برهه های حساس از
انقالب نقش مهمی ایفا نماید و در عرصه علم و عمل به
چهره ای نمونه و ماندگار بدل گردد.
زندگینامه شهید باهنر
شهید حجت االسالم دکتر محمد جواد باهنر، در سال 1312
هجری شمسی در خانواده ای پیشه ور در شهر کرمان به دنیا
آمد.
پس از اخذ دیپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالی
علوم اسالمی را در حوزه علمیه قم سپری نمود؛ فقه را در
محضر مرحوم آیت اهلل بروجردی، اصول را در محضر امام
خمینی (ره)و تفسیر و فلسفه را نزد مرحوم عالمه طباطبائی
فرا گرفت و سپس به تحصیالت دانشگاهی رو آورد و در دو
رشته علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران فارغ
التحصیل شد.
شهید باهنر در اسفند ماه 1342 پس از ایراد سخنرانی هائی
در مسجد »هدایت«، »الجواد« و»حسینیه ارشاد«، به مناسبت
سالگرد حادثه فیضیه دستگیر و به زندان های کوتاه مدت
محکوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گردید.
وی در سال 1357 به فرمان امام به عضویت شورای انقالب
اسالمی درآمد و به دنبال انتخاب شهید رجائی، به عنوان
نخست وزیر دولت رجایی انتخاب شد.
ویژگیهای اخالقی شهیدان رجایی و باهنر
امید به ایجاد جامعه ای اسالمی، نخستین و مهم ترین
هدف شهید رجایی در تمام دوران حیات فردی و
اجتماعی او بود. چه آن روز که به عنوان معلمی ساده،
تعلیم نوجوانان و جوانان این کشور را بر عهده داشت
و چه آن روز که با آراء چهارده میلیون نفر به عنوان
رئیس جمهوری برگزیده شد، هیچ گاه جز در مسیر
تعالیم اسالم و اهداف متعالی آن گام برنداشت.
شهید رجایی، والیت فقیه را دستاورد بزرگ انقالب
اسالمی می دانست و همه را به حمایت از آن سفارش
می کرد: »آنچه که ما فریاد می کنیم این است که
رهبری در ایران صرفا باید به والیت فقیه باشد ولو این
که بسیاری از روشن فکران و بسیاری از کسانی که
محتوای انقالب اسالمی ما را در نیافته اند، این مطلب
عظیم و این دستاورد مشترک انقالب ما را در نیابند.«
فعالیت ها و خدمات شبانه روزی شهید باهنر نسبت به
نظام اسالمی و مردم شهیدپرور، هیچ گاه او را از توسل
و عرض ادب به پیشگاه مقام رسالت و والیت باز نمی
داشت؛ چرا که وی موفقیت خویش را مرهون همین
توسالت می دانست. بدین ترتیب وی کوچک ترین
سوء ادب و کژاندیشی را نسبت به این خاندان شایسته
چشم پوشی نمی دانست.
یکی از ویژگی های اخالقی شهید باهنر نظم ایشان بود.
با نگاهی هرچند گذرا تأثیرعمیق نظم در زندگی سراسر
افتخار ایشان در صحنه های علم و عمل، به راحتی
نمایان می شود. از دیگر صفات پسندیده آن شهید، صبر
ایشان در مقابل نامالیمات و مشکالت بود. او در برابر
مشکالت، هرگز عصبانی نمی شد؛ بلکه همواره با صبر
و متانت آنها را حل می کرد و از کنارشان به راحتی
می گذشت.

ویژگیهای مدیران انقلابی
حاج آقا موسوی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در استان و حاج
آقا فاضلیان و حاجی صالح استاندار همدان آمده بودند خرمشهر.
خبر دادند از فرماندهی که عملیات امشب انجام نمی شود. به
ستاد رفتم برای دانستن دلیلش که گفتند یک شب عملیات به
عقب افتاده است. فرصت خوبی بود و حاج آقا موسوی و آقای
صالح قرار شد شب بیابند مقر ما.
