
راه امام راه ما هدف او هدف ما و رهنمودهای او مشعل فروزنده راه ماست . مقام معظمرهبری
ماهنامه فرهنگی ورزشی تهذیب اولین مجله استانی (همدان) می باشد که به خواست خداوند متعال فعالیت می نماید .
.با عنایات الهی و با توجه خاص مقام معظم رهبری سایت اختیار الکترونیکی به نام خبر شاهد هم در شیکه های مجازفعالیت خود را از سال 1396 آغاز می کند انشا ء الله که این خدمت ناچیز ما مورد توجه اقا امام زمان (عج) و نایب برحقش امام خامنه ای قرار گرفته و مخاطبان ما بهترین اسفاده فرهنگی آموزشی را ببرند . کلتمس دعا مرتضی سعیدی
خطبه - شکایت از اهل زمان خود.
32 و من خطبه له عليه السلام
[7] و فيها يصف زمانه بالجور ، و يقسم الناس فيه خمسه اصناف ، ثم يزهدفی الدنيا معنی جور الزمان
[8] ايها الناس ، انا قد اصبحنا فی دهر عنود ، و زمن کنود ،
[9] يعد فيه المحسن مسيئا ، و يزداد الظالم فيه عتوا ، لا ننتفع بما علمنا ،
[10] و لا نسال عما جهلنا ، و لا نتخوف قارعه حتی تحل بنا اصناف المسيئين
[11] و الناس علی اربعه اصناف : منهم من لا يمنعه الفساد فی الارض
[12] الا مهانه نفسه ، و کلاله حده ، و نضيض وفره ، و منهم المصلت لسيفه ،
[1] و المعلن بشره ، و المجلب بخيله و رجله ، قد اشرط نفسه ،
[2] و اوبق دينه لحطام ينتهزه ، او مقنب يقوده ،
[3] او منبر يفرعه و لبئس المتجر ان تری الدنيا لنفسک ثمنا ،
[4] و مما لک عند الله عوضا و منهم من يطلب الدنيا بعمل الاخره ،
[5] و لا يطلب الاخره بعمل الدنيا ، قد طامن من شخصه ، و قارب من خطوه ،
[6] و شمر من ثوبه ، و زخرف من نفسه للامانه
[7] و اتخذ ستر الله ذريعه الی المعصيه و منهم من ابعده عن طلب الملک ضؤوله نفسه
[8] و انقطاع سببه ، فقصرته الحال علی حاله ، فتحلی باسم القناعه ،
[9] و تزين بلباس اهل الزهاده ، و ليس من ذلک فی مراح و لا مغدی
[10] الراغبين فی الله
[11] و بقی رجال غض ابصارهم ذکر المرجع ، و اراق دموعهم خوف المحشر ،
[12] فهم بين شريد ناد ، و خائف مقموع ، و ساکت مکعوم ،
[13] و داع مخلص ، و ثکلان موجع قد اخملتهم التقيه
[14] و شملتهم الذله ، فهم فی بحر اجاج افواههم ضامزه ،
[15] و قلوبهم قرحه ، قد وعظوا حتی ملوا ،
[16] و قهروا حتی ذلوا ، و قتلوا حتی قلوا
[1] التزهيد فی الدنيا
[2] فلتکن الدنيا فی اعينکم اصغر من حثاله القرخ ، و قراضه الجلم ،
[3] و اتعظوا بمن کان قبلکم ، قبل ان يتعظ بکم من بعدکم ،
[4] وارفضوها ذميمه ، فانها قد رفضت من کان اشغف بها منکم
[5] قال الشريف رضی الله عنه : اقول : و هذه الخطبه ربما نسبها من لا علم له الی معاويه ، وهی من کلام امير المؤمنين عليه السلام الذی لا يشک فيه ، و اين الذهب من الرغام و اين العذب من الاجاج و قد دل علی ذلک الدليل الخريت و نقده الناقد البصير عمرو بن نحر الجاحظ ، فانه ذکر هذه الخطبه فی کتاب
[
[ البيان و التبيين ] ] و ذکر من نسبها الی معاويه ، ثم تکلم من بعدها بکلام فی معناها ، جملته انه قال : و هذا الکلام بکلام علی عليه السلام اشبه ، و بمذهبه فی تصنيف الناس ، و فی الاخبار عما هم عليه من القهر و الاذلال ، و من التقيه و الخوف ، اليق قال : و متی و جدنا معاويه فی حال من الاحوال يسلک فی کلامه مسلک الزهاد ، و مذاهب العباد
ترجمه
[7] در اين خطبه از ستمگری زمان اصناف مردم و زهد در دنيا سخن به ميان آمده است زير نقاب آخرت دنيا را مي طلبند
[8] ای مردم ما در روزگاری کينه توز و زمانی پر کفران واقع شده ايم
[9] نيکوکار را بد کردار مي شمارد و بر ستم و سرکشی ظالمان مي افزايد از دانش خود بهره نمي گيريم
[10] و از آنچه نمي دانيم پرسش نمي کنيم از حوادث و فتنه های آينده تا بر ما هجوم نياورده اند وحشتی نداريم .
