
راه امام راه ما هدف او هدف ما و رهنمودهای او مشعل فروزنده راه ماست . مقام معظمرهبری
ماهنامه فرهنگی ورزشی تهذیب اولین مجله استانی (همدان) می باشد که به خواست خداوند متعال فعالیت می نماید .
.با عنایات الهی و با توجه خاص مقام معظم رهبری سایت اختیار الکترونیکی به نام خبر شاهد هم در شیکه های مجازفعالیت خود را از سال 1396 آغاز می کند انشا ء الله که این خدمت ناچیز ما مورد توجه اقا امام زمان (عج) و نایب برحقش امام خامنه ای قرار گرفته و مخاطبان ما بهترین اسفاده فرهنگی آموزشی را ببرند . کلتمس دعا مرتضی سعیدی
«امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء ... .»
چه كسي دعاي مضطر را اجابت مي كند و ناگواري را برطرف مي سازد ... .
آن گونه كه از ظاهر آيه برمي آيد اجابت دعاي مضطر از سنتهاي الهي و غير قابل ترديد است. اينكه عنوان «مضطر» موضوع كلام واقع شده است، نشان مي دهد كه اضطرار شخص داعي از پايه ها و اركان جريان اين سنت الهي است; بدون آن انتظار استجابت دعا نادرست است. در واقع خداي بزرگ بطور خالص خوانده نمي شود. مرحوم علامه طباطبايي(ره) در تفسير اين آيه به همين نكته اشاره فرموده است.
در صحيفه سجاديه نيز اين گونه مي خوانيم:
«... انت الذي اجبت عند الاضطرار دعوتي ... »خدايا، اين تويي كه هنگام اضطرار دعايم را اجابت مي كني ... .
استجابت دعاي «مضطر» نه بدان خاطر است كه عنوان اضطرار، در برابر احساس فقر، موضوع مستقلي است; بلكه بدان جهت است كه انسان در اين حال دست خود را از همه اسباب عادي كوتاه مي يابد، از هر چه غير خداست قطع اميد مي كند، به حقيقت فقر و نيازش پي مي برد، با همه ذرات وجود خود هماهنگ مي شود، لحظه اي نوراني و شكوهمند به خدا پناه مي برد و خواسته دل را به زبان مي آورد. در اين حالت است كه دعا محقق مي شود و بر اساس سنت جاري الهي اجابت تحقق مي يابد.
قرآن كريم اشاره مي كند كه انسان همواره در هنگام خطر و ياس از وسايل عادي به خدا روي مي آورد، از او طلب نجات مي كند و چون از بحران خارج مي شود، دوباره پروردگار را فراموش مي كند.
«و هو الذي يسيركم في البر و البحر حتي اذا كنتم في الفلك و جرين بهم بريح طيبه و فرحوابها جائتهاريح عاصف و جائهم الموج من كل مكان و ظنوا انهم احيط بهم دعوا الله مخلصين له الدين لئن انجيتنا من هذه لنكونن من الشاكرين فلما انجيهم اذا هم يبغون في الارض بغير الحق ...»
اوست كه شما را در خشكي و دريا سير مي دهد تا آنگاه كه در كشتي قرار گرفتيد و بادي خوش و ملايم كشتي را به حركت درآورد و شما شادمان شديد ناگهان طوفاني سخت و تند وزيدن گرفت و امواج دريا از هر طرف به سوي شما حمله ور گرديد تا آن جا كه احساس كرديد از هر ناحيه در احاطه ي امواج بلائيد آن وقت خدا را با خلوص و توجه قلبي به كمك فرا مي خوانيد كه اگر از اين خطر ما را رهايي بخشي از سپاسگزاران خواهيم بود و همين كه آنان را از اين گرفتاري و تنگنا نجات داد آنها به سوي فساد و تجاوزكاري روي آوردند و به غير حق عمل كردند ... .
اين مضمون در آيات ديگر نيز آمده است.