بچهها از لحاظ روحی در وضعیت بسیار باالیی قرار داشتند
معنویت به اوج خودش رسیده بود. همین یک شب عقب
افتادن عملیات حال بعضی رو گرفته بود، شاید فکر می کردند
وصالشان یک شب عقب افتاده. شب حاج آقا و آقای صالح
آمدند ساختمان ما. همه جمع بودند. چند دقیقه ای من خیر مقدم
و صحبت کردم و حاج آقا موسوی صحبت کردند. دیگه نمی
شد بچهها رو آرام کرد و نگهداشت. حال عجیبی در آنجا بود.
حاج آقا هم حال خودش نبود. انگاری آن شب بچهها سیمشان
بدجوری وصل شده بود. اشک و صدای هق هق بچهها فضا رو
پر کرده بود. بعد حاجی الهی شروع به خواندن ذکر مصیبت کرد
خدای من دیگه بچهها از زمین کنده شده بودند و روحشان به
پرواز درآمده بود. هر کدام با شهیدی زمزمه می کرد. نمی دانم
من وا مانده آنجا چکار می کردم. من کجای قصه بودم بچهها آن
شب آنچه که می خواستند گرفتند.
ریئس و مدیران شهر دهه های اول انقالب مردمی ،دلسوز،انقالبی
خالص وبیشتردرمیان مردم و جوانان و هیئتیها بودند و خالصانه
امورو مردم را به پیش می بردند وبرای رفع مشکالت مردم
تالش می کردند.همین حاج آقا صالح استاندار ، علی آقا محمدی
نماینده ومرحوم بهنامجو شهردار اسبق و دیگران، تشکلهای
جوانان، جلسات قرآنی و هیئتهای تازه تاسیس نوجوانان
و جوانان که ذوق و شور فعالیت داشتند را حمایتهای بی
نظیرمادی و معنوی می کردند می کردند، آنها فقط وفقط به
خدمت می اندیشیدند نه به پست و مقام و شهرت. اگر به کسی
پیشنهاد گرفتن مسئولیت و مدیر و رئیس شدن می دادندبا آنکه
توانایی و شایستگی علمی و اجتماعی هم داشتند طفره می رفتند
و دیگران را که البته برترو شایسته تربودند معرفی می کردند،می
گفتند و می دانستند که اگر کسی بهتر و شایسته تر از آن باشد
و قبول مسئولیت کنند حقوقی که که می گیرند ممکنه اشکال
داشته باشد توجه خاص به بیت المال داشته وودر کار خود تقوای
الهی داشتند اصال کسی به فکر جناح و گروه بازی و بازیهای
سیاسی نبودو فقط به خدمت کردن و پشت سر امامشان حرکت
کردن را مد نظرداشتندو خیلی حرفهای دیگه. . . . انصافا مردم
هم خالصانه آنها رو قبول داشتند چون اخالص رادر عمل و رفتار
آنها دیده بودند . امروز که سالهااز آن سالهای خوب می گذرد
و انقالبمان فراز و نشیبهایی را تجربه نموده نیاز جدی به چنین
مدیران و مسئولینی داریم که به توجه به رهنمودهای رهبر فرزانه
و عزیزمان برای خدا مسئولیت بپذیرند و خدمت خالصانه داشته
باشند تا مشکالت جوانان و افراد مختلف جامعه بر طرف شده
وآحاد مردم زندگی سالم وآرامش کافی در کنار خانواده داشته
باشند .