[11] در چنين شرايطی مردم چهار گروهند : عده ای اگر دست به فساد نمي زنند به خاطر اين است که :
[12] روحشان ناتوان و شمشيرشان کند و امکانات مالی در اختيار آنها نيست . گروه ديگر آنانند که شمشير کشيده اند
[1] و شر و فساد خويش را آشکارا اعلام مي دارند لشکرهای خود از سواره و پياده گرد آورده و خويشتن را آماده کرده اند
[2] دين شان را برای اين تباه ساخته اند که ثروتی بيندوزند و يا فرماندهی جمعيتی را براي خود فراهم سازند
[3] و يا به منبری صعود کرده برای مردم خطبه بخوانند چه بد تجارتی است که انسان دنيا را بهای خويشتن ببيند
[4] و به جای نعمتها و رضايت پروردگار در آخرت زندگی اين جهان را برگزيند . گروه سوم کسانی هستند که :
[ از زير نقاب ] کارهای آخرتی دنيا را مي طلبند
[5] و آخرت را به وسيله کارهای اين جهان نمي طلبند خود را کوچک و متواضع جلوه مي دهند گامها را کوتاه برمي دارند
[6] دامن لباس خويش را جمع مي نمايند خويشتن را به زيور ايمان داران مي آرايند
[ خود را به شعار مردان صالح آراسته اند ]
[7] و پوشش خدائی را وسيله معصيت قرار داده اند . گروه چهارم آنانند که پستی و بي وسيله ای آنان را از رسيدن به جاه و مقام بازداشته
[8] و دستشان از همه جا کوتاه شده و خود را به زيور قناعت آراسته اند
[9] و به لباس زاهدان زينت داده اند
[ اما حقيقت اين است ] که در هيچ زمان نه به هنگام شب و نه به هنگام روز در سلک زاهدان راستين نبوده اند .
[10] راغبان به خدا
[ در اين ميان ]
[11] گروهی باقی مانده اند که : ياد قيامت چشمهاشان را فروافکنده و ترس بازپسين اشکشان را جاری ساخته
[12] اينان
[ به خاطر سخنان حقی که مي گويند ] يا از جامعه رانده شده اند و در خاموشی و تنهائی فرورفته اند ويا ترسان و مقهور مانده و يا لب از گفتار فروبسته اند
[13] و بعضی هم مخلصانه به کار دعوت به سوی خدا پرداخته اند عده ای هم گريان و دردناکند که تقيه آنان را از چشم مردم انداخته است
[14] و ناتوانی وجودشان را فراگرفته
[ اينان به کسانی مي مانند ] که در دريای نمک غوطه ورند دهانشان بسته
[15] و قلب شان مجروح است
[ آنقدر ] نصيحت کرده اند که خسته شده اند
[16] از بس مغلوب شده اند ناتوان گشته اند و از بس کشته داده اند به کمی گرائيده اند 000
[1] بي اعتنائی و زهد در دنيا
[2] ای مردم دنيا در چشم شما بايد کم ارزش تر از پوست درخت و اضافيهای مقراضهائی که با آن پشم حيوانات را مي چينند بوده باشد
[3] از پيشينيان پند بگيريد پيش از آنکه آيندگان از شما پند بگيرند
[4] اين جهان پست و مذموم را رها کنيد زيرا که افرادی را که از شما شيفته تر نيست به آن بوده اند رها ساخت
[5] سيدرضی مي گويد : بعضی از نادانان اين خطبه را به معاويه نسبت داده اند ولی بدون ترديد اين خطبه از سخنان اميرمؤمنان است : طلا کجا و خاک کجا ؟ آب گوارا و شيرين کجا و آب نمک کجا ؟ دليل بر اين مطلب سخن عمروبن بحر جاحظ است که ماهر در ادب و نقاد بصير سخن مي باشد او اين خطبه را در کتاب البيان والتبيين آورده و گفته است : آن را به معاويه نسبت داده اند سپس اضافه کرده که اين خطبه به سخن امام ( ع ) و به روش او در تقسيم مردم شبيه تر است و اوست که به بيان حال مردم از غلبه ذلت تقيه و ترس واردتر است سپس مي گويد : تاکنون چه موقع ديده ايم که معاويه در يکی از سخنانش مسير زهد پيش گيرد و راه و رسم بندگان خدا را انتخاب کند ؟