سبب روي آوري به سرچشمه ي نجات در حال خطر و اعراض از او هنگام آسودگي خاطر اين است كه انسان در موقعيت دشوار به حقيقت ضعف، فقر و نيازش پي مي برد و با هدايت فطرت از همه چيز و همه كس دل بريده، به خداوند روي مي آورد. در اين موقعيت دعاي حقيقي به وقوع مي پيوندد، خداوند نيز اجابت مي كند و انسان درمانده را نجات مي دهد. ولي چون موقعيت دگرگون شد و فرد رهايي يافت، ديگر بار در هوسهاي خويش فرو مي رود و از توجه به حقيقت سراسر نيازش باز مي ماند.
بنابراين، آنچه انسان در كشتي نشسته را به سمت خالق هستي كشانده، دست نيازش را به سوي او مي گشايد. احساس فقر و نياز واقعي به خداوند است.
ما هيچ پيامبري را به سوي گروه و منطقه اي نفرستاديم مگر اينكه آن جمعيت را به انواع محنتها همچون فقر و كمبود امكانات زندگي و بد حالي و سختي معيشت گرفتار ساختيم تا شايد [احساس ذلت و فقر كنند و] دست نياز به سوي او بردارند.
البته مصيبتها و بلاها تنها مي تواند زمينه هدايت و توجه به سوي حق را فراهم آورد و در حدي نيست كه موجب اضطرار شده، اختيار و اراده را از انسان سلب كند. در حقيقت اضطرار حالتي است كه در اثر حوادث و مصيبتها پديد مي آيد. در چنين موقعيتي فطرت بيدار مي شود انسان را سمت پروردگار توانا مي كشاند. ناگفته پيداست كه خداي متعال هرگز از اضطرار براي هدايت انسان بهره نمي گيرد، زيرا در قرآن كريم هدايت كردن اضطراري را از خود نفي كرده است. او براي راهنمايي بشر تنها به فرستادن رسولان و كتابهاي آسماني و ايجاد زمينه هاي مساعد بسنده مي كندتا انسان در انتخاب راه صحيح زندگي كاملا مختار باشد.
البته دسترسي به چنين مرتبه اي به عزم پولادين و مساعدت عوامل بسيار نيازمند است; وصول بدان مرتبه نه تنها آرزوي همه اوليا و مخلصان وادي سلوك الي الله است، بلكه دستيابي به بالاترين درجه ي ممكن آن كه «كمال انقطاع » از غير خداست، با همه مراتبش، خواسته امامان معصوم - عليهم السلام - است; امامان مظلومي كه در مناجات شعبانيه گفتند: «الهي هب لي كمال الانقطاع اليك ...;» يعني، خدايا مرا به آن مقام «كمال انقطاع » واصل كن.
وقتي انسان بدين مقام رسيد،ديگر در همه حال «مضطر» است. چنين شخصي براي بيداري و درك فقر محض به گرداب حوادث طبيعي نياز ندارد; زيرا همواره دست خود را از توسل به غير حق كوتاه، اميدش را از غير حق بريده و خود را مضطر واقعي مي بيند; شايد آيه كريمه «امن يجيب ...» نيز، در افقي عالي تر و معنايي بالاتر چنين مقصودي را در بر داشته باشد.
و بعيد نيست كه مراد از مضطر خواندن حضرت ولي عصر - ارواحنا له الفدا - نيز همين باشد. در دعاي شريف «ندبه » آمده است:
«اين المضطر الذي يجاب اذا دعا ... ;» يعني، كجاست آن شخص مضطري كه هر گاه خدا را بخواهد، خواسته اش به اجابت مقرون است. بسيار شايسته است كه نوشتار را با فرازي از صحيفه ي سجاديه به پايان بريم. حضرت سجاد(ع) با خداوند چنين مناجات مي كنند:
«دعوتك يا رب مسكينا مستكينا مشفقا خائفا و جلا فقيرا مضطرا اليك ... .»
پروردگارا، تو را مي خوانم در حالي كه تهيدست و درمانده ام، هراسناك و ترسانم بي چيز و نيازمندم و به عنايت و كمك تو مضطرم ... .
منبع: ماهنامه کوثر