ادامه مطالب ماهنامه تهذیب

قدر بوعلی سینا را بدانیم
دوروز قبل از روز بزرگداشت ابوعلی سینا
زمان مناسبی برای تعمیرات نیست! با نزدیک
شدن به هفته همدان، و همچنین یکم شهریور
ماه که به نام بوعلی سینا نام گزاری شده
است کمی روی آرامگاه این حکیم بزرگ
زوم کرده و تصمیم بر آن شد که به بازدید از
آرامگاه رفته وگفت وگویی با مردم استان و
همچنین مسافرانی که به آن جا آمدند داشته
باشم تا نقاط قوت و ضعف را هم پیدا کنم
که در ادامه خواهید خواند. پس از ورود به
محوطه ی آرامگاه اولین چیزی که ذوق
آدم را تخریب میکرد ورودی های منتهی به
آرامگاهی بود که متاسفانه به دلیل تعمیرات
بسته بودند و امکان بازدید از آن جا وجود
نداشت و عده ای از بازدید کنندگان از این
وضع ناراضی بودند. در ادامه با مسافری که
از شهر شوش به استان همدان آمده بود گفت
وگو کردم و او با اشاره به این که شخصیت
بوعلی سینا خاص بوده است گفت: شنیدم
زمانی که بوعلی سینا کوچک بود مادرش
برای انجام کارهای های منزل او را در یک
سبد می گذاشت وبا خود به همه جا می
برد، بوعلی سینا در خاطراتش می گوید از
بچه گی به آ سمان نگاه می کردم و فکر
می کردم آسمان سوراخ است؛ همین نشان
دهنده این است که از کودکی نابغه بوده و
به فکر کارهای خاص بوده.
آقای طباطبایی در ادامه اظهارکرد: می
گویند ابوعلی سینا برای درمان فردی که
مبتال به کمر درد بود دستور داد تا گاوی
بیاورند و بگذارند گرسنه شود و سپس مرد
را به گاو بستند و چندروزی نمک به او دادند
و وقتی تشنه شد شکمش ورم کرد و فشار
به مرد آمد و تغییراتی دراستخوان های او به
وجود آمد وخوب شد. وی از حضور داشتن
در آرامگاه بوعلی احساس رضایت کرد و
افزود: حس خوبی از بودن در این مکان
دارم؛ ابوعلی سینا ایرانی االصل هست و باید
قدر او را بدانیم و نگذاریم کشور های دیگر
او را برای خود کنند، متاسفانه خیلی ها می
گویند اصالت بوعلی سینا ترکیه ای و عراقی
است اما افتخار می کنیم که او ایرانیست. در
ادامه مسافر بابلی با تاکید براینکه بوعلی سینا
دانشمند وطبیب ایرانی می باشد گفت: تعداد
کتاب های نوشته شده توسط این دانشمند
زیاد است و بسیار معتبر،به همین دلیل در
کشور های خارجی و در بهترین دانشگاه ها
تدریس می شود. آقای احمدی افزود: به دلیل
معروف بودن بوعلی سینا تصمیم گرفتیم
اولین مکانی که ازآن بازدید می کنیم اینجا
باشد و از دیدن موزه و مقبره ی بوعلی سینا
لذت فراوانی بردیم چرا که سنتی و جذاب
است. این مسافر بابلی با اشاره به اینکه امکان
دیدن بنای اصلی به دلیل تعمیرات وجود
ندارد گفت: شنیده بودم که شباهتی به گنبد
قابوس دارد و حاال از این موضوع مطمئن
شدم. وی در پایان افزود همدان آب و هوای
خنک و مطبوعی دارد و استانی مناسب
برای سفر در تعطیالت تابستان است. آقای
رفیعی که از سبزوار به استان همدان آمده
بود با اشاره به این که بوعلی سینا حکیم و
طبیب سنتی بوده گفت: در زمان معاصر هم
از تجویزات گیاهی و سنتی بوعلی سینا برای
درمان بیماری ها استفاده می شود و این یعنی
علم بوعلی سینا مختص به همه دوره های
زمانی می شود. وی افزود: بنا بسیار جالب
است، با دیدن بناهای تاریخی برخود میبالیم
و باید قدر بوعلی سینا را بدانیم. این مسافر
سبزواری در ادامه تاکید کرد همدان شهر
خوبیست و وجود آرامگاه بوعلی سینا در
این استان ارزشمند است. یکی از شهروندان
همدانی ضمن ابراز خرسندی از همسایگی
با بوعلی سینا گفت: بوعلی سینا دانشمندی
بوده است که در اکثر رشته ها تخصص
داشته است و در تمام جهان مشهور است
خانم توکلی با اشاره به کتاب قانون بوعلی
سینا گفت: کامل بودن این کتاب سبب
شده است که این کتاب در تمام نقاط جهان
منبعی برای تمام پزشکان باشد وی در ادامه
گفت: خیلی از پزشکان دنیا ارزومندند که
سوگندنامه خود را بر سر مزار این پزشک
بخوانند و خوشبختانه پزشکان همدانی از
ابن بزرگترین نعمت برخوردار هستند..
در پایان الزم است ضمن گرامیداشت
هفته همدان ویکم شهریورماه که روز
بزرگداشت ابوعلی سینا می باشد بگوییم
که مسئولین کمی با برنامه تر به بازسازی
بناهای استان بپردازند و تمام شرایط را
بسنجد و سپس اقدام به تعمیرات کنند؛
و نکته دیگر اینکه اگر راهنما و یک
تاریخ شناس در موزه بوعلی سینا حضور
داشته باشد بازدیدکنندگان و توریست ها
میتوانند اطالعات کامل تری از آرامگاه
و از شخص بوعلی سینا کسب کنند.
زینب سعیدی گزارشگر تهذیب

جواب دادن به موبایل
جواب دادن به موبایل در حال نماز
اگر در نماز موبایل زنگ بزند، آن را قطع کنیم و یا
اینکه ببینیم چه کسی بوده است یا اینکه پیامک رسیده را
بخوانیم چه حکمی دارد؟
جواب دادن به موبایل در حال نماز
این سوال دو بخش دارد . شاید برای شما هم اتفاق افتاده
باشد که در حال خواندن نماز هستید ، تلفن همراه شما
زنگ بزند . با یک دست آن را قطع می کنید و نماز را
ادامه می دهید . در این حد اشکالی ندارد .
اما در بخش دوم که گفته شده شخص در میان نماز
پیامک بخواند ، ممکن است که اگر مباالت نماز به هم
نخورد و طول نکشد نماز باطل نباشد. اما سوال من این
است که آیا در نماز جای این کارها است؟ الاقل این کار
کراهت دارد . چونکه ما در نماز داریم که اگر شخص
برای شنیدن سخن دیگری ساکت شود که حرف او را
گوش دهد، در صورتیکه مباالت نماز به هم نخورد باطل
نیست اما کراهت دارد . اگر هم مباالت به هم بخورد نماز
باطل است .
اگر شما در نظر خود بخواهید به دیدار یک شخصیت
بزرگ و محترمی بروید آیا با تلفن همراه روشن می روید
ً آن را خاموش می کنید و مراقب هستید که
؟ معموال
سر و صدایی نباشد . انسان در حال سخن گفتن با خالق
هستی است که هرچقدر شما او را بزرگ فرض کنید ،
خداوند بزرگتر از آن است . هرچه قدر مقام را باال فرض
کنید در مقابل مقام باالی الهی هیچ است .
لذا انسان قبل از نماز باید توجه به این امور داشته باشد .
اگر سر و صدای تلویزیون است فرد در جایی نماز بخواند
که سرو صدا نباشد . اگر افرادی با یکدیگر صحبت می
کنند برای نماز به جایی برود که سروصدای آنها مزاحم
نباشد . گوشی تلفن را کناری بگذارد و بعد ازنماز آن را
ببیند . اما اگر مباالت نماز به هم نخورد و در نماز حرفی
زده نشود ، نماز باطل نیست . ولی، ما یک نماز صحیح
داریم و یک نماز مقبول . بعضی از نمازها صحیح هستند
اما نمره نمی گیرند و قبول نمی شوند . منبع: کانال نشر
احکام
زندگی معلم بزرگ
زندگي معلم بزرگي است!!
زندگي مي آموزد که شتاب نکن،
زندگي مي آموزد چیزهایي که مي خواهي به آنها
برسي،
وقتي دریافتشان مي کني، مي بیني آنقدر هم که فکر
مي کرده اي مهم نبوده!!
شاید هم اصال مهم نبوده!! شاید موجب اندوهت نیزشده
است!!زندگي مي آموزد از دست دادن آنقدر هم که
فکر ميکني سخت نیست...زندگي مي آموزد همه
لحظات تبدیل به خاطراتي شیرین ميشوند، بعدا که مي
گذري و تو در آن لحظه بي تابي ميکردي و این را
نمي دانستي...
زندگي زیباست!
مدرسه عشق :
دستهايم را از تابوت
بيرون بگذاريد...
وصیتنامه سرباز رشید اسالم
شهید علی قربان گودرزی

نام من ايمان، شهرتم جهاد، سن
من؛ 22 بهمن به دنيا آمدم جرم من
عشق به شهادت است. نام پدرم روح
اهلل نام برادرم احمد. اي کساني که
مسئول دفن من هستيد تابوت مرا آهسته آهسته نبرید چون من عجله
دارم، تابوت مرا در جاي تاريکي بگذاريد تا همه بدانند که آن قدر که
تاريکي هست من هم کشيده ام. دستهايم را از تابوت بيرون بگذاريد
تا بدانند که چيزي با خود نبرده ام. چشمانم را باز بگذاريد تا بدانند که
هنوز منتظر حضرت مهدي )عج( هستم. دهانم را باز بگذاريد تا بدانند
که هنوز نغمه ها دارم. گوشهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا بدانند
به فرمان امام بوده ام. روي قلبم را باز بگذاريد که بدانند آزاد مرد بوده
ام.پاهايم را از تابوت بيرون بگذاريد تا بدانند توان استقامت داشته
ام و قرآنی روي قلبم باز بگذاريد تا بدانند که آرزوی من مستحبات
شده است. اما در آخر اين همه کار، خرمن يخي بر مزارم بگذاريد
تا در اولين طلوع، آب شود و به جاي مادرم بر من گريه کند. شهید
علی قربان گودرزی دوم فروردین ماه سال 1346 در روستای چولک
شهرستان نهاوند از توابع استان همدان در خانواده ای ساده و مذهبی
به دنیا آمد. پدرش آقا شمس اهلل از کارکنان بیمارستان بود و با اندک
حقوق ماهانه، امرار معاش می کرد و هزینه های خانواده را تامین می
نمود.
علی قربان سال 1353 وارد دبستان شد و تحصیالت خود را آغاز کرد
اما به دلیل کمبود امکانات و مشکالت مالی، نتوانست ادامه تحصیل
دهد و پس از دوران ابتدائی ترک تحصیل کرد و مشغول کار شد. سال
های نوجوانی او همراه بود با سال های انقالب و علی قربان نیز همراه
با دیگر نوجوانان و جوانان، در مسیر انقالب گام برداشت و با شرکت
در راهپیمایی ها و تظاهرات های انقالبی سعی کرد تا گامی در پیروزی
انقالب شکوهمند اسالمی و مردمی ملت بزرگ ایران بردارد. پس از
انقالب به نیروی تازه تاسیس بسیج مستضعفین پیوست و در گروه های
انقالبی و جهادی مشغول به خدمت شد تا باری از دوش مستضعفان و
محرومان بردارد. با آغاز جنگ تحمیلی تصمیم داشت روانه جبهه های
حق علیه باطل شود اما به دلیل سن کم اجازه حضور در جبهه را به او
ندادند. علی قربان اهل نماز و روزه و انجام واجبات و محرمات بود و با
قرآن و احکام انسی دیرینه داشت. محب اهل بیت بود و شیعه واقعی
امیر المومنین علی علیه سالم و نوجوان پاک صیرتی که درس آزادی و
آزادگی را در هیات های حسینی و مکتب اباعبداهلل الحسین )ع( آموخته
بود. رسیدن به سن سربازی فرصت مناسبی برای او به جهت حضور در
جبهه بود و بنا به تکلیف قانونی و اعتقاد عمیق شرعی و انسانی روانه
خدمت سربازی شد و با پوشیدن لباس نیروهای ارتش جان بر کف
جمهوری اسالمی ایران برای دفاع از اسالم و انقالب روانه جبهه های حق
علیه باطل شد. در قالب نیرو پیاده نظام ارتش در عملیات های مختلف
شرکت کرد و همراه با دیگر سربازان و دالوران ارتشی، حماسه ها
آفرید تا اینکه در بیست و سوم مرداد ماه سال 1366 در منطقه عملیاتی
میمک بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و به کاروان
شهدای ایران همیشه جاوید پیوست. یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
محفل آسمانی رزمنده های همدان یک شب
قبل از عملیات

روایت حاج کریم مطهری فرمانده گردان غواصی لشکر 32
همه چیز حکایت از عملیاتی بزرگ و گسترده می کرد. شور و شعف عجیبی در بین بچهها
بود. شهید عباس عالفچی با شهید بهرام عطائیان که از هم محله ای من بودند برای دیدنم
آمدند غواصی و با آنها خوش و بشی کردیم و نماز و نهار با ما بودند و بعد رفتند. قرار بود
عملیات شب سوم دیماه باشد. بنابراین تمام کارها رو سر و سامان دادیم و بچه ها آماده
عملیات شدند.(
من و حاج محسن جام بزرگ و مسئولین دسته های غواصی به خرمشهر رفتیم. برای
توجیه مجدد منطقه، بچه ها رو حاج حسین بختیاری به خرمشهر آورد و آنها در منطقه
آریامهر که از مناطق عیان نشین و خانه های سازمانی بعضی سازمانها بود مستقر کرد.
خانه ها ویالیی و بزرگ و پذیرایی بزرگ داشت. دوتا از این خانهها رو به ما دادند و
گردان ها هم در خانههای دیگر مستقر شدند. از دیوار پذیرایی سوراخ بزرگی باز شده
بود به خانه دیگر که رفت و آمد ما رو راحت کرده بود و همه پیش هم بودیم. کار ما
شده بود توجیه منطقه و تا رده معاون دسته توجیه شده بودند. شهید علی شاه حسینی در
یکی از اتاق های بچههای اطالعات و عملیات ماکت بزرگی از منطقه درست کرده بود
و همه عوارض و امکانات و تجهیزات و. ..دشمن رو پیاده کرده بود و بچه ها روی آن
توجیه می شدند. من هم دائم در ارتباط با ستاد فرماندهی و تدارکات پیگیر رفع نواقص
و گرفتن امکانات بودم. حاجی »الهی« هم در بین دو نماز سخنرانی های حماسی و
جانداری می کرد و استنادش به روایتی از حضرت علی )ع( بود که بصره بدست عده ای
که پاهای پهنی دارند تصرف می شود که می گفت این فین های غواصی همان پاهای
پهن است و اینکه »عده ای با شال های سیاه که به کمر می بندند« بنابراین گردان154 هم
شال های سیاهی تهیه کرده بودند و به کمرشان بسته بودند.همه چیز حکایت از عملیاتی
بزرگ و گسترده می کرد. شور و شعف عجیبی در بین بچهها بود. شهید عباس عالفچی
با شهید بهرام عطائیان که از هم محله ای من بودند برای دیدنم آمدند غواصی و با آنها
خوش و بشی کردیم و نماز و نهار با ما بودند و بعد رفتند. قرار بود عملیات شب سوم
دیماه باشد. بنابراین تمام کارها رو سر و سامان دادیم و بچه ها آماده عملیات شدند.
حاج آقا موسوی امام جمعه و نماینده ولی فقیه در استان و حاج آقا فاضلیان و حاجی
صالح استاندار همدان آمده بودند خرمشهر. خبر دادند از فرماندهی که عملیات امشب
انجام نمی شودبه ستاد رفتم برای دانستن دلیلش که گفتند یک شب عملیات به عقب
افتاده است. فرصت خوبی بود و حاج آقا موسوی و آقای صالح قرار شد شب بیابند مقر
ما.بچهها از لحاظ روحی در وضعیت بسیار باالیی قرار داشتند معنویت به اوج خودش
رسیده بود. همین یک شب عقب افتادن عملیات حال بعضی رو گرفته بود، شاید فکر
می کردند وصالشان یک شب عقب افتاده. شب حاج آقا و آقای صالح آمدند ساختمان
ما. همه جمع بودند. چند دقیقه ای من خیر مقدم و صحبت کردم و حاج آقا موسوی
صحبت کردند. دیگه نمی شد بچهها رو آرام کرد و نگهداشت. حال عجیبی در آنجا
بود. حاج آقا هم حال خودش نبود. انگاری آن شب بچهها سیمشان بدجوری وصل
شده بود. اشک و صدای هق هق بچهها فضا رو پر کرده بود.. بعد حاجی الهی شروع به
خواندن ذکر مصیبت کرد خدای من دیگه بچهها از زمین کنده شده بودند و روحشان به
پرواز درآمده بود. هر کدام با شهیدی زمزمه می کرد. نمی دانم من وا مانده آنجا چکار
می کردم. من کجای قصه بودم بچهها آن شب آنچه که می خواستند گرفتند
.یاد همه شهدا بخصوص شهدای لشکر 32 انصار الحسین )ع( و گردان غواصی لشگر به خیر
یشادی روح شهدا صلوات com.navideshahed://http
برچسب ها: کریم مطهری , لشکر 32 انصار الحسین , رزمندگان همدان
گزارش ویژه مصرف دخانیات ، عرضه مواد دخانی و قلیان

قلیان، همنشین جوانان بیکار همدان،
میادین تنها مکان تفریحی برای
خانوادها
و بی تفاوتی مسئولین
افزایش میزان مصرف قلیان ودیگر مواد
مخدر در خانوادهها به ویژه جوانان همدانی رو
به افزایش است گذران اوقات فراغت بسیاری
از نوجوانان و جوانان با حضور در منزل ،درون
پارکها و . . . کنار هم پای کشیدن قلیان سپری
میشود.استفاده از قلیان و مواد دخانی به عنوان
یک تفریح کم هزینه در میان آنها افزایش یافته
است. متاسفانه به دلیل نبودن نظارت مسئولین ذیربط
ونبودن محدودیت در مصرف قلیان وعرضه و فروش
قلیان و ... سالمت جسمی و روانی خانواده ها و جوانان
به مخاطره افتاده است تا جائیکه متخصصین ضرر و زیان
مصرف را در اینده پیش بینی نموده اند . علت گرایش
جوانان و خانوادها به این معضل فردی واجتماعی
متفاوت است اما از مهمترین علتها می توان اشاره کرد
به عدم کنترل و نظارت والدین،سرخوردگی و بیکاری
جوانان، فشار دوستان ناباب و همساالن منحرف ، عدم
موفقیت تحصیلی، تأمین نشدن نیازهای عاطفی درون
خانه ،الگو برداری از فرهنگ بیگانه واز همه مهمتر در
دسترس بودن لوازم و ملزومات آن است!
چرا مسئولین ذیربط اعم از فرمانداری، شورای فرهنگ
عمومی و... مراکز عرضه قلیان در سطح شهر را کنترل
نمی کند،وبه راحتی قلیان در ویترین مغازه ها به فروش
می رسد و متأسفانه هیچ اقدامی از مسئولین وقت صورت
نگرفت!!!
در حال حاضر استفاده از قلیان های میوه ای و محلی
در پارک یک امر عادی تلقی شده است و مسئوالن
مربوط هم از این امر اطالع دارند،عالوه بر سکوت
برخی مسئولین در ادوار گذشته و حال حاضر در این
موضوع،امروزه شاهد فروش آزاد قلیان در سطح شهر
هستیم!برای جامعه پسندیده نیست که برخی افراد وقتی
با عدم اشتغال مناسب برخورد میکنند،رو به بازکردن
مراکز فروش قلیان کنند،که با یک حساب سرانگشتی
بین۸تا۱۰ مغازه ی قلیان فروشی در سطح شهر کامال
مشهود است.آیا نصف همین تعداد مغازه های قلیان
فروش در سطح شهر مراکز فرهنگی،تفریحی سالم
وجود دارد؟؟آیا ربع همین مقدار سالن های ورزشی
رایگان یا کم هزینه در اختیار جوانان است؟؟ آیا استخر
رایگان یا کم هزینه برای جوانان در شهر موجود است؟
آیا....؟آیا...؟
امیدواریم مسئوالن ذیربط موضوع پلمپ یا
حداقل کنترل مراکز ارائه قلیان و دخانیات
به مردم خصوصأ جوانان را جدی گرفته و
همواره برای حفظ سالمت جسمی و اجتماعی
و روانی جوانان اهمیت قائل باشند و با ایجاد
مراکز فرهنگی و ورزشی مناسب با مدیریت
خود در بحث بودجه و نیازسنجی روحی،فکری
و فرهنگی جوانان بتوانند با فرهنگ سازی
آگاه سازی و جایگزین کردن تفریحات سالم
و متنوع،قلیان و دیگر مواد مخدر و هیجانات
نامناسب را از میان تفریحات ناسالم و خطرناک
جوانان خارج کنند و مسئوالن نباید فراموش
کنند که در هر مسند اجتماعی هستند همه و همه
باید خدمت به مردم کنند و بس.
مركز سلامت روان محلي طراوت
با داشتن كارشناسان مجرب مشاوره
صبح و بعد ازظهر درخدمت مراجعين و خانواده
هاي محترم است .
تشكيل كاربرگ مشاوره خانواده .
راهنمايي و مشاوره اوليه
مشاوره هاي كودك .خانوادگي .و سازشي
.ازدواج .تحصيلي و . . .
در يافت ويزيت مشاوره بر اساس استطاعت
مراجعين
كارگاه هاي آموزشی
آموزش خانواده و مهارتهاي زندگي و آشنايي با سبك
هاي زندگي و آسيبهاي اجتماعي ويژه اوليا دانش
آموزان تمام مقاطع تحصيلي پيش دبستاني .
دبستان. متوسطه اول و دوم.
و كاركنان ادرات و فرهنگسراها و خانه بهداشت و
پايگاه هاي بسيج مساجد
برگزاري همايشهاي اموزشي وتربيتي براي عالقمندان
و زوج هاي جوان و خانواده ها
پذيرش ; با تعيين وقت قبلي
ادرس ;همدان ميدان عين القضاه شماره 194
تماس 34220520 و 09183168824
موفق باشيد
@tahavaliasr
ir.taravatcenter.Ww
قابل توجه مدیران فرهنگی و ورزشی فرماندهان بسیج : »ماهنامه فرهنگی ورزشی تهذیب )اولین مجله استان همدان( آمادگی دارد ویژه نامه های فرهنگی
و اطالع رسانی و تبلیغاتی و یادواره شهیدان و گزارش برنامه های فرهنگی آموزشی ادارات و واحدهای مقاومت مساجد و مراکز فرهنگی و قرآنی و. . را
منتشر نماید. توجه همیاری و همکاری شما در روند فعالیت مطبوعاتی ما نقش مهمی دارد
ماهنامه فرهنگی ورزشی تهذیب به یک مسئول اخذ آگهی تبلیغاتی )آقـا( عالقه مند ، ماهر و متعهد نیاز دارد تماس : 09183168824
تعرفه آگهی مجله فرهنگی ورزشی تهذیب سال 1396
بهترین آگهی های تبلیغاتی استان همدان را در
ماهنامه تهذیب )رنگی( جستجو نمائید
قیمت ها به تومان می باشد
مقاالت علمی پژوهشی اجتماعی و فرهنگی و ورزشی
تبلیغات تجاری و تولیدی - گزارشهای فرهنگی
و اجتماعی و ورزشی
روی جلد اصلی 5,29 × 2 150000
پشت جلد اول 5,29 × 21 000.100
صفحات داخلی ------ 70000
نیم صفحه داخلی ------ 35000
پشت جلد آخر 5,29 × 21 80000
صفحه آخرپشت جلد 5,29 × 21 